شاید روزی که برای اولین مرتبه ها شایعه گرانی و افزایش قیمت ها رواج پیدا کرد هیچکس باور نمیکرد که این شایعه یک واقعیت آشکار شود.
این شایعه بصورت سیمولیشن و نم نمک حرکت کرد تا تبدیل شد به یک واقعیت عظیم الجثه، مهیب و ناامید کننده.
به گزارش ریواس جنوب، این روزها برای بسیاری از هموطنانمان روزهای بسیار سختی میگذرد.
ماها حالمان ناخوش است. کمرمان زیر قیمت های وحشتناک اجناس خم شده است.
کسانی هستند که نان شبشان را ندارند، کسانی هستند که شرمنده خانوادهایشان هستند و دنبال یک لقمه نان هستند.
کسانی هستند که مریض دارند و از عهده مخارجشان بر نمی آیند .
کسانی هستند که اجاره خانه ندارند و در سختی و عذاب روزگار میگذرانند.
کسانی هستند که چندین جوان بیکار دارند و فشار روحی و روانی زیادی را تحمل میکنند و مسولان ما در بی مسئولیتی محض و با بی تفاوتی تمام به خواب پاییزی رفته اند!
هیچکس عین خیالش نیست! انگار که نه انگار دولتی هست و انقلابی بود! فقط صدا و سیما هر از گاهی با تحریک احساسات مردم آنها را صبور و مرد روزهای سخت می داند! آری ما مردم صبوری هستیم و ساخته شده ایم برای روزهای سخت،اما هیچگاه زیر بار بی مسولیتی هم نباید برویم.
در اوایل بحث گرانی و التهاب بازار هم مردم و هم مسولین هر از گاهی از گرانی می نالیدند و حداقل در شعار کوسوی امیدی برای بازگشت به ارامش بوده اما حالا باید گفت که گویا همه راضی شدند و سکوت را ترجیح می دهند.
عادی شد! عادی تر از همیشه!
به راحتی آب خوردن جنس 8هزارتومانی 28هزارتومان شده و ما مردم هم برای خرید آن صف می بندیم.
عادی شد! عادی تر از همیشه!
آنقدر عادی شده که جنسی که قبلا ده هزارتومان بوده، حالا به قیمت 31 هزار تومان میخریم، کلی هم خوشحالیم و پیش خود می گوییم چه ارزان شده از 35 هزار میفروشند31 هزار.
عادی شده! عادی تر از همیشه
کجا رفتند مدیران؟ کجا رفتند مسولان؟ کجا رفتند نیروهای انقلابی؟ چرا کسی به فکر مردم نیست؟ دولت کجا رفت؟ پاسخش در مقابل چشمان گریان این مردم بی بضاعت چیست؟دولت ضعیف است درست، چرا بقیه نهادها ورود نمی کنند؟ اصلا چرا صدا و سیمای ما نباید 24ساعته به موضوع گرانی و ضعف همه دستگاها و نهادها در این مصیبت بپردازد؟
این روزها مردم در تامین کالاهای اساسی خود مانده اند، دیگر کسی توان خرید کالاهای اولیه را هم ندارد! کالاهای ثانویه پیشکش!
افزایش خودسر قیمت ها و ناتوانی مسولان در کنترل بازار بیش از هر زمانی ملت ایران را ناامید، خسته و عصبی کرده است.
شرممان بیاید از پدری که ماه ها از خانه خود بیرون می رود، دلتنگی فرزندانش را تحمل می کند تا پولی انباشته کند اما بعد از چند ماه پس انداز وقتی به خانه بر میگردد باید تمام انباشته شده خود را در یک روز بر باد دهد.
انتهای پیام: عظیم بنام
