ریواس جنوب/ دکتر اسدالله الوندی
این روزها بحث انتخاب کابینه دولت چهاردهم مهمترین بحث روزِ کشور است و تحقق هر آنچه مردم از منتخب خود به عنوان رئیس جمهور انتظار دارند در گرو انتخاب صحیح اعضای کابینه خواهد بود. انتخاب های بد در گماردن افراد در کابینه می تواند انتخاب خوب مردم را تحت شعاع قرار دهد.
در شاهنامه داستانی از یک انتخاب بد به زیباترین شکل ممکن روایت شده است؛ آنجا که حکیم فردوسی در فرازی داستان انتخاب لهراسب را از سوی کیخسرو به عنوان پادشاه پس از خود بازگفته است…
کیخسرو بنا به آنچه خودش به تعبیر امروز «مشیت الهی» می داند، میخواهد تا دامنش به گناه آلوده نشده و فره ایزدی از وی بازپس گرفته نشده، از نظرها غایب شود.
بخردان ایران، پهلوانان و مشاوران پادشاه، زال را به عنوان سخنگو انتخاب می کنند تا شاید به پاس جایگاه او پادشاه را از تصمیمش منصرف کنند.
زال نخست تصمیم کیخسرو رو صحیح نمی داند و زبان به اعتراض میگشاید،
کیخسرو مجاب نمیشود و دلایلی برای تصمیمش میآورد.
زال نمیپذیرد.
ولی بر بنیاد باور؛
«چو فرمان یزدان، چو فرمان شاه»
در برابر فرمان پادشاه سر تسلیم فرود میآورد.
میماند مساله جایگزینی پادشاه:
سازوکار تاجبخشی چنین بوده که در صورت
عدم تکافوی صلاحیت فرزند برای اداره کشور یا نبود فرزند ذکور، پادشاه خود تصمیم می گرفت و پادشاه آینده را برمیگزید.
کیخسرو، لهراسب را انتخاب میکند.
یک انتخاب بد! انتخابی بد که پیامدهای شومش را همه میدانند.
زال مخالفت می کند و آشکارا میگوید؛
نژادش ندانم ندیدم هنر
بدین گونه نشنیده ام تاجور
حاضران از این انتخاب در شگفت می شود؛
همی هر کسی در شگفتی بماند
که لهراسب را شاه بایست خواند !
زال به درستی انگشت بر کاستیهای لهراسب گذاشت..
لهراسب نه ژن خوب بود و نه کارنامه( رزومه) درخشانی داشت.
سخنان زال مورد تایید حاضران قرار گرفت.
چو دستان سام این سخن ها بگفت
شدند انجمن با سخنگوی جفت
حاضران بر شدت اعتراض افزودند؛
خروشی برآمد از ایرانیان
کزین پس نبندیم شاها میان
نجوییم کَس رزم در کارزار
چو لهراسب را برکشد روزگار
کیخسرو برای انتخابش توجیهاتی ارائه میکند و به فرجام جمع حاضر را قانع می کند.
به نظر می رسد آنچه باعث اقناع شد، تنها سر نهادن به فرمان کیخسرو بود و نه شایستگی لهراسب!
چو بشنید زال این سخنهای پاک
بیازید انگشت و برزد به خاک
بیالود لب را به خاک سیاه
به آواز لهراسب را خواند شاه
به شاه جهان گفت خرم بدی
همیشه ز تو دور دست بدی
همگان می دانیم نتیجه این انتخاب بد چه سرنوشت شومی را به بار آورد…
۱_درگیری فرزند لهراسب( گشتاسب) جهت تاجخواهی از پدر و رهسپار شدنش سوی دربار قیصر روم
۲_ درگیری اسفندیار(یکی از ابرپهلوانان ایران) با پدرش( گشتاسب) جهت تاجخواهی و سرانجام کشته شدن اسفندیار در نبرد با رستم
۳- پایان پادشاهی پرافتخار دودمان کیانیان …
امید است هنر هیچ پهلوانی فدای به درازا کشیدن حکمرانی نشود…
