سمیرا متین نژاد
در زمانهای دور یا بنا بر شواهد، نهچندان دور، فسونخوانان برای بستن دهان دشمنانشان یا جلوگیری از مخالفت دوستان، حرز زبانبند مینوشتند تا بهاصطلاح زبان آنان از مخالفت یا دشمنی قاصر شود. این دعا خواستنها و دعانوشتنها، گرچه که هنوز هم ادامه دارد، دستکم در سالهای اخیر شکلی جدید به خود گرفته است. گونهای که با “عذرخواهی عمومی” از زنان، مردان و هممیهنان صورت میگیرد؛ اما به مراتب هم ارزانتر از تعویذ است و هم خواص مهرگیا را با خود دارد و به محض آنکه کلمات جادویی حاکی از طلب بخشش بر زبان آمد، علاقه و مهر مردم نیز به فرد یا گروه عذرخواهنده بیشتر میشود. عدهای در هواداری بر میآیند و حتی قبول ندارند که عذرخواهی یعنی پذیرش و تاییدی بر صحت خطای رویداده و عدهای دیگر هم این گفتار را چنان الوهی تصویر میکنند که آن فرد را تا قلههای پاکدامنی و معصومیت میکشانند.
در فرهنگ کهن ایرانی و اسلامی، عذر خواستن از کمال اخلاقی خطاکار است و عذر پذیرفتن از بزرگی منِش آسیبدیده. بزرگان، شعرا، اندیشمندان، فلاسفه، عرفا، امامان، پیامبران، اندرزگویان و خطبهخوانان همواره در هر مقال و فرصت و منبری از ضرورت بازگشت و فراگیری اندوه اشتباه در قلب و به زبان آوردن آن در قالب عذرخواهی یاد کردهاند و طرف مقابل را به این سخن شهره پند دادهاند که “لذتی که در عفو است در انتقام نیست.” با این حال، فرهنگ پوزشخواهی همچنان در مرام و مسلک ما پدیدهای نوبنیان بهشمار میرود؛ چه در تعاملات فردی و چه در روابط دولت و شهروند یا حتی در درجهای صمیمانهتر رابطه هنرمند و مردم یا هنرمند و مخاطب.
پدیده عذرخواهی در سالهای اخیر بهویژه در میان سیاسیون و دولتمردان رواج یافته است: در سال ۱۳۹۲، حسن روحانی رئیس جمهوری، در گفتوگوی تلویزیونی خود درباره اشکالات طرح توزیع سبد کالا از مردم عذرخواهی کرد. در آن زمان، این عذرخواهی بازتابی در شبکههای مجازی، بحثها و گفتوگوها یافت و مردم پنداشتند که با دولتی مواجهاند که در برابر رفتار و عملکرد خود مسئولانه برخورد خواهد کرد.
در ردههایی پایینتر، در بهمنماه ۱۳۹۳ معصومه ابتکار، رئیس وقت سازمان حفاظت از محیطزیست بابت بروز بحران گرد و غبار در خوزستان از مردم عذر خواست. اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس جمهور در فروردین ۱۳۹۴ و در مهر ۱۳۹۷ دو بار بابت مشکلات اقتصادی و کمبود شغل جوانان عذرخواهی کرده است، در آذرماه ۱۳۹۸ محمدجواد آذری جهرمی وزیر ارتباطات بابت اختلال در شبکه اینترنت و قطعی آن در زمان اعتراض به افزایش نرخ بنزین معذرت خواست، در سال ۱۳۹۹ علی ربیعی، سخنگوی دولت بهدلیل فشارهای ناشی از تحریمهای آمریکا و وزیر آموزش و پرورش، محسن حاجی میرزایی، بابت حذف تصویر دختران از روی جلد کتاب ریاضی عذر خواستهاند؛ جز اینها محمد باقر نوبخت در زمان تصدی سمت سخنگویی دولت تدبیر و امید، علیاصغر عنابستانی نماینده مجلس به دلیل درگیری با سرباز وظیفه و سید محمد خاتمی هم در نوروز ۱۴۰۰ بابت کاستیها و کمبودها در عملکردش عذر تقصیر از مردم خواسته است.
کافی است به این فهرست بلندبالای عذرخواهی از مردم نظری بیندازیم تا با لبخندی بر گوشه لب، بدانیم تا چه اندازه از این روش اخلاقی بهعنوان دستاویزی برای کوتاه کردن صدای مخالفان و منتقدان استفاده شده و تا چه اندازه این گونه معذرتخواهیها بیارزش است؛ زیرا نه به استعفا از سر شرمندگی انجامیده و نه به تغییر منش رفتاری یا سیاستهای کاری.
این روش که همچون دعایی که افسونگران مینویسند، خاصیت دعوت به سکوت، مظلوم به چشم آمدن و تقدیس از اشتباهات را دارد، در دیگر عرصهها نیز باب شده است.
همین یکی دو روز پیش، محسن نامجو با پذیرش خطایش در ارتباط با زنانی که از او با عنوان متعرض جنسی یاد کرده بودند، عنوان کرد که از رفتارش پشیمان و عذرخواه است. گفت که آموزش ندیدن درباب مسائلی همچون ارتباط با زنان بهدلیل فرهنگ غالب مردسالاری در ایران، او را در زمینه روابطش با آنان دچار لغزش کرده است و او که سالها تلاش کرده که با تراپی و مشاوره و مطالعه رویکرد خود را تغییر دهد، آلام و رنجهایی را که آن زنان متحمل شدهاند، جبران خواهد کرد. او خود، عذرخواهیاش را ستود و آن را قدمی برای دگرگونی وضعیت برشمرد و اما بعد فایلی صوتی از او منتشر شد که نشان داد این روشنفکر و خواننده امروز از ترفند عذرخواهی سود جسته است نه از فضلیت آن.
پدیده عذرخواهی عمومی، از این خواننده، نویسنده و روشنفکر امروز، مردی شکسته و اندوهگین ساخت که ناچار شده به دلیل فشار و هجمه زنانی که از او به هر نحوی آسیب روحی و روانی دیده بودند، لب به سخن بگشاید و درنهایت، سیل همدردی و تحسین را به جای آنکه روانه آسیبدیدگان کند، به سوی او گسیل کرد؛ البته نباید غافل ماند از اینکه عملکرد محسن نامجو در مقایسه با آیدین آغداشلو گامی رو به جلو بهشمار میرود، اما عذر تقصیر خواستن بهتنهایی و بدون عملکرد قابل لمس، نوعی ریا بهشمار میرود و روشی است برای رهاشدن از اعتراضهایی که متوجه عملکرد فرد است. درست همانگونه که دولتمردان و سیاسیون از آن باعنوان آبی بر روی آتش نارضایتی مردم بهره میبرند و هر از چند گاهی آنان را به سکوت وامیدارند و در آن میان، بهرهبرداری سیاسی خود را از تحسینها بابت عذر خواهی میبرند و بعد همچنان بر میز ریاست و صدارتشان تکیه زدهاند و به امور روزمره میپردازند، بیتزکیهای در دل و تغییری در نفس و نیت کارهایشان، با همان دریافتی و حقوق، با همان جایگاه قدرت و با همان طرز تفکری که پیش از عذرخواهیشان داشتند.
در این میدان، نه مردم باید با دعای دهانبند عذرخواهان در جامعه امروز ایران زبان ببندند و نه منتقدان باید بدون آشکار شدن جلوه واقعی پوزشخواهی و اقدام عملی دربرابر آن سکوت کنند. مطالبهگری در ایران به ثمر نمیرسد، مگر با تداوم تکرار خواستهها و در دست گرفتن ذرهبینی برای نظارت بر عملکرد عذرخواهان در تمامی عرصهها؛ بنابراین، کسی نباید بپندارد در مقام شهروند، مخاطب، آسیبدیده و خسرانچشیده، یک معذرتخواهی لفظی میتواند تحولی در منش اجتماعی، شخصی و سیاسی ایجاد کند؛ البته درنهایت، جامعه به این رشد خواهد رسید که از گریبان چاککردن برای معذرتخواهیهای مصلحتی، دست بکشد و منتظر اقدامی ماندگار باشد.
انتهای پیام/

2 Comments
خیلی خوب بود فقط باید به اونهایی که اصلن هم عذرخواهی نمیکنند اشاره میکردی!!!
مثالها فقط دولت است؟