سرویس خبری سلیمان مظفری

یک نفر زیاد بحث کرد، بردند سرش را بریدند

بعد از مدتی که مغازه داشتم و کار می‌کردم با چندتا طلبه آشنا شدم که و با آنها رفت و آمد می‌کردم. بعدها فهمیدم که آنها از اخوان المسلمین هستند. حدود چند سالی همراه این افراد بودم و با آنها نشست و برخواست می‌کردم. بعد از آن کار را عوض کردم و در منطقه پلدختر کشاورزی کردم و در آنجا در امر کشاورزی شکست خوردم و بسیار ضرر کردم. همین ضرر باعث شد تا از این افراد هم جدا شوم و راهی تهران شوم. در تهران ابتدا کارگری کردم و بعد هم پیمانکار ضایعات آهن شدم. حدود 5 یا 6 سال پیمانکار ضایعات آهن بودم و با چندتا شرکت معتبر هم کار می‌کردم.

پربحث ترین

تصویر روز:

پیشنهادی