“از ادعای توسعه تا واقعیت ویرانی؛ آیا «امیرحسینی» ناجی میراث کهگیلویه و بویراحمد است؟”/ از انتظار محاکمه مدیران گذشته تا امید به احیای گردشگری استان/ کارشکنان اداره‌کل میراث فرهنگی چه منافعی را از دست دادند؟ یک تغییر کوچک مدیریتی و یک جنجال بزرگ چاله‌میدانی

اگر این موضوع باب شود که در هر اداره کلی اگر معاونی یا مدیری عزل شد، با سواستفاده از ساختار قومی قبیله‌ای استان دست به مقابله و کارشکنی بزنند که سنگ روی سنگ بند نمی‌آید! قطعا هر مدیرکلی حق دارد معاونش را انتخاب کند، چه دلیلی دارد یک اداره را تبدیل به فضای گروکشی و تقابل و تحریک و تخریب کرد؟

 

“از ادعای توسعه تا واقعیت ویرانی؛ آیا «امیرحسینی» ناجی میراث کهگیلویه و بویراحمد است؟”/ از انتظار محاکمه مدیران گذشته تا امید به احیای گردشگری استان/ کارشکنان اداره‌کل میراث فرهنگی چه منافعی را از دست دادند؟ یک تغییر کوچک مدیریتی و یک جنجال بزرگ چاله‌میدانی

 

یادداشت ارسالی/

تعارفی نیست باید خیلی صریح و شفاف گفت که اداره‌کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان کهگیلویه و بویراحمد در حداقل یک دهه اخیر، بیش از آنچه در ریل تخصصی خود باشد، درگیر حاشیه بود و از نقش اصلی خود در اقتصاد این استان فاصله گرفت.

سال‌های سال است گفته می‌شود، محورهای توسعه استان کهگیلویه و بویراحمد «آب» است و «کشاورزی و گردشگری»، اما این ظرفیت‌ها فقط روی کاغذ ماندند و حرکت موثری برای به حرکت درآوردن این ظرفیت‌ها انجام نشده است.

صنعت گردشگری یکی از صنایع درآمدزا و پاک است که استان کهگیلویه و بویراحمد به دلیل اقلیم‌های متفاوت و متنوع و آب و هوای چهارفصل یکی از بهترین مناطق برای جذب گردشگر است؛ طبیعت این استان با وجود جنگل‌های بلوط، آب‌ها، آبشارها و رودخانه‌ها در هر نقطه‌ای برای گردشگران جذابیت دارد اما متولیان امر در ۴۶ سال اخیر هر کدام به نحوی و به سهمی، کوتاهی کردند و البته بودند کسانی هم که تلاش‌های موثری برای رونق این صنعت داشتند.

نمونه بی‌تدبیری‌های مدیران سابق و اسبق گردشگری، ماجرای خجالت‌آور کلنگ زنی پل معلق تنگ مهریان و زمین محل پروژه بود که هنوز هم تعیین تکلیف نشد و یک کلنگ زنی پرحاشیه داشت.

در حوزه گردشگری، مدیران ما بیشتر به نمایش و شعار روی آورده بودند و نمونه آن بیش از یک دهه، صحبت از تله‌کابین پارک جنگلی یاسوج است.

در حوزه صنایع دستی نیز استان کهگیلویه و بویراحمد دارای یک تمدن کهن و هنرهای سنتی است که در تار و پود ساکنان این دیار ریشه دوانده و نمی‌توان از کهگیلویه و بویراحمد حرفی زد و از هنر سحرانگیز دستان زنان روستایی در گلیم و جاجیم آنها حرفی نزد.

اما متولیان امر در چندین سال اخیر، این ظرفیت مهم را نیز به بایگانی سپردند و باز هم به چند آمار کهنه و تکراری و حرف و شعار بدون عمل بسنده کردند.

شاید گفت هنر برخی مدیران ما در حوزه صنایع دستی فقط انحراف در تسهیلات این حوزه بود که می‌توانست هم هنر صنایع دستی استان را شکوفا کند و هم اشتغال روستایی را اما نکردند و تا توانستند تسهیلات صورتی و بی خاصیت دادند.

دو دهه است، مسئولان این استان فقط آماری را از حفظ می‌گویند که تعداد بافنده‌ها و فعالان صنایع دستی ما فلان عدد است اما وقتی آمار تولیدات را از این تعداد بافنده می‌پرسیم دهن‌شان بسته می‌شود ولی وقتی که می‌خواهند تسهیلات بدهند، سرشان را بالا می‌گیرند و می‌گویند ۳۵ هزار فعال صنایع دستی داریم! به عبارتی این جماعت فقط تسهیلات و انحراف تسهیلات برایشان مهم است.

در حوزه میراث فرهنگی نیز استان کهگیلویه و بویراحمد با تمدن کهنی که دارد، سرشار از میراث فرهنگی کهن و باارزشی است که باز هم مسئولان این حوزه عملکرد ناامیدکننده‌ای داشتند به طوری که با این همه ادعا در همه این سال‌ها، هنوز شهر تاریخی دهدشت به ویرانه‌ای شبیه است و به جای آنکه مایه افتخارمان باشد مایه شرمساری متولیان امر است.

پروژه‌های پل‌های تاریخی استان، اعتبارات آنها و عملکردشان در سال‌های قبل ابهام انگیز و چالشی بوده است.

حالا در وضعیتی که مدیران و معاونین سابق و اسبق میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان کهگیلویه و بویراحمد، از اصولگرا تا اصلاح‌طلب، که نه تنها حرفی برای گفتن ندارند بلکه باید به‌خاطر سهل‌انگاری و ترک‌فعل محاکمه هم شوند، به تازگی سکان هدایت این سه حوزه مهم به مجتبی امیرحسینی رسید.

امیرحسینی از بدنه همین اداره‌کل بود و با تار و پود آن آشنایی داشت؛ جوانی و سابقه مدیریت در دیگر استان‌ها به او کمک کرد تا با انگیزه و تسلط کارش را شروع کند؛ امیرحسینی بیش از اندازه مختاط، سختگیر و قانونمند بود و از همان ابتدا میشد فهمید که امیرحسینی برای کیسه‌دوختن نیامد حتی نزدیک‌ترین دوستانش که توقعاتی از او داشتند خیلی زود ناامید شدند و حساب کار دستشان آمد.

از سوی دیگر، تعامل او با استاندار، مدیران ارشد استان، سه نماینده مردم استان در مجلس شورای اسلامی و مهمتر از همه تعاملش با وزیر گردشگری و بدنه وزارت، یک امتیاز خوب برای امیرحسینی محسوب می‌شد.

امیرحسینی اداره‌کل گردشگری را در یک جو واقعا متشنج و پرحاشیه تحویل گرفت و به عقیده تحلیلگران این حوزه، او به خوبی آرامش نسبی را برگرداند و بعد از سبک و سنگین‌‌کردن‌های طولانی، چند تا از معاونین و مدیران کلیدی را تغییر داد.

طبیعی بود که امیرحسینی باید ترکیب را تغییر می‌داد، یک تیم شکست خورده نیاز به تغییر ترکیب دارد، او صاحب یک تیم برنده نبود که دست به ترکیب تیمش نزند برای همین تغییرات را شروع کرد اما تغییرات او به ویژه در حوزه معاونت گردشگری، همانند آتش روی بنزین بود.

معلوم بود که ساختار اداره‌کل گردشگری کهگیلویه و بویراحمد آنقدر سیاست‌زده و محفلی بود که با یک تغییر کوچک، گویا همه منافع و برنامه‌ریزی تیم قبلی بهم خورد و مقاومت‌ها و مخالفت‌ها شروع شد.

امیرحسینی دانسته دست در لانه زنبور کرد چرا که به گفته خودش برای مماشات و معامله برای ماندن و باج دادن نیامده بود؛ می‌گفت حتی اگر این باند پرنفوذ، نگذارند یکسال هم مدیر باشم باید آنچه اعتقاد قلبی‌ام و اصول مدیریتی و صلاح مردم است را انجام دهد و برای همین هم تلاش‌ها برای منصرف کردن امیرحسینی از تغییر معاونینش، بی‌فایده بود.

امیرحسینی فقط به تغییر فیزیکی نفرات بسنده نکرد و اصلاح ساختار را نیز آغاز کرد تا جایی که دستور راستی‌آزمایی آمارها را داد، روند معیوب ارائه تسهیلات را متوقف کرد و به آن نظم و قانون داد و دست به تغییر و اصلاح برخی رویکردهای غلط زد، رویکردهای معیوبی که قطعا برای برخی‌ها آب و نان داشت.

او همچنین به برخی ساختارهای سنتی و انحصاری نیز ورود کرد و روستاهای هدف صنایع دستی را گسترش داد و معتقد بود که صنایع دستی باید در همه نقاط استان جدی گرفته شود؛ برای همین زنجیره صنایع دستی در روستای سربیشه گچساران برای اولین بار استارت خورد تا از آن حالت کلیشه‌ای که چند خانم روستایی در سادات محمودی، بافندگی می‌کنند،خارج شویم و وارد تجارت مدرن این صنعت شویم.

در حوزه گردشگری نیز تا حد زیادی به انحصارگرایی‌ها پایان داده شد و برای اولین بار محور گردشگری الگن، المور، کمردوغ در منطقه چاروسا، محور دیل، ارو، مارین در گچساران و چند محور دیگر گردشگری، برای اولین بار تعریف شد.

قانونمندی و نظارت بیشتری بر تسهیلات حوزه گردشگری هم در این دوره و از سوی امیرحسینی اعمال شد که این هم به مزاق برخی خوش نیامد.

امیرحسینی معتقد بود که نباید گردشگری فقط به دو شهرستان محدود شود و باید از چهارفصل بودن استان به بهترین نحو استفاده کنیم.

خلاصه اینکه امیرحسینی یک جراحی کوچک را در این اداره‌کل آغاز کرد اما همین تغییر معاونین و اصلاح برخی رویکردها هم، به پای مدیرکل جدید گردشگری استان، سنگین تمام شد تا جایی که چند کارمند خاص را به تحصن و اعتراض ترغیب کردند، کارزار عزل امیرحسینی راه انداختند و هر چه سنگ بود جلوی پای امیرحسینی گذاشتند و می‌گذارند اما گویا امیرحسینی بنایی برای معامله با زیاده‌خواهان ندارد و همچنان با همان فرمان جلو می‌رود.

برای جمع کردن امضا و کارزار عزل مدیرکلی که فقط چند ماه است که مدیر شده، هر کاری کردند، از تطمیع و ترغیب تا هزینه و وعده و وعید، اما در این کارزار نیز شکست خوردند و با پاسخ معقول و حرفه‌ای مدیرکل گردشگری، مردم بهتر متوجه توطئه‌ی توطئه‌گران شدند.

امیرحسینی در پاسخی خونسردانه به فعالیت‌های تخریبی علیه خود به ویژه کارزار عزل او، گفت که قطعا ساختار یک اداره‌کل تحت تاثیر اقدامات هیجانی و تخریبی، تغییر نمی‌کند اما افراد شرکت‌کننده در این کارزار می‌توانند، نظرات و راهکارهای خود را برای برون رفت از وضعیت فعلی ارائه کنند و اطمینان داشته باشند که به نظرات، انتقادات، پیشنهادات و راهکاری شما ترتیب اثر داده می‌شود.

امیرحسینی گفت که درب اتاقم به روی همه مردم به ویژه منتقدین باز است و حتی چند کارمندی که با هر نیتی، مسیر تقابل و تخریب را پیش گرفتند، صدای آنان شنیده می‌شود و این همکاران نیز می‌توانند در یک فضای منطقی، حرفشان را بزنند و به ما در بهبود امور کمک کنند؛ درب اتاق من به روی همه مردم و دلسوزان سه حوزه میراث، صنایع دستی و گردشگری باز است.

پاسخ امیرحسینی به منتقدان و مخالفانش، پاسخی هوشمندانه و صلح‌جویانه بود اما سوالی که مطرح می‌شود این است که آیا نباید از مدیری که به دنبال اصلاح یک روند معیوب است حمایت کرد؟ آیا اگر یک مدیرکل به هر دلیلی، معاونی را تغییر داد باید اینگونه تاوان دهد و آرامش یک اداره‌کل بهم بخورد؟

آیا نهادهای نظارتی و امنیتی نباید تحرکات کارکنان خاطی اداره‌کل میراث فرهنگی را زیر نظر داشته باشند؟

آیا استاندار نباید از مدیرش دفاع کند و فضا را برای کار و خدمت مهیا کند و اجازه ندهد چند کارمندی که به هر دلیلی منافع آنها قطع شده، بخواهند دنبال ناآرامی و توطئه و کارشکنی باشند؟

اگر این موضوع باب شود که در هر اداره کلی اگر معاونی یا مدیری عزل شد، با سواستفاده از ساختار قومی قبیله‌ای استان دست به مقابله و کارشکنی بزنند که سنگ روی سنگ بند نمی‌آید! قطعا هر مدیرکلی حق دارد معاونش را انتخاب کند، چه دلیلی دارد یک اداره را تبدیل به فضای گروکشی و تقابل و تحریک و تخریب کرد؟

شکی وجود ندارد که امیرحسینی نیز در تصمیماتش و عملکردش، ضعف‌هایی دارد لذا باید از امیرحسینی مطالبه کرد که برای تبدیل شدن گردشگری به صنعت درآمدزای استان چه کرده است؟ برای نظم دادن به صنایع دستی چه کرده؟ برای پروژه‌های حوزه میراث فرهنگی چه تدبیری دارد؟ نه اینکه به‌خاطر تغییر یک معاون، دنبال وزن‌کشی و قدرتنمایی باشیم و در روند خدمات یک اداره‌کل، خلل ایجاد کنیم.

نکته پایانی اینکه هرچند باید عملکرد امیرحسینی را زیر نظر داشت و از او مطالبه‌گری کرد اما باید اذعان کنیم که امیرحسینی یک ویرانه را تحویل گرفت و همه ما باید برای آباد کردن این ویرانه به او کمک کنیم.

ریواس جنوب در گزارشات بعدی، نمونه‌هایی از حیف و میل بیت‌المال در برخی پروژه‌ها، انحراف تسهیلات صنایع دستی و گردشگری در سالیان قبل و مواردی از این دست را بررسی خواهد کرد.

 

انتهای پیام

 

لینک کوتاه خبر:

http://localhost/localrivas2/?p=212100

9 Comments

  • چرا مشخصا اعلام نمی کنید منافع چه کسانی در خطر هست و تا براساس شنیده ها اکثریت کارکنان مخالف هستن و لازم است در راستای حقوق شهروندی نوع منافع هم اعلام گردد.

  • برا تک تک این ادعاها باید در محاکم قضایی مستندات ارائه دهید در غیراینصورت تمامی تخلفات و دروغها را بدون ملاحضه کاری رسانه ای خواهندشد.

  • اول اینکه استاندار آدم خنثی و هیچ کار خوبی تا الان انجام نداده
    بعدش چرا تا الان از تقریبا 170 کارمند میراث انگشت شمار برایش امضا کردند چرا همه خانه دار و کار گر و فامیل بانی های این کار زار هستند بیشتر امضا کنندگان بپرسی میراث فرهنگی یعنی چه نمی تونن جواب بدن

  • جا دارد به جناب امیر حسینی یه خدا قوت بزرگ گفت
    تو این مدت کم نشان داد پر انرژی و باقدرت برای صنعت گردشگری قدم برداشته و ضعف بزرگ مدیران قبل رو جبران کنه
    آرزوی سلامتی و توفیق روز افزون برای ایشان دارم

  • برای خودم متاسفم که با چنين تشکيلات بی در و پیکری سالیان سال بود انتظار دست گیری و حمايت داشتم،، مجتمع گردشگری میرشکار یاسوج ثمره‌ی ۱۴سال زحمت و مرارت حقیر که با عشق به فرهنگ بومي این استان به لطف خداوند بزرگ مدت ۳ سال هست که بخش بوم گردی آن شروع به فعالیت نموده، ، هم آقای امير حسینی وهم معاونين او در حق ما جفا کردین،،، همتون مثل همید دنبال جایگاه سازمانی هستید نه دنبال مسئولیت سازمانی، ، خدا از هيچ کدومتون نگذره. ‌‌‌‌

  • همتون مثل همید دنبال پست و جایگاه سازمانی هستيد نه دنبال مسئولیت سازمانی، ،، خدا از همتون نگذره،،،

  • منظور از اون دوستی که حساب کار دستش اومد ، همون کسی است که تو را مدیر کل کرد

    حقش است که چنین بگویی!

  • موضع‌گیری دربارهٔ موج حاشیه‌ سازی‌های اخیر در میراث فرهنگی استان و ضرورت حمایت از مدیریت قانون‌مدار و شفاف برای حفظ ثبات و منافع عمومی

    بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ

    « فَأَمَّا الزَّبَدُ فَیَذْهَبُ جُفاءً وَأَمَّا مَا یَنفَعُ النَّاسَ فَیَمْکُثُ فِی الْأَرْضِ »
    ( سوره رعد – آیه شریفه ۱۷ )

    مردم شریف و بزرگوار استان کهگیلویه و بویراحمد – سلام
    در روزگاری که ؛ جامعه‌ی پویای این استان ، بر اثر سال‌ها هیاهوی بی‌ثمر و فرسایش مدیریتی ، خسته و کوفته شده و اکنون تشنه‌ی صداقت ، آرامش و کار واقعی است ، باز همان چهره‌های همیشه‌ معترض سر برآورده‌اند ؛ همان جریانی که بقای خود را نه در کارنامه و اقدام حرفه‌ای بلکه در تولید بحران ، حاشیه‌سازی و روایت‌سازی از مظلومیت ساختگی ، جست‌ وجو می‌کند . این افراد هرگاه صندلی‌شان لرزیده و امتیازی از کف داده‌اند ، به‌ جای ارائه‌ی عملکرد ، نسخه‌ی قدیمی و نخ‌نمای خود را به مدد شلوغ‌ کاری رسانه‌ای ، ساخت گرد و غبار جعلی و ایجاد اغتشاش ذهنی ، دوباره پخش کرده‌اند تا مبادا کسی ضعف‌ های انباشته‌ شان را ببیند .
    واقعیت ساده این است که : اگر بخش کوچکی از انرژی این افراد صرف کارِ توسعه‌ محور و خدمت‌ محور می‌شد ، اینک میراث فرهنگی استان ما ده برابر قوی تر و استوارتر بود .
    حال با این وصف چه می‌توان کرد ؟ برخی تنها زمانی دیده می‌شوند که آب را گل‌آلود کنند ؛ نه آن‌گاه که آب ، زلال است و خدمت ، بی‌ادعا جاری است .
    اما خداوند بزرگ را شاکرم که ؛ در این روزگار ، ورق برگشته و مدیریت میراث فرهنگی استان به دست کسی سپرده شده که نامش سند شفافیت ، سلامت اداری ، نظم سازمانی و قانون‌مداری است : « مهندس سید مجتبی امیرحسینی » ؛ مدیری که نه اهل زد و بند است و نه بازیگر پشت پرده . و افزون بر آن ؛
    نه تشنه‌ی اتاق‌های دربسته است و نه دل‌بسته‌ی تقسیم میزها میان نور چشمی‌ها .
    وی آمده است که بسازد نه بجنگد ؛ بر مسند کار قرار گرفته است که سازمان را از مرداب درگیری‌های غیر واقعی بیرون بکشد و سطح ارائه‌ی خدمات را ارتقا دهد نه چیز دیگر و همین تغییر برای برخی ها بسیار سنگین تمام شده است .
    طبیعی است که جریان‌ های حاشیه‌ محور ، تاب چنین فضایی را نداشته باشند . واضح است که با هر نسیمِ نظم و شفافیت ، بی‌قرار شوند و نیز قابل انتظار است که برخی منافع شخصی شان به خطر بیفتد و مقاومت‌ها شدت گیرد.
    اما اکنون مردم این استان دیگر ساده‌ دل و تماشاگر سناریوهای گذشته نیستند . آن‌ها خوب می‌دانند که ؛ چه کسانی سال‌ها با هیاهو ، جای خالی کارنامه‌شان را پر کرده‌اند و چه افرادی هنگام خروج از قدرت ، پروژه‌ی « قهرمان‌سازی از خود » به راه انداخته‌اند تا نبود عملکردشان را زیر فریادها دفن کنند . این نمایش ، دیگر تماشاچی ندارد .
    در حال حاضر سازمان بیش از هر زمان دیگری نیازمند سکوت ، ثبات و مدیریت مبتنی بر کار واقعی است .
    به خوش یمنی ، اکنون همین شرایط رقم خورده است : ایشان ( مهندس سید مجتبی امیرحسینی ) ، بی‌هیاهو ، آرام و دقیق مشغول کار است . رسیدگی به پرونده‌ها ، پیشبرد پروژه‌ها و احیای هویت تاریخی و گردشگری استان و نیز کارهایی که سالها قربانی حاشیه‌ سازی و جنگ‌ های بی‌حاصل بودند . و در مقابل ، صدای مخالفانش آن‌قدر بلند است که گمان می‌کنند حقیقت را هم می‌توانند در میان فریاد شان دفن کنند ؛ اما مردم شریف و نجیب استان می‌دانند که : در میدان واقعیت ، همیشه کار و تلاش بلندترین صدا را دارد .
    در حال حاضر استان ما دیگر ظرفیتی برای بازگشت به گذشته ندارد . مردم روشن‌تر از همیشه تشخیص می‌دهند چه کسی می‌سازد و چه کسانی نگران از دست رفتن « کانون قدرت و امتیازات » شخصی‌اند . اینک زمان ایستادن کنار عقلانیت ، حمایت از توسعه واقعی و همراهی با مدیری پاک‌دست و قانون‌مدار است ، نه کنار غوغاسازانی که فقط وقتی دیده می‌شوند که بحران می‌آفرینند نه وقتی که ساختن در جریان است .
    میراث فرهنگی باید مسیر جدید و پاک خود را ادامه دهد ؛ مسیری که با مدیریت سالم ، آرام و شفاف مدیر کل فعلی استان آغاز شده و نیازمند پشتیبانی مردم ، رسانه‌های منصف و وجدان عمومی است . نباید اجازه داد اقلیتی پر سر و صدا ، آینده‌ی فرهنگی و فرصت‌های جوانان این استان را قربانی عطشِ بازگشت به میزهای دیروز کنند .
    اکنون لحظه‌ی بالا بردن صدای عقلانیت است ؛ بلندتر از فریادهای ساختگی بحران . آینده همین حالاست و با مدیری که چشم به فردا دوخته و دست به کار دارد ، آینده ساخته می‌شود ، نه ویران .
    زیرا همان‌گونه که آیه‌ی شریفه تأکید می‌نماید :
    حاشیه و هیاهو کف‌هایی هستند که می‌روند ؛ آنچه می‌ماند ، کار مفید و حقیقت است .
    وَالسَّلَامُ عَلَىٰ مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَىٰ
    سید غلامحسین قاسمی — ۱۴۰۴/۰۹/۱۹

Leave your thought here

Your email address will not be published.

پربحث ترین ها