دود کارخانه قند یاسوج به چه قیمتی باید بالا رود؟ آلایندگی فراوان و مسئولانی که به قانون تمکین نمیکنند+ اظهارنظر تکاندهندهی مدیرکل محیط زیست
ریواس/ اگرچه محیط زیست در ایران و به تبع آن در کهگیلویه و بویراحمد جدی گرفته نمیشود، اما اخیرأ آلایندگی غیرقابل تحمل کارخانه قند یاسوج از زمین و هوا به چالشی بزرگ تبدیل شده، چالشی که البته گویا برای همه مهم است به جز دستاندرکاران این کارخانه که با امنیتی کردن مسائل نه گوششان به انتقادات رسانهها بدهکار است و نه به قوانین، تمکین میکنند! حالا سوال این است، آیا راهکاری وجود دارد که هم چرخ کارخانه بچرخد و هم محیط زیست تخریب نشود؟
به گزارش ریواس جنوب از یاسوج، کارخانه قند یاسوج که از سال ۱۳۴۴ آغاز به کار کرد و در مقطعی با رکود و تعطیلی و حواشی فراوان مواجه شد، اگرچه یک نماد صنعتی در این استان به حساب میآید و همه باید کمک کنند تا دود این کارخانه، خاموش نشود اما سوال این است که این دود به چه قیمتی باید حفظ شود؟ این دود باید به چشم چه کسانی برود؟ آیا همه دود این کارخانه باید به چشم محیط زیست برود؟
واقعا، مرز حمایت از یک کارخانه تا کجاست؟
کارخانه قند یاسوج به همان اندازه که یک نماد صنعتی است، همواره با این حواشی هم مواجه بوده که به محلی برای تزریق نیرو و بهرهبرداریهای سیاسی، تبدیل شده است.
ورود شهید رئیسی در کسوت رییس قوه قضاییه وقت و شروع فعالیت آن بعد از چند سال تعطیلی و همچنین واگذاری آن به مجموعه ستاد اجرایی فرمان امام (ره) موجب شده تا برخی ها تلاش کنند این کارخانه را در یک هالهای از نور ببرند و به آن قداستی بدهند که حتی انتقاد از آن هم هزینه و تاوان داشته باشد.
در ابتدای شروع به فعالیت کارخانه قند یاسوج به دلیل مستهلک بودن سیستمهای تصفیه پساب و فاضلاب این کارخانه، آلودگی بسیار شدیدی با بار الی بالا در فاضلاب و پساب آن مستقیما وارد رودخانه زلال و پرآب بشار یاسوج میشد؛ موضوعی که نه دلسوزی برای محیط زیست بلکه بوی تعفن فاضلاب این کارخانه صدای اهالی همسایهی آن را در اکبرآباد و نجفآباد و سروک، درآورد و موضوع به یک جنجال رسانهای هم تبدیل شد.
در همان روزها و با گزارشی که ریواس جنوب از آلایندگی بالای کارخانه قند یاسوج منتشر کرد، یکی از مسئولان این کارخانه با همان ذهنیت تقدیس این کارخانه و امنیتی کردن آن، در تماسی با دفتر این سایت خبری گفت که بسیاری از رسانهها درک درستی از موضوعات ندارند و نمیدانند که کارخانه مهمتر از رودخانه است؛ او گفت که خبرنگاران باید درک کنند که بین فعالیت کارخانه قند با این حجم بالای تولید و اشتغال فراوان و آلودگی رودخانه بشار، کدام مهمتر است و کدام اولویت است؟
واقعیت آن است که در بین بسیاری از ذینفعان و دستاندرکاران کارخانه قند یاسوج از تهران تا یاسوج، چنین ذهنیتی وجود دارد و آنها فعالیت این کارخانه را نه بر تخریب محیط زیست بلکه بر هر چیزی ترجیح میدهند و حتی حاضر نیستند انتقادات را هم بشنوند و اصلاح کنند!
شکی وجود ندارد که کارخانه قند یاسوج باید فعال باشد و دود از آن بالا رود اما سوال اساسی این است که آیا نمیشود هم کارخانه فعال شود و هم استانداردهای حفظ محیط زیست رعایت شود؟ آیا نمیشود تکنولوژی را به کار گرفت که پساب یک کارخانه مستقیما وارد رودخانه نشود و تصفیه و سالمسازی شود؟
کیست که نداند پساب کارخانه قند، سرشار از محلولهای قندی و بار الی فاضلاب بالا است که همه اکسیژن محلول در آب را میبلعد و با ایجاد یک شرایط بیهوازی، هر جنبندهای در رودخانه و سطح کیفی آب را نابود میکند؟
کارخانه قند یاسوج با همان ذهنیت، امنیتی کردن موضوع هرگز پاسخگوی رسانهها و انتقادات نبودند و هنوز هم این فاضلاب، به روش اصولی تصفیه نشده و از طریق حوضچههای تهنشین، به روش زهکش وارد رودخانه میشود.
اما موضوعی که اکنون و بار دیگر حواشی کارخانه قند یاسوج را نقل محافل کرده، اظهارنظر شجاعانهی مدیرکل محیط زیست است؛ دیانتی گفته که آلایندگی کارخانه قند یاسوج از حد استاندارد فراتر رفته و قابل تحمل نیست؛ او گفته که حتی علیه کارخانه قند، پیگیری قضایی کردیم اما گوش کسی بدهکار نیست و افرادی هستند که میخواهند این کارخانه به هر قیمتی فعالیت کند و ایرادات را اصلاح نکنند؛ دستهای بالاتر از همه و فشارهایی برای عدم اجرای قانون وجود دارد.
اظهار نظر مدیرکل محیط زیست از چند منظر قابل تامل است؛ ابتدا اینکه در این مملکت همیشه افرادی فراتر از قانون هستند که زورشان نه تنها از محیط زیست بلکه از آرای قضایی هم بالاتر است؛ حالا محیط زیست و آیندهی فرزندانمان پیشکش، چرا باید به قانون دهنکجی شود؟
هیچ کس دنبال تعطیل شدن کارخانه قند نیست اما چرا مدیران و مالکان و افرادی که از فعالیت این کارخانه سود اقتصادی دارند، نمیخواهند به قانون تمکین کنند و استانداردهای محیطزیستی را رعایت کنند؟ مگر چه تکنولوژی نیاز است که مجموعه اقتصادی ستاد اجرایی فرمان امام قادر به تأمین آن نیست؟ چرا نباید هم چرخ کارخانه بچرخد و هم محیط زیست از زمین و هوا و آب و خشکی، تخریب نشود؟
اخیرأ وقتی از سمت شیراز وارد یاسوج شویم در محدوده سروک و اطراف کارخانه قند یاسوج،شاهد یک غبار غلیظ و آلاینده در آسمان هستیم که هرچند موضوع را با مسئولان محیط زیست استان کهگیلویه و بویراحمد در میان گذاشتیم اما آنها از پاسخ مستقیم و روشن در مورد منبع این آلایندگی امتناع کردند؛ به نظر میرسد این آلایندگی بیارتباط با اظهارات پیشین مدیرکل محیط زیست در مورد آلایندگی فراتر از حد کارخانه قند یاسوج نباشد.
این آلایندگیها در کنار گرد و غبارهایی با منشأ بیابانهای عراق، این روزها طبیعت و آب و هوای سالم سرزمین چهارفصل کهگیلویه و بویراحمد را به چالش کشیده و اگر فکری اساسی برای استانداردسازی صنایع آلاینده این استان نشود، یکی از تنها سرمایههای این استان یعنی آب و هوای سالم را نیز از دست خواهیم داد.
و باز هم یاد آن طنز تلخی میافتیم که میگوید خدا پدر و مادر مسئولان استان کهگیلویه و بویراحمد را بیامرزد که در این استان کارخانه و صنعت و هلدینگ نساختند تا حداقل آب و هوا و محیط زیستمان خراب نشود و از طرفی هم مورد حمله دشمنان و اسراییل قرار نگیریم.
انتهای پیام/ بنام
