فصیح بزرگی است و فراوان گنجینه لغات دارد، ادیب است و سخنور و بسیار دان؛ چشم طمع به هیچ ندارد و هرگز برای مال وجاه دنیا نکوشید؛ ردای پدر که پوشید پدردانه رفتار کرد؛ در قید و بند گروه ها و طوایف قرار نگرفت و انگاری در تمام این سرزمین به دنیا آمده است.
عتاب و خطابش ادیبانه است و در چینش کلمات بدجوری ماهر است؛ ناطق نادری است و کم گوی و گزیده گوی ای فاخر..
چتری برای همه است؛ همین مقدار برای توصیفش اگر چه کم است اما مبسوط کوتاهی است که اصل موضوع و فحوا را می رساند…
اهل توصیه و تذکر است اما هیچگاه کلامش تلخ و گزنده نیست و مهمتر اینکه بوی تهدید نمیدهد و انگاری پدری، پسری را مهربانانه خطاب قرار می دهد.
اطرافش شلوغ نیست؛ یعنی آنقدری که جایگاه دارد افراد ندارد؛ شاید عدم نیازش به اعیان و اطراف به واسطه داشتن انبوهی از حسن ها و خصائص نکو است؛ همین مقدر داشته کافی است تا در این دیار به نگاه احترام و عزت نگریسته میشود.
نه چپ است و نه راست؛ در اردوگاه هیچکدام سهمی ندارد و مردمش را عزیز میدارد و همین است که عزیز است.
از روحانیون صاحب منصبی است که مدام می خواند و فراوان مطالعه می کند؛ نه اهل افراط است و نه تفریط را دوست دارد؛ حتی تن صدایش را مدیریت می کند انگونه که ادبا و خطبا…
وارد مسجد که میشود باشکوه ساده ای است به بلندای دنا و غارون سنگین و متین است و به اندازه دشت های دهدشت و چرام اما؛ خاضع و افتاده…
انگاری درخت پرثمر و قامت افراشته ای است که بار دارد و سایه اما شاخسارهای افتاده بر خاک….
چشمه ای است که میجوشد و زلال است و سیراب می کند؛ جاری است در تمام جغرافیای استان و هرگز نگاهش منطقه ای و قومی و قبیله ای نبود چرا که قبیله اش تمام مردم استان و دیگر جز آن هیچ ندارد…
بر پیکر قادر لاهوتی با قدرت حرف زد و جسورانه؛ از حسن خلق و آداب عبادت لاهوتی گفت و تاکید فراوان داشت بر استغفار و استغفار و استغفار…
گویی مخاطبش را می شناخت و نمی خواست صریح بگوید اما ملک حسینی شاید می دانست قدرت ها در حق قادرها قصور داشتند و همان جا خطابشان قرار داد که اگر گناهی کردید و قلمی و قدمی ناصواب برداشتین استغفار کنید شاید خدایتان بخشید….
آخرین حضور سید قادر لاهوتی هم کلاس درس بزرگی بود که در کلامش رنگ تعلق و تملق نبود و تذکرمان داد که دار دنیا سست و بی بنیان و در حق هم جفا نکنیم که دیر یا زود رخت اقامت باید کند و رفت….
ادریس کشاورز

6 Comments
درود بر قلم زن ریواس ،خیلی متین ورسا ومفید توصیف که نه بلکه حقیقت موضوع مطرح شد،رحمت واسعه ی الهی برا ی راحل عظیم النام وبحق پاک سیرت استانمان ،درود وسلام به محضرعالم بزرگ استان وحق سیر وحق گو ومستقل وانسان محور،حضرت آیت الله ملک حسینی دامه افاضاته
درود بر استاد کشاورز عزیز شما هم خیلی زیبا و دلنشین توصیف کردین ، دست مریزاد
درود
جامع و مانع، بی شائبه و عینیت یافته
مرد خوبی است
اما بدمسبی های روحانیت را دارد
عالی بود و حقیقت در نوشتار پیدا پود احسنت
درود بر شما جناب کشاورز ، در این مملکت فراوانند کسانی که ردای پیامبر بر دوش انداخته و با ابوسفیان و ابوجهای زمان در حشر ونشرند و در پستوهای پیچ در پیچ خویش قهقهه مستانه به رویه پیامبر میزنند و همین است که مردم را از دین و دین باوری و پیروی از دین جدا کرده اند ، پهنه جغرافیای استان ما اینک در ماتم لاهوتیها اند و شاید بعضا هم نادم از فریب آنها که متفکرین ما را به عزلت رانده اند ، اما در حقیقت نه دیگر شفافیت میر احمد تقویها تکرار می شود نه شجاعت آیه الله ملک حسینی پدر و نه نجابت و صداقت این چهره که بقول شما که حق فرمودید دورش خالی و لفظش پدرانه و ایمانش استوار و چهره اش منور چون اجداد طاهرینش و باید از زلال سخنان سنجیده و حکیمانه اش بهره برد نه به بایگانی راکد انداخت و هر بار بخود بیائیم تا لاهوتی دیگر از دست داده ایم و این نمی شود جز با دوری جستن از قبیله گرایی و جهل اندیشی و رفتن به سمت شایسته سالاری در این مرز و بوم
الهی آن ده که آن به