رفتارهای مجید صفایی در روزهای پایانی مسئولیتش بسیار غیر معمول شده است؛ حدود 6 میلیارد تومان اعتبارات دست به نقد گردشگری جلوی چشمانش برگشت میخورد و او حتی یک مکاتبه هم برای جلوگیری از این فاجعه نکرد! و جالب اینکه در پاسخ کارشناسان بودجه همیشه میگفت که هیچ مشکلی وجود ندارد! او اکنون به جای عذرخواهی از مردم یا استعفا، دیگر ادارات را دلیل برگشت خوردن اعتبارات اداره تحت مدیریتش معرفی میکند.
به گزارش ریواس جنوب از یاسوج، مدیرکل گردشگری کهگیلویه و بویراحمد به جای عذرخواهی از مردم در پاسخی عجیب به برگشت اعتبارات میلیاردی ادارهاش میگوید که مقصر دیگر مدیران هستند که من نتوانستم این اعتبارات را جذب کنم؛ این در حالی است که پیشتر گفته بود که با رایزنیهای انجام شده این اعتبارات را مجددا به استان میآورد!
ادعای عجیبی که هر کس یک کلام سواد بودجهای داشته باشد، معنای برگشت اعتبارات را میداند.
نکته جالب این است که آقای صفایی حتی یک خط نامه هم به جایی ننوشته است که این اعتبارات در حال برگشت خوردن است! آیا واقعا او فکر میکرد که در این دنیای شفاف اطلاعات و رسانه میشود این موضوع به این مهمی را مخفی کرد یا فقط میخواست بحران دوره تغییر مدیریتی را بگذراند و با شگردهایی که دارد، همچنان بر این صندلی بنشیند.
در استانی که دریافت و تخصیص بودجه کار سختی است و زخمهای توسعهای فراوانی دارد حتی اگر هزار تومان هم برگشت بخورد خیانت به مردم است و حالا که حدود 6 میلیارد تومان از اعتبارات گردشگری برگشت خورده کمترین اقدام آقای صفایی این است که استعفا دهد تا بلکه بتوان این فاجعه مدیریتی را هضم کرد.
درخواست استعفا از مدیرکل گردشگری در حالی است که شنیده میشود سید ناصر حسینی و احمدزاده، استاندار کهگیلویه و بویراحمد قصد ابقای این همشهری خود را دارند!
برگشت اعتبارات پروژه تلهکابین یاسوج که 15 سال است وعده احداث آن را میدهیم، آیا چیزی جز به تمسخر گرفتن مردم و صنعت گردشگری است؟
آیا مسئولان ارشد این استان از این موضوع خبر داشتند؟
آیا نمیشد این اعتبارات را جابجا کرد و در جای دیگری هزینه کرد؟ آیا نمیشد جلوی این خیانت به مردم گرفته میشد؟
انتهای پیام/


1 Comment
چرا مدیرانی به استان ما تحمیل می شوند که سواد مدیریتی ندارند؟ نمی توانند موارد مصرف برای بودجه تخصیص یافته تعیین کنند؟! نمی توانند؟!بباد نیستند؟!حداقل از چند پژوهشگر استفاده کنند موارد مصرف تازه تعریف کنند یا به عبارتی راههای صرف هزینه برای اداره متبوعشان پیشنهاد بدهند به آنها بگویند با این بودجه می توانید این مجموعه را احداث کنید این برنامه را دنبال کنید
اما انگار مدیری توانمند است که هیچ مورد مصرفی در اداره تحت امرش پیدا نکرده بودجه را پس بفرستد. سرنوشت بودجه هم که مشخص است به جیب استانی می رود که مدیر شعورمند دارد و چنان مصداق هایی برای مصرف تعریف می کند که بودجه کم بیاید که بودجه برگشتی استانهایی که به جای مدیر, هویج فروش به کار گماشته اند به وی در قالب بودجه فوق العاده تقدیم شود
روزی تاریخ به ریش تمام مردم این استان خواهد ختدید که هنوز در عصر قاجار مانده اند
کجای تاریخ چنین چیزی دیده شده که استانی با این همه زمینه های فعال گردشگری, بودجه اش برگشت بخورد؟
آیا یک کارمند ساده این اداره نمی توانست به مدیر بیکار و دست بسته اش بگوید این بودجه را صرف مرده شهر دهدشت کن
شهری با این وسعت معجزه تاریخ است کافیست بازسازی شود حتی از قبل ساخت فیلم سینمایی می تواند بودجه تعمیر و نگهداری خود در آینده را بپردازد
بس کنید حضرات..این مدیران هیچ گاه بیشتر از یک دربان اداره ای نبوده اند