همنوردان محمد عالیان، در دهم فروردین ۱۴۰۴، در محل درگذشت این معلم محبوب، نهال زیتون کاشتند.
به گزارش ریواس جنوب؛ این حرکت نمادین، یادآور مهربانی، استقامت و ازخودگذشتگی بود که او به دیگران هدیه داد. زیتونی که ریشه میدواند، همانگونه که خاطره استاد عالیان در دلهای مردم لنده ریشه دوانده است.
محمد عالیان، معلم علوم اجتماعی، تاریخ و جغرافیا، نهتنها دانش، بلکه اخلاق و بردباری را به شاگردانش میآموخت. کلاسهای او همیشه آرام و منظم بود، نه به خاطر سختگیری، بلکه به دلیل احترامی که دانشآموزان برای شخصیت خونسرد و مهربانش قائل بودند. او نیازی به سخنرانیهای بلند نداشت؛ همینکه با لبخندی شیرین و نگاهی گرم راهنمایی میکرد، کافی بود تا درس زندگی را به یادماندنی کند.
کوهنوردان لنده خوب میدانند که همراهی محمد عالیان در مسیرهای کوهستان چه حسی داشت. او نهتنها یک همقدم، بلکه انرژی مثبت و آرامش را با خود به دامنهها میآورد. وقتی چای مخصوصش را در دل طبیعت آماده میکرد، گویی طعم محبت و صمیمیت را در هر جرعه اش میشد چشید.
یکی از خاطراتی که همنوردانش هیچگاه فراموش نمیکنند، روزی است که مادرش را بر دوش گرفت و تا قله “سه برد کوه سفید” همراهی کرد. این حرکت، نشاندهندهی روحیهی فداکارانه و عشق بیشرط او به خانواده و همراهانش بود.
محمد عالیان در حالی که مشغول فعالیت موردعلاقهاش، کوهنوردی، بود، دیده از جهان فروبست. رفتن او نهتنها جامعهی فرهنگی، بلکه تمام کوهنوردان و مردم شهرستان لنده را در غمی عمیق فروبرد. اما آنچه از او باقی مانده، تنها یک نام نیست؛ میراثی از مهربانی، صبر و عشقی است که در وجود هرکس که او را میشناخت، زنده خواهد ماند.
محمد عالیان رفت، اما مثل نهال زیتونی که همنوردانش به یاد او کاشتند، ثمرهی زندگیاش همیشه سبز خواهد ماند. او به ما آموخت که معلم بودن فقط در کلاس درس نیست، بلکه در هر قدم، در هر نگاه و در هر سکوتِ پرمعنایی میتوان درس انسان بودن را تکرار کرد.
فرزندی حق شناس، پدری مهربانی و معلمی بی بدیل؛ یادش همیشه گرامی!




2 Comments
هرلاله ای که از دل این خاکدان دمید
نوکردداغ ماتم یاران رفته را
شهریار
روح محمدعالیان شاد
در برابر تقدیر حضرت پروردگار
چارهای جز تسلیم و رضا نیست
روحش شاد و یادش گرامی باد.