پازل معاونین استانداری کهگیلویه و بویراحمد با انتخاب جعفر گوهرگانی در معاونت هماهنگی امور اقتصادی و توسعه منابع، تکمیل شد؛ این گزارش به تحلیل چگونگی این انتخاب و نقا ضعف و قوت این مدیر پرداخته است.
به گزارش ریواس جنوب از یاسوج، استاندار جدید کهگیلویه و بویراحمد در نخستین روزی که رسما در این استان لب به سخن گشود و گفت که معاونین استانداری باید در حد معاون وزیر باشند و از سکون و رکود در برخی مسئولیتها سخن گفت همه حدس میزدند که او هر سه معاون خود را تغییر میدهد.
علی محمد احمدی این تغییرات را زود گفت و خیلی دیر عمل کرد تا انرژی و نشاط حاصل از تغییر، کمتر شود.
او بالاخره دو معاون عمرانی و سیاسی خود را تغییر داد اما معاونت اقتصادی او طولانیتر شد تا اینکه دو روز پیش بالاخره حکم انتصاب جعفر گوهرگانی به جای مجید محنایی امضا شد و به استانداری ابلاغ شد.
البته همه تقصیرات طولانی شدن پروسه تغییر معاونین، متوجه استاندار نبود؛ جعفر گوهرگانی نیروی وزارت جهاد کشاورزی بود و انتقال بین 2 وزارتخانه به نسبت دو معاون دیگر که نیروی خود وزارت کشور بودند، سختتر و طولانیتر بود.
از طرفی وزیر جهاد کشاورزی که اعتقاد خاصی به گوهرگانی داشت تا آخرین لحظه تلاش کرد که این نیروی کاربلد را از دست ندهد؛ او برای معاونت وزارت جهاد کشاورزی هم مطرح بود و محمود حجتی تا توانست امضای مأموریت او را برای رفتن به وزارت کشور به تأخیر انداخت اما نهایتا آن را امضا کرد.
گوهرگانی با همه نقایصی که در کارش در جهاد کشاورزی داشت اما در هر ردهبندی با هر شاخصی او جز 2 مدیر برتر و موفق کهگیلویه و بویراحمد بود و این را خیلیها قبول دارند.
او البته مخالفین سرسختی هم داشت و تقریبا به هر دری زدند که او به استانداری نرود؛ تلاشهایی که هم در بین سیاسیون، هم مناطق جغرافیایی کهگیلویه بزرگ و هم در بین برخی همکارانی که از او دلخور بودند به وضوح دیده میشد.
موجهای منفی و مخالفتها آنقدر زیاد بودند که خیلیها باورشان شد که انتصاب گوهرگانی در معاونت اقتصادی استانداری منتفی شد.
هر چند خود گوهرگانی علاقه چندانی به رها کردن میدان اجرا و رفتن به یک حوزه غیراجرایی را نداشت اما موضوع برای خود او هم حیثیتی شد و برای همین بود که خبر انتصاب او خوشحالکننده شد.
عدل هاشمی از مخالفین اصلی رفتن گوهرگانی به استانداری بود البته او عملکرد و توان مدیریتی گوهرگانی را قبول داشت و مخالفتش برای بیسهم شدن حوزه انتخابیهاش از معاونین استانداری بود.
موضوعی که استاندار کهگیلویه و بویراحمد در همان روزهای نخست، خط قرمز خود معرفی کرد و گفت که معاونینم را سهمیهبندی جغرافیایی نمیکنم و همینگونه هم شد.
عدل هاشمی یک روز قبل از امضای این حکم آنقدر مطمئن بود که جلوی خبرنگاران قرار گرفت و گفت که معاونت اقتصادی به گچسارانیها نمیرسد و یک نفر از کهگیلویه در این مسئولیت قرار میگیرد!
در سوی دیگر، گوهرگانی در جهاد کشاورزی آنقدر خوب عمل کرد که در دولت دوازدهم هم نه تنها بحث تغییرش مطرح نبود بلکه صحبت از ارتقای او بود و تردیدها فقط در رفتنش به تهران یا به استانداری کهگیلویه و بویراحمد بود.
علاوه بر عملکرد خود او، حمایتهای غلامرضا تاجگردون نیز بسیار مؤثر بود؛ گوهرگانی مدیری است که میشود از مدیرتش مطمئن بود و به قدرت مدیریتش در اداره یک دستگاه و یک مجموعه اعتماد کرد.
علاوه بر این، گوهرگانی با وجودی که به شخصه مدیری رسانهای نبود اما با اعتقاد به نقش رسانه، از این ظرفیت به خوبی بهره گرفت و با انتصاب یک مشاور رسانهای به کمک قدرت رسانه، به خوبی با مردم و جامعه کشاورزی ارتباط برقرار کرد و جهاد کشاورزی را روی آنتن برد.
همه اینها به او کمک کرد تا گوهرگانی بعد از یک دوره موفق در جهاد کشاورزی و میدان اجرا به ستاد فرماندهی استانداری برود و مجموعهای بزرگتر را راهبری کند.
چند روز دیگر دقیقا 4 سال میشود که گوهرگانی مدیریت جهاد کشاورزی را عهدهدار بود؛ ایامی که در دوران کمپولی دولت، فراز و نشیبهای زیادی داشت اما جذب اعتبارات در این سازمان با پیگیریهای شخص گوهرگانی و حمایتهای تاجگردون و استاندار وقت بر بیپولیها میچربید و اعتبارات خوبی در حوزه عمرانی به جهاد کشاورزی آمد هر چند در حوزه رفاهیات و مزایای کارکنان و هزینههای جاری، مشکلات زیادی بود و کارکنان بخش کشاورزی فشارهای زیادی را در این حوزه تحمل کردند.
کارکنان جهاد کشاورزی از تبعیضی که در حقوق آنها به نسبت سایر ادارات وجود دارد به شدت ناراضی هستند و این موضوعی بود که میشد برای رفع آن پیگیری بیشتری صورت میگرفت و از طریق نمایندگان و سازمان برنامه بودجه این ایراد اساسی را رفع کرد.
واقعیت این است که اشل حقوقی وزارت جهاد کشاورزی از اساس بسیار پایین است و این ایراد، مدیریت مالی هر سازمانی را دشوار میکند و همین هم علت اصلی نارضایتی کارکنان در حوزه رفاهیات و مسائل مالی است.
با وجود این مشکلات، رویکرد گوهرگانی زیرساختی و توجه به رفع ریشهای ایرادات به ویژه در حوزه مالی بود؛ برای همین معوقات بیش از یک دهه پیمانکاران، بازنشستگان، خانواده ایثارگران، مطالبات انباشته شده شهرداریها و تأمین اجتماعی از سالها قبل پرداخت شد و این رویکرد هم تا حدی به کاهش توجهها به رفاهیات و مزایای کارکناش حداقل در کوتاه مدت شد.
پرداخت این مطالبات کمرشکن و سنگین در راستای همان روحیه ریسکپذیری گوهرگانی اقدامی است که کار مدیر بعدی را راحت میکند اما در دوره خود او باعث شد که کارکنان احساس رفاه نکنند.
توجه به سهم بانوان در مدیریتهای بخش کشاورزی نیز از نکات روشن کارنامه عملکردی او است.
اما همه کارنامه گوهرگانی البته در جهاد کشاورزی روشن نبود؛ اگر همه عملکرد او را شخم بزنیم سه ایراد اساسی در کار او بیش از موارد دیگر وجود داشت.
مخالفینش میگویند او به مناطق باشت و گچساران بیشتر رسیده است و آنجا را آبادتر کرده است؛ انتقادی که اینطور توجیه میشود که گوهرگانی در تعریف پروژههای بخش کشاورزی، عدالت جغرافیایی را در نظر گرفته اما این نمایندگان مجلس هستند که برای تأمین اعتبار و تخصیص آن باید هنر و نفوذ خود را به کار بگیرند.
سد ایلیآباد، پمپاژ شاهزیار و طلاگه در بهمئی، آبیاری تحت فشار دشت آبلش لنده، پمپاژ قلعهگل و عمارت در کهگیلویه، سد کوهبرد در دهدشت، پمپاژ و احداث باغات شمسآباد چرام، سد مارون، سد چاروسا، آب رسانی به اراضی هزار هکتاری دلی نعمتالهی دیشموک، آبرسانی به دشت دهدشت و چندین پروژه اساسی از جمله پمپاژ مختار، قطرهای کاکان، رودشتی، بیژگن و پمپاژ دهپایین سادات محمودی بویراحمد و دنا و احداث هزاران کیلومتر کانال آبیاری در همه نقاط این استان همگی نشانههایی هستند که او حداقل در تعریف پروژه، به همه مناطق توجه داشته است هر چندعدم پیگیری برای جذب اعتبار، برخی از این پروژهها را زمینگیر کرده است.
واقعیت آن است در 20 پروژه شاخصی که 2 دهه روی زمین مانده بودند و با ریسک و تدبیر به بهرهبرداری رسیدند، همه مناطق استان در آن سهم داشتند و تنها نکته این است که در گچساران پروژهها از پشتوانه مالی بهتری برخوردار بودند که آن هم ارتباط چندانی به جهاد کشاورزی نداشت.
ایراد اساسی دیگری که به عملکرد گوهرگانی گرفته میشود، استخدامهای زیاد بوده است؛ موضوعی که او همیشه افتخار کرده است که توانسته از مجرای قانونی و با مجوز سازمان اداری استخدامی کشور و مجلس شورای اسلامی حدود 300 خانواده را نان دهد.
البته به او ایراد میگیرند که در این استخدامها برخی آشنایان و بستگان هم به کار گرفته شدند که باید گفت مدیری که ریسک میکند و مجوز استخدام300 نفر را با پیگیری و فشار میگیرد، طبیعی است که 2 نفر هم از نزدیکان او وارد سیستم شوند؛ واقعیت این است که گوهرگانی به هر دهکورهای هم که میرود یک جوان و یک مادر شهید و یک کشاورز برای او دست به دعا میبرد و این نشان میدهد که استخدامهای او از همه مناطق این استان بودهاند.
موافقین این استخدامها هم میگویند اگر این پیگیریها نمیشد یک نفر هم استخدام نمیشد و این استخدامها استفاده از یک ظرفیت ملی بود نه اینکه حقی را در استان ضایع کنند؛ آنها میگویند گوهرگانی با رایزنی حتی سهمیه این استان را افزایش داده تا افراد بیشتری از خیل بیکاران جدا شوند و صاحب شغل شوند.
همین چند روز پیش که استاندار به همراه مدیران به دیشموک رفته بود، چند جوان به دست و پای گوهرگانی افتادند که زندگیاشان را از بیکاری و فقر نجات داده است.
ایراد اساسی دیگری که از او میگیرند این است که مدیران انتخابی او مدیران ضعیفی بودند و استفاده بسیار زیادی از نیروهای اصولگرا شده است؛ در مورد اول میتوان تا حدی به منتقدین حق داد چرا که بخش زیادی از مدیرانی که در این دولت مسئولیتها را در جهاد کشاورزی به عهده گرفتند به نوعی از مدیران قبلی ضعیفتر بودند اما به لحاظ گرایش سیاسی آنها نمیشود ایراد زیادی گرفت چرا که شعار دولت، اعتدالگرایی و استفاده از توان مدیریتی همه گرایشهای سیاسی بود و گوهرگانی هم مدیر همین دولت بود؛ رویهای که در همه استانها هم بوده است.
این نکته نیز وجود دارد که بسیاری از مدیرانی که از گوهرگانی مسئولیت گرفتند، سهمیه اصلاحطلبان و مورد حمایت چهرههای خاص اصلاحطلبی بودند و این افراد خود ار فعلا اصلاحطلب معرفی میکنند و سیستمی برای راستیآزمایی یا پالایش این ادعاها هم نیست!
گوهرگانی خود در این رابطه میگوید که در انتخاب مدیران زیرمجموعه، دستش خالی بوده و در وضعیت موجود انتخاب کرده است.
با همه این توصیفات، گوهرگانی در جهاد کشاورزی یک مدیر شاخص و اثرگذار بود و مزد آن را هم گرفت و استاندار سختگیر و جدید کهگیلویه و بویراحمد به او اعتماد کرد تا مهمترین معاونتش را به او بسپارد.
مهم از این جهت که همه میدانند که اعتبارات دولتی محدود است و اگر قرار باشد در این استان تحرکی در اشتغال و تولید رخ دهد در حوزه اقتصادی و با تکیه بر توان سرمایهگذاری، متقاضیان بخش خصوصی و منابع بانکی است که همه اینها در حوزه اختیارات معاونت امور اقتصادی است.
از سوی دیگر نبض مالی و اداری این استان و همچنین موضوع مهم نیروی انسانی در این معاونت است.
جعفر گوهرگانی هم که در جهاد کشاورزی نشان داده است که مدیری نیست که بنشیند تا بقیه به او بگویند چه بکند و چه نکند، در این معاونت مهم بدون شک از اقتدار مدیریتی برخوردار خواهد بود؛همان چیزی که استاندار از مدیرانش میخواهد.
اگر علیمحمد احمدی آنگونه که خودش در روزهای نخست وعده داده است، به معاونینش اختیار و اقتدار بدهد بدون شک میتوان گفت که جعفر گوهرگانی مقتدرترین معاون احمدی خواهد بود.
بخشی از فعالیتهای سازمان جهاد کشاورزی به روایت تصویر
———————-
گزارش از کریم بنام
———————-
انتهای پیام/ک-ب








































































2 Comments
راستش بگو چقد از این ……..گرفتی تا تعریف و تمجیدش کنی
خدا لعنت که تهمت میزنی خدا لعنتون کنه روز قیامت هم هست