برجام در دوراهی ؛ منافع ملی یا حزبی!

در آخر توصیه به همه دلسوزان نظام این است که بخاطر منافع ملی و مردم، برجام را آنگونه که هست تبلیغ کنیم، نه آن گونه که دلمان می خواهد باشد.ممکن است عده ای گمان کنند که با تبلیغ غیر واقعی برجام راه موفقیت آنان در انتخابات آینده تضمین می شود،

از همین حالا می شود حدس زد که چه اتفاقی می افتد و مدل رفتاری آمریکا بعد از برجام ابعاد و مختصاتش چیست.

برنامه این است که آمریکایی ها می خواهند از مسیر دیگری فرآیند بازگشت تحریم ها را آغاز و گسترده تر شکل دهند و دوباره مذاکرات دیگری برسر پروژه های مهم دیگری شروع شود.مسئله هم این است که آمریکایی ها از طریق متن برجام ایران را دربخش هسته ای دچار توقف کرده و کنترل نموده اند؛ و بر اساس روح برجام نیز در پی آن هستند جمهوری اسلامی را در سایر مولفه های اقتدار ملی از جانب انتفاع ساقط نمایند.

به همین جهت بود که اوباما چند روز پیش مدعی شد ایران بایدپیام برجام را درک کند و به روح برجام نیز متعهد باشد.برای مواجهه با این سناریو خطرناک آمریکایی ها ، بعد از فهم و درک دقیق و عمیق مسئله بایدموارد زیر را مورد توجه قرار داد:

1- خطری که احساس می شود جبهه گیری بین دو گروه موافق و مخالف برجام است . مخالفان بی شک دست به سرزنش و شماتت خواهند زد که ما از اول برج دست ساز شما را کج می دانستیم حتی اگر تا ثریا برود و از طری موافقان هم از پای نخوهند نشست و طرف مقابل خود را به کارشکنی ، دگم اندیشی و… متهم کرده و از تیغ تیز بی اخلاقی سیاسی خواهند گذراند . همه عناصر و نهادهای کشور با درنظر گرفتن منافع ملی باید نقش و رفتار سیاسی خود را تنظیم نمایند. بر این اساس دولت لازم نیست برجام را فتح الفتوح وآفتاب تابان بنامد و از دیگر سو منتقدین باید به این نتیجه برسند که اولاً پذیرش برجام موضع نظام بوده است و نه دولت؛ ثانیا در این شرایط حساس تقابل با دولت و ایجاد دوقطبی با دولت به هیج وجه به مصلحت کشور نیست از یک سو موجب خسران منافع ملی می شود و از طرفی موجب سرخوردگی یا رادیکالیزه شدن دولت خواهد شد. البته این به معنای کنار گذاشتن نقد نیست بلکه نقد های سازنده و دلسوزانه نباید لحظه ای دچار بی اعتنایی و وقفه شود. مخلص کلام اینکه همه گروهها و نهادها باید با در نظر گرفتن منافع ملی بر سر منفعت کشور و مردم در قضیه ی هسته ای به نقطه وحدت و اجماع دست یابند.

2- نتیجه ای که از وحدت و همدلی ملی حاصل می شود باید ما را به این ذهنیت و رفتار برساند حال که آمریکایی ها در حال دور زدن برجام و بازگشت تحریم ها هستند ،باید خط تقابل و موضع مطالبه گری با استکبار را در پیش گرفت . باید بدانیم که دشمن و رقیب اصلی ، آمیرکایی ها هستند نه عناصر و گروههای سیاسی داخلی ، و نباید بی جهت افراد و جریانات داخلی منتقد را افراطی و تندرو نام ببریم. بی شک چرخاندن توپی که باید به سمت دشمن شلیک می شد به سمت نیروی خودی و هدف قرار دادن جبهه داخلی می تواند خسارت های
بسیاری را به همراه داشته باشد از دوقطبی شدن فضای خودی تا ایجاد اشتباه محاسباتی در ذهن مردم ،از رادیکالیزه شدن دولت تا ایجاد یاس در ذهن مردم .

3- جمع بندی و محاسبات آمریکایی ها در ایران پسا برجام این است که می توانند به بهانه ها و روش های متقلبانه ی گوناگون نقض برجام کنند و موضوع بازگشت تحریم ها را به پیش ببرند، در عین حال افردی در داخل هستند که اقدامات آنها را توجیه می کنند؛ افرادی که برجام را آفتاب تابان معرفی می کنند؛آفتابی که در ایران مشغول نورافشانی است! بی شک چنین مواضعی همان ” بزک کردن” چهره ی کریه آمریکایی هاست . بنابراین لازم است به سرعت این مواضع نادرست و ضد منافع ملی خاتمه یابد و به صراحت و با استفاده از ظرفیت های دیپلماسی ، در مواردی که نقض برجام صورت گرفته اعلام شود و از طرف دیگر به اعلام بسنده نشود و در این زمینه با توجه به پتانسیل های
مختلف جمهوری اسلامی واکنش های لازم – البته با اجماع نظر ملی و به صورت مقتدرانه – اعمال شود.

4- در آخر توصیه به همه دلسوزان نظام این است که بخاطر منافع ملی و مردم، برجام را آنگونه که هست تبلیغ کنیم، نه آن گونه که دلمان می خواهد باشد.ممکن است عده ای گمان کنند که با تبلیغ غیر واقعی برجام راه موفقیت آنان در انتخابات آینده تضمین می شود، اما یادمان باشد چنین ایده و راه حلی ممکن است برای یک جریان در انتخابات تولید منفعت کند، اما برای منافع ملی و تحقق مطالبات مردم بشدت تهدیدکننده خواهد بود.

دکتر عزیز غضنفری ؛ کارشناس مسائل ایران

دبیر این صفحه:

لینک کوتاه خبر:

https://rivasjonoob.ir/?p=29591

شما هم دیدگاهتان را با دیگران به اشتراک بگذارید

اگر مایل هستید ایمیل و شماره تماستان را هم وارد کنید؛ این اطلاعات منتشر نمی‌شود.