عملکرد رسانهها در موضوع جشن تحصیلی یک مدرسه در یاسوج، ناامیدکننده بود/ خبرنگارانی که به جای رهبر بودن، رهرو و دنبالهرو هستند
ریواس جنوب/ رسانههای کهگیلویه و بویراحمد در بزرگنمایی مسائل و حوادثی که به ندرت در استان روی می دهند و البته بعضاً در کشور پرتکرار هستند، از جمله ماجرای مرگ دکتر داوودی، پزشک متخصص قلب، کارنامه ناامیدکنندهای دارند؛ در این گزارش به عملکرد رسانهها در ماجرای پخش یک آهنگ لری در جشن مهرماه یک مدرسه و بزرگنمایی انجام شده پرداختیم و سوار شدن رسانهها بر موجی که عدهای خاص ساختند را نکوهش کردیم.
به گزارش ریواس جنوب از یاسوج، وقتی خبر قتل دکتر داوودی، پزشک متخصص قلب در یاسوج، جهانی شد و همه صفحات و تیترهای رسانهها را به خودش اختصاص داد، یکی از دوستان قدیمی و متخصصم در حوزه رسانه در گفتوگویی خودمانی گفته بود که واقعیت این است هر روز و هرماه در هر محله از تهران و هر شهری در ایران یک قتل و یک حادثه مهم رخ میدهد اما شاید کسی صدای آنها را نمیشنود ولی در کهگیلویه و بویراحمد کوچکترین حادثه، با نام استان بزرگنمایی میشود و آنقدر به آن پرداخته میشود که دغدغه اول مردم میشود.
یکی از دلایل این بزرگنماییها، تعداد بسیار زیاد رسانهها در کهگیلویه و بویراحمد است که به هیچ عنوان تناسبی با مساحت و جمعیت بسیار کم این استان ندارد؛ استان کهگیلویه و بویراحمد کمتر از ۸۰۰ هزار نفر جمعیت دارد اما بیش از ۲۰۰ رسانه دارد که اگر صفحات مجازی و رسانههای اینستایی و تعداد بالای گروهها و کانالها در شبکههای اجتماعی را هم به این آمار اضافه کنیم، ناهمخوانی نسبت کمی رسانهها و جمعیت بیشتر و بیشتر هم خواهد شد.
واقعیت آن است که کشور ما در بسیاری از حوزهها با ضعف مفرط قانون مواجه است و در برخی حوزهها یا قانون نداریم یا اگر داریم آنقدر مبهم و ناقص و دوپهلوست که راحت میشود دور زد و هم کرد و شکست!
در حال حاضر و با قوانین موجود، صدور مجوز برای احداث رسانه، مثل آب خوردن است و فیلتری ندارد تا جایی که به طنز میگویند هر کس از خانهاش قهر کرد، خبرنگار میشود و مجوز رسانه و سایتی را میگیرد.
در واقع کشور ما از آزادی بیان و حمایت از رسانه و دیدگاه و خبر فقط راحت بودن اخذ مجوز را بلد است و همین هم کیفیت کار رسانه را پایین آورده است.
از سوی دیگر و با چنین وضعیتی وقتی که در قانون فعلی برای رسانه داشتن و فعالیت رسانهای، الزامی برای داشتن تخصص مرتبط نیست، رسانهها عمدتا تریبون موجسواران میشوند و همیشه پشت سر افراد ذینفوذ و آنهایی که صدایشان بلندتر از بقیه است، حرمت میکنند؛ یعنی رسانه به جای جلودار بودن و رهبر بودن، رهرو و دنبالهرو میشود!
وقتی تعداد رسانهها زیاد باشد و رسانهها هم تخصصی و اهلیت صنفی لازم را نداشته باشند، برای رقابت هم که شده هر خبری را میشنوند، مخابره میکنند و متوجه پیامدهای آن نیستند؛ اهل تحلیل و واکاوی موضوع نیستند و به اصطلاح به دیگران سواری میدهند تا به مقاصد خود برسند.
یکی از این نمونهها، موضوع جشن شروع به کار یک مدرسه بود که به عنوان یک رسانه چندین بار ویدیو و محتوای این جشن را مرور و بررسی کردم، اما نکتهای ندیدم که به این خبر، ارزش بالای خبری بدهد، توجیهی نیافتم که دلیلی بر بزرگ شدن این رویداد باشد، نمیدانم چرا رسانهها دنبالهرو عدهای خاص شدند!
البته که مدیر مدرسه در انتخاب موسیقی پخش شده در این جشن، کجسلیقگی کرد اما نه کجسلیقگی مدیر یک مدرسه کوچک در یک شهر کوچک آنقدر مهم است که تیتر یک رسانهها آن هم در طول این هفته باشد و نه هم آهنگ «شازعبدالله جورش کن» آنقدر نامتعارف و به گفته مخالفان آن «مبتذل» بود که رسانهها اینقدر بزرگش کردند؟ اگرچه بهتر بود آهنگ شادی متناسب با محیط آموزشی اجرا می شد اما بحث این است چرا این همه یک مسأله کوچک را آنقدر بزرگ می کنیم که پیامدهای آن از دستمان خارج شود؟
کل این مراسم پخش همین آهنگ بود و دختران محجبهای که با مقنعه و چادر و لباس گشاد مدرسه روی زمین نشستند و چند ردیف اولی همراه با آهنگ موج مکزیکی راه انداختند و چند نفر هم دستمال کاغذی دست گرفتند و آن را تکان میدادند! واقعا کجای این کار به موازین شرع و اسلام و انقلاب لطمه میزند که اینگونه ذهن مردمی که زیر فشارهای اقتصادی کمر خم کردند را آشفته و ناآرام میکنیم؟
نمیشود این همه غیرواقعی، سختگیرانه و با فاصله از خواست جامعه حرکت کنیم، اگر این موسیقی بد است و مبتذل، چگونه هر روز و هر شب در همه مراسمات و عروسیها و ویلاباغها و…. در حال پخش شدن است؟
تازه، اگر هم تخلفی شده در حد تذکری به مدیر مدرسه است نه این همه بزرگنمایی رسانهای و تبدیل به مطالبه عمومی و گرفتن وقت و آرامش مردم با این تعداد خبر!
شادی حق فرزندان این سرزمین است و اینگونه سختگیریها نتیجه عکس خواهد داد.
مردم ما اگرچه صبورند و پرتحمل اما آگاهند و رفتارهای ما را میبینند
رسانهها و خبرنگار باید اهل تحلیل باشند و زودتر از شکل گرفتن یک روایت، به جامعه و افکار عمومی خط دهند و فرهنگ بسازند و راه و چاه نشان دهند نه اینکه ندانسته و نخواسته بر طبل دیگران با اهداف خاص بکوبند و فقط دنبال یک روایت بیفتند و بزرگش کنند!.
البته باید گفت تعداد رسانههای خوب هم کم نیستند.
انتهای پیام/ بنام


1 Comment
قتل مرحوم دکتر داوودی حادثه ملی بود
خیلی باید بیشتر بهش می پرداختن
ما فرهنگ غنی واشعار وسروده های زیادی داریم
اشعار کم محتوا بهتراست دراماکن عمومی وفرهنگی
خوانده نشود
ولی نفس برنامه شاد اشکالی ندارد