گزارشی تکان‌دهنده از وجود فساد، رانت و مافیا در معادن غنی کهگیلویه و بویراحمد/داستان بازی موش و گربه‌ی سرمایه‌گذاران واقعی و معدن‌کاران قلابی

ریواس جنوب/ اینکه چرا کشور ایران با وجود این همه منابع عظیم نفت و معدن، باز هم توسعه‌یافته نیست، پاسخ دشواری ندارد، وجود رانت، اختلاس و قوانین مزاحم، فسادخیز و رانت‌آور راز این توسعه‌نیافتگیست اما همین درد با شدت بیشتر، حال معادن کهگیلویه و بویراحمد و مردم آن را ناخوش کرده است؛ صحبت از وجود فساد، رانت و مافیا در واگذاری معادن این استان است که تکان‌دهنده و دردآور است و البته ریشه در گذشته دارد و سر ماری که به جان اقتصاد این استان افتاده، در تهران است.

 

اینکه چرا کشور ایران با وجود این همه منابع عظیم نفت و معدن، باز هم توسعه‌یافته نیست، پاسخ دشواری ندارد، وجود رانت، اختلاس و قوانین مزاحم، فسادخیز و رانت‌آور راز این توسعه‌نیافتگیست اما همین درد با شدت بیشتر، حال معادن کهگیلویه و بویراحمد و مردم آن را ناخوش کرده است؛ صحبت از وجود فساد، رانت و مافیا در واگذاری معادن این استان است که تکان‌دهنده و دردآور است و البته ریشه در گذشته دارد و سر ماری که به جان اقتصاد این استان افتاده، در تهران است.

 

گزارشی تکان‌دهنده از وجود فساد، رانت و مافیا در معادن غنی کهگیلویه و بویراحمد/داستان بازی موش و گربه‌ی سرمایه‌گذاران واقعی و معدن‌کاران قلابی

 

به گزارش ریواس جنوب از یاسوج، همه چیز از توپ و تشر غلامرضا تاجگردون در نشست بررسی پروژه‌‌های گچساران شروع شد جایی که او صدایش بالا رفت و از مدیرکل صنعت و معدن خواست تا مجوز برخی معادن را باطل کند و از استاندار نیز خواست تا شاکی کسانی شود که بیت‌المال مسلمین را در روز روشن غارت می‌کنند.

 

توپ و تشری که حتی اگر هم نمایشی بوده باشد اما پرده از یک فساد و رانت در کهگیلویه و بویراحمد برداشت.

 

اما به راستی واقعیت ماجرا چیست و در معادن کهگیلویه و بویراحمد چه خبر است؟

 

کشور عزیز ما ایران، روی منابع عظیم نفت و گاز و معدن و جنگل و هر آنچه خدا به عنوان سرمایه به بشر داده، خوابیده است اما گرسنه و محروم!

 

جمع این همه ثروت و منابع با فقر و محرومیت، کاملا جمع نقیضین و پارادوکسی بزرگ است اما در عین حال واقعیت دارد و راز آن وجود رانت، اختلاس، ناپاکی، عدم تعهد و مسئولیت‌شناسی و البته قوانین فسادخیز است.

معدن‌کارانی که در کمین سرمایه‌گذار می‌نشینند

آنگونه که غلامرضا تاجگردون، نماینده مردم گچساران و باشت می‌گوید، در کهگیلویه و بویراحمد و در چند سال اخیر معادن ارزشمند این استان را در یک فرایند معیوب به برخی افراد فاقد صلاحیت واگذار کردند که هیچ سرمایه‌گذاری در آن نمی‌کنند ولی در کمین می‌نشینند تا سرمایه‌گذاری برای کاری به این معدن نیاز داشته باشد و بعد صاحب مجوز این معدن، سر گردنه، این سرمایه‌گذار را بدوشد و از او باج بگیرد.

 

بدتر از این، همکاری‌های فسادآمیز برخی کارکنان اداری مرتبط با این معامله کثیف است که به گفته تاجگردون در چند مورد خود کارمندان صمت، سرمایه‌گذار را به صاحب آن معدن وصل کردند و جلسه گذاشتند و به سرمایه‌گذار گفتند که تنها راه شما راضی کردن فلانی است که مجوز معدن را دارد!

 

این‌ها نشان از یک روابط نامشروع و رانت‌های پشت‌پرده دارد.

تاجگردون که مشخصاً در مورد سرمایه‌گذار سیمان سفید در گچساران حرف می‌زد با ارایه مدارک و مستندات گفت که معدن آهک را سال گذشته به فردی دادند که هیچ اقدامی در این مدت در آن انجام نداد اما به محض آنکه ما سرمایه‌گذار سیمان سفید را آوردیم، سر و کله آن پیدا شد و آمد دنبال کارهای اداری معدنش! خب معلوم است این واگذاری معدن صوری است و او کمین کرده بود! چقدر هم سریع از وجود یک سرمایه‌گذار نیازمند به معدنش مطلع شده است!

آقای موسویان، باطل کن آقای رحمانی، شاکی شو

تاجگردون گفت که در جریانم به سرمایه‌گذار گفتند باید برود سراغ فردی که مجوز معدن به اسم اوست!

بعد از این اطلاعات بود که تاجگردون با صدای بلند گفت که آقای موسویان، باطل کن، آقای استاندار شاکی شو!

تاجگردون البته در همان جلسه از کم‌تقصیری و پاکی مدیرکل صمت هم حرف زد و گفت که حالا این موضوعات از قبل بوده و آقای موسویان صادقانه در این مسیر با ما همکاری کرده اما الان باید این اوضاع را سر و سامان دهد.

ببینید چه بر سر دیشموک و بهمیی آوردند؟

تاجگردون این را هم گفت که شما ماجرای سرمایه‌گذاری سیمان سفید گچساران را بگیرید تا به ماجراهای عجیب‌تری از خوردن حق و حقوق مردم برسید؛ اصلا گچساران هیچ، ما که معدن زیادی نداریم شما بروید ببینید بر سر  بهمیی و دیشموک چه آوردند؟

ریواس جنوب این سرنخ را گرفته و به اطلاعات جالبی رسیده است.

 

۹۰ درصد مناطق معدنی استان به اسم افراد ناشناس ثبت است

ابوطالب ابطحی، رییس نظام مهندسی معدن استان با تایید این اطلاعات می‌گوید که یک شبکه مافیایی ۹۰ درصد مناطق استان را به اسم معدن، تصاحب کردند و به لحاظ قانونی این پهنه‌ها در اختیار آنهاست و ریالی هم سرمایه‌گذاری نمی‌کنند؛ طرف در تهران نشسته هنوز به استان ما یکبار هم سفر نکرده اما مجوز معدن دارد و عملا سرمایه‌گذاران واقعی جایی برای سرمایه‌گذاری در حوزه معدن ندارند.

 

یکی دیگر از افراد مرتبط با حوزه معدن می‌گوید که کل استان قفل است و هر منطقه به اسم فرد یا شرکتی است که حاضر نیست به اندازه یک سنگ‌شکن هم در معدنش سرمایه‌گذاری کند تا به وقتش! سرمایه‌گذاران هر جا قدم بگذارند تا یک مجوز دست فرد دیگریست که باید او را راضی کنند.

خدا پدر همان قبلی‌ها را بیامرزد

اندک افرادی هم که از معادن این استان بهره می‌برند و فعالیت می‌کنند، همانند معادن غنی سرفاریاب، فقط به صورت خام و بدون ارزش افزوده و عایدی برای مردم این استان آن را بار می‌زنند و می‌برند تا خیلی‌ها بگویند، پدر همان‌هایی که معدن را بدون استفاده رها کردند و پولشان رادر تهران سرمایه‌گذاری می‌کنند، بیامرزد!

 

تنها چند روز بعد از توپ و تشر تاجگردون، شورای معادن استان بعد از مدتها برگزار شد و یکی از دستورکارهای مهم آن سر و سامان دادن به بازار آشفته معادن در کهگیلویه و بویراحمد بود.

شورایی که این‌بار، مدیرکل صنعت و معدن به جلسه نیامد و معاون تخصصی خود در حوزه معادن را به جلسه فرستاد.

مافیای معدن در تهران لانه کرده

مذاکرات قابل تاملی میان اعضا رد و بدل شد اما آنچه از این گفت‌وگو دستگیر خبرنگار ما شد این بوده که مافیای معدن در تهران لانه کرده و حتی قوانین را هم جوری تنظیم کردند که فساد و رانت، راحت‌تر از کار پاک باشد.

 

استاندار در شورای معادن از دارا فرامرزی، معاون امور صنایع و معادن استان پرسید آیا ما می‌توانیم معادن استان را مستقیما به سرمایه‌گذاری که دنبال فرآوری و کار است بدهیم؟

 

سوالی که فرامرزی در پاسخ به آن، از قوانین سفت و سخت حوزه معدن گفت و تنها شرط واگذاری معدن را برگزاری مزایده دانست نه واگذاری به شخص خاصی!

 

این پاسخ به این معناست که در عمده موارد سرمایه‌گذار معدن با برنده مزایده معدن یکی نیست و سرمایه‌گذار همیشه باید اسیر معدن‌کار باشد؛ معدن‌کاری که معمولا فقط، مجوز یک معدن را می‌گیرد و الزامی هم به کار کردن ندارد!

 

مشکوک‌تر از این‌ها، موضوع سلب اختیاراتی همچون تمدید پروانه، سلب صلاحیت و واگذاری معادن از استان و تمرکز این اختیارات در تهران است جایی که بسیاری از شرکت‌های گردن‌کلفت فقط معادن استان ما را در یک مزایده برنده می‌شوند اما حتی یک‌بار برای دیدن آن هم به استان ما نمی‌آیند.

 

احسان عسکری، معاون اقتصادی استاندار نیز دو ایراد فسادآمیز دیگر در قوانین معدن را اشاره می‌کند و می‌گوید: قانون‌گذار دو سال و نیم به برنده مزایده معدن فرصت می‌دهد که ادامه روال اداری و اجرایی خود را پیگیری کند که زمان بسیار زیادیست و این خودش فرصت‌سوزیست؛ عدم اختیار دولت برای ورود به موضوع قیمت نیز از ایرادات و انحصارات قوانین معدن است.

پاسخ ناامیدکننده وزیر صمت به تاجگردون

تاجگردون در همین زمینه می‌گوید وجود این مشکلات را برای معادن آهک استان با وزیر صمت درمیان گذاشتم اما او پاسخ داد که همین کار را با معادن طلا می‌کنند شما می‌گویید، آهک؟

 

این پاسخ به معنای آن است که خانه معادن کهگیلویه و بویراحمد از پای‌بست تهران و قوانین مجلس، ویران است و مسئولان استان کمترین تقصیر را دارند.

۱۱ واگذاری مسکوک و شبهه برانگیز معدن در کهگیلویه و بویراحمد

بررسی‌ها نشان می‌دهد در میان همه روال ناشفاف و شاید ناپاک واگذاری‌ها و مزایده‌های معدن در این استان، ۱۱ معدن مهم، شفاف‌تر از بقیه ناشفاف، شبهه‌انگیز و فسادخیز هستند که در سال‌های گذشته به برخی افراد داده شده که یا معدن‌کار نیستند یا هم اولویت‌های دیگری دارند و حاضر به سرمایه‌گذاری نیستند و یا هم در کمین هستند تا سرمایه‌گذاری برای ایجاد یک صنعت به این معدن نیاز داشته باشد و سر گردنه یقه او را بگیرند.

 

استاندار کهگیلویه و بویراحمد خیلی خوش‌باورانه از اداره‌کل صمت می‌خواهد که مجوز همه این مواردی که با رانت و فساد واگذار شدند را باطل کند اما آیا قانون، اجازه این کار را می‌دهد؟

 

پاسخ معاون معادن اداره‌کل صمت، به این سوال استاندار، یک «نه» قاطع است چرا که این اختیار در دست شورای معادن استان نیست و قوانین حوزه معدن نیز اجازه چنین کاری را نمی‌دهد.

نسخه معاون معادن استان برای یک درد بزرگ

البته فرامرزی خودش برای این درد، نسخه درمانی هم دارد و پیشنهادی می‌دهد که حداقل برای از این به بعد می‌تواند جلوی بازی موش و گربه سرمایه‌گذاران واقعی و معدن‌کاران قلابی را بگیرد.

 

او می‌گوید که قانون راهکاری جز برگزاری مزایده نداده اما ما می‌توانیم یکی از شرایط اصلی این مزایده را تعهد به ایجاد صنایع معدنی و فرآوری کنیم تا سرمایه‌گذارانی که واقعا دنبال ایجاد کارخانه و استخراج از معدن هستند در مزایده‌ها برنده شوند!

چرا تا الان نکردیم؟ 

راهکاری که به نظر، بسیار راهگشاست و مصداق «آب در کوزه و ما گرد جهان می‌گردیم» است و این سوال را مطرح می‌کند که اگر این امکان وجود دارد و داشته چرا تا الان این کار را نکردیم که این همه معدن استان در اشغال افراد ناکارآمد قرار نگیرد؟

اگر قرار نیست مردم سودی ببرند، مزایده معدن را تعطیل کنید

استاندار کهگیلویه و بویراحمد تاکید می‌کند: اگر قرار نیست در یک معدن، ارزش افزوده، اشتغال و یک صنعت وابسته اتفاق بیفتد همان بهتر که اصلا مزایده‌ای برگزار نشود و اگر بشود باید کسی برنده معدن باشد که توان فراوری آن معدن و ایجاد ارزش افزوده را داشته باشد نه فقط مالک آن شود و معدن را از دسترس ما خارج کند.

 

رحمانی با پیشنهاد معاون صنایع و معادن اداره‌کل صمت موافقت کرد و همین دستور به عنوان مصوبه اصلی این شورا به تصویب رسید.

 

این نسخه هرچند برای ادامه مسیر شفابخش است اما از آنجا که رییس سازمان نظام مهندسی معدن استان می‌گوید که ۹۰ درصد پهنه‌های معدنی ما اسمی در تصاحب برخی افراد و شرکت‌هاست، نگرانی‌ها دوچندان می‌شود و معلوم می‌شود که آنچه در این چند دهه بر سر معادن ما آوردند به این راحتی قابل جبران نیست.

 

برای بیش از ۱۰۰ معدن دیگر و ده‌ها پهنه معدنی که از گذشته و بدون یک ریال سود برای مردم این استان، تصاحب شدند چه نسخه‌ای وجود دارد؟

 

عیسی شهامت، معاون امور عمرانی استانداری کهگیلویه و بویراحمد معتقد است نمی‌شود که واگذاری یک معدن بدون بازه زمانی و تا ابد باشد و ما باید پروانه چنین معادنی که فعالیتی در آنها نشده یا در واگذاری آنها رانت بوده را تمدید نکنیم.

چند پیشنهاد

استاندار کهگیلویه و بویراحمد نیز باید دنبال یک اختیار حتی فراقانونی در هیئت وزیران و حتی دستگاه‌های امنیتی باشد تا یکبار برای همیشه سایه رانت و فساد و بخور بخور را از معادن غنی این استان بردارد.

 

تاجگردون نیز با توجه به نفوذش در مجلس باید تلاش کند تا قوانین فسادخیز حوزه معدن را در مجلس شورای اسلامی تغییر دهد.

از نفت سهمی نداریم حداقل بگذارید معادنمان را به سفره مردم ببریم

هر چه باشد تاکنون حقوق اولیه این مردم و بیت‌المال مسلمین در سایه سهل‌انگاری، کم‌کاری، بی‌خیالی، مافیای معدن و قوانین فسادخیز آن در روز روشن غارت می‌شوند تا مردم این استان گرسنه روی گنج به خواب بروند اگر خوابشان ببرد!

 

اینجاست که راز عقب‌ماندگی کهگیلویه و بویراحمد در توسعه، برای بسیاری عیان می‌شود؛ اگر منابع نفت استان ما ملی هستند و ما سهمی به جز دود از آن نداریم اما حداقل بگذارید از مرهمِ معادن این استان به درد بیکاری و فقر مردمان مان بزنیم شاید کمی آرام شویم.

گزارش از کریم بنام

انتهای پیام/

دبیر این صفحه:

لینک کوتاه خبر:

https://rivasjonoob.ir/?p=209997

2 Comments

  • چطور تهرانیها از نفت سهم دارند شهرستانیها ندارند ازبس به تهران رسیدند که وقتی میایم شهرستان دقیقا انگار وارد روستا شدیم باید بساط تبعیضها وبی عدالتیها برداشته بشه

  • بحران اعتماد: انتصابات استاندار کهگیلویه و بویراحمد و واکنش اصلاح‌طلبان

    در روزهایی که استان کهگیلویه و بویراحمد به‌عنوان یکی از نقاط کلیدی ایران با ظرفیت‌های بی‌نظیر خود نیاز به رشد و شکوفایی دارد، سیاست‌های استاندار این استان به‌جای ایجاد همدلی و همکاری، موجب بروز نارضایتی و اعتراضات گسترده‌ای از سوی اصلاح‌طلبان شده است. این اعتراضات به‌وضوح نشان‌دهنده عدم شناخت استاندار از ظرفیت‌های محلی و نیازهای واقعی مردم است.

    در جلسات اخیر که به همت شخصیت‌های برجسته‌ای همچون استاد منطقیان و استاد کفایی برگزار شده، انتقادات به‌صورت علنی و جدی مطرح شده است. این افراد به‌خوبی می‌دانند که سیاست‌های فعلی به نفع استان نیست و می‌تواند به تفرقه و نارضایتی بیشتر دامن بزند. به‌طور خاص، انتصابات اخیر استاندار به‌گونه‌ای بوده که به نظر می‌رسد بیشتر تحت تأثیر سیاسیون تهران‌نشین و مخالف دولت قرار دارد تا نیازهای واقعی مردم و ظرفیت‌های محلی.

    ضرب‌المثل معروفی وجود دارد که می‌گوید: «دست بالای دست بسیار است». این جمله به‌خوبی با این واقعیت برابری می کند که هر تصمیمی بدون در نظر گرفتن نظرات و خواسته‌های محلی، می‌تواند با واکنش‌های منفی و غیرقابل پیش‌بینی مواجه شود و آنچه را در ذهن اصلاح طلبان این استان تداعی کرده این است که استاندار در این زمینه دچار خطای محاسباتی شده و از قدرت و وحدت اصلاح‌طلبان در استان غافل است.

    با ادامه این روند، به‌نظر می‌رسد که جبهه اصلاحات در سراسر استان به‌زودی دچار وحدت علیه سیاست‌های استاندار خواهد شد. این وحدت می‌تواند به یک نیروی قوی تبدیل شود که اصلاح وضعیت موجود را دنبال کند، و در پی ایجاد تغییرات اساسی در نحوه مدیریت استان خواهد شد.

    امید است که استاندار به‌جای اتکا به دیکته‌های دیگران، به ظرفیت‌های واقعی کهگیلویه و بویراحمد توجه کند و از نظرات و تجربیات سیاسیون استانی بهره‌برداری نماید. در غیر این صورت، اعتماد مردم که مهمترین پایگاه یک مسیول و سیاسیت را از دست خواهد داد و ممکن است تاریخ به‌سرعت او را به‌عنوان یکی از استاندارانی که نتوانسته است به وظایف خود به‌درستی عمل کند، به یاد بیاورد.

شما هم دیدگاهتان را با دیگران به اشتراک بگذارید

اگر مایل هستید ایمیل و شماره تماستان را هم وارد کنید؛ این اطلاعات منتشر نمی‌شود.