منابع طبیعی خیانت میکند یا سواد علمی ندارد؟ ناآگاهی یا بوی پول و مافیا؟
ریواس جنوب/
ادارهکل منابع طبیعی استان کهگیلویه و بویراحمد در اقدامی عجیب که سازگار با هیچ کدام از اصول علمی و قانونی نیست، در منطقه گرمسیری دهدشت، به جای کاشت گونههای بومی و سازگار منطقه از گونههای مهاجم، مخرب و پرمصرف اکالیپتوس استفاده کرده است؛ موضوعی که وقتی سود ناشی از کاشت نهال غیربومی اکالیپتوس را به نسبت هزینه کاشت نهالهای سازگار مقایسه کنیم، بوی مفسده و تخلف میآید! تصمیمگیرندگان باید پاسخ دهند که بیسواد بودند؟ دنبال منفعت مالی و زد و بند با نهالستانهای سفارشی بودند؟ کوتاهی و سهلانگاری کردند؟ درآمدزایی ادارهکل مهم بوده است؟ و یا هم برای این اقدام عجیب خود دلیل قانعکنندهای دارند؟
به گزارش ریواس جنوب از یاسوج، در کنار قطع بیرویه درختان جنگلی در استان کهگیلویه و بویراحمد، آتشسوزیهای بیامان و بیرحم، برخی تصمیمات احمقانه و مغایر با اصول علمی، قانونی و اخلاقی متولیان جنگل و مرتع نیز موجب شده تا این سرمایه ارزشمند را با دستان خودمان به ورطه نابودی بکشانیم.
آنچه نگرانکننده است این است که اگر بتوانیم برای انگیزه سودجویان تخریب و قطع و تجاوز به جنگل و اراضی ملی یک دلیل یا حتی بهانه پیدا کنیم، اگر راز آتشسوزیهای عمدی و سهوی جنگلها را بدانیم اما هرگز نمیتوانیم دلیلی و توجیهی پیدا کنیم که از سوی کسانی که آنها را به مسئولیت حفظ و مراقبت از جنگلها سپردیم، اقداماتی انجام شود که بیرحمتر از آتشسوزی و قطع درختان، به جان جنگل که نه به جان طبیعت و اکوسیستم یک منطقه برود و آشکارا نه بلکه خاموش و بیصدا، مرگ یک طبیعت و محیط زیست را رقم بزند.
آری، خود کرده را تدبیر نیست و قطعا جای زخمی که از دوست رسیده است هرگز خوب نمیشود و امروز در برخی جنگلها و اکوسیستمهای بینظیر این استان، به دست دلسوزان و متولیان و مسئولان، شاهد نابودی این سرمایه ارزشمند هستیم و این دردناک است.
سخن از ادارهکل منابع طبیعی استان کهگیلویه و بویراحمد است که با سیاستهای غلط، ناآگاهانه و بدون سواد علمی، در برخی مناطق استان، گونههای ناسازگار با منطقه را کشت میکند تا به جای کاشت درخت و پویایی طبیعت و اکوسیستم، شاهد بیابانهای سبزی باشیم که طبیعت منطقه را در خود میبلعد و ویران میکند.
به عنوان نمونه، در دهدشت گرمسیری، ادارهکل منابع طبیعی کهگیلویه و بویراحمد اقدام به کاشت گونه مهاجر و مهاجم اکالیپتوس (نوعی بید) کرده که با همه اصول علمی، قانونی و تعهدات اخلاقی در تضاد است.
کیست که نداند در منطقه دهدشت و سوق، منابع آبی روزمبنی و زیرزمینی محدودی داریم و نباید با کشت اکالیپتوس که روزانه ۴۰ لیتر از آبهای زیرزمینی را میبلعد، این منابع آبی را هدر دهیم؟
کیست که نداند درخت اکالیپتوس با ترشح مواد آللوپاتیک موجب میشود تا در زیر این درختان و آن منطقه هیچ گیاه دیگری نروید و عملا و عیناً اما خاموش و در سکوت شاهد مرگ تدریجی تنوع خاکی و تبدیل شدن منطقه به یک بیابان سبز باشیم و اکوسیستم منطقه را از گیاه تا جانور، به هم بزنیم.
کیست که نداند گونه مهاجم و وحشی اکالیپتوس هیچ سازگاری با حیات وحش، پرندگان، حشرات و تنوع زیستی گیاهی و جانوری ما ندارد و اکالیپتوس منبع غذایی و خوراک جامعه جانوری ما نیست.
کیست که نداند اگر هدف قصد زراعت چوب هم باشد آن هم به قیمت نابودی منابع آبی و تخریب تنوع زیستی گیاهی و جانوری منطقه، باز هم این سود ناشی از زراعت چوب به مردم محلی نمیرسد و پیمانکاران و شاید هم دولت سود آن را میبرد.
کیست که نداند برگهای اکالیپتوس به دلیل درصد بالای چربی، کاملا مستعد برای آتشسوزیهای گسترده در تابستانهای سوزان مناطق گرمسیر و تخریب منابع طبیعی و زیستی ماست؟
درخت اکالیپتوس اگر در مناطق بومی و سازگار کاشته شود میتواند مزایای زیادی داشته باشد اما کاشت غیر علمی و دیمی آن میتواند به قیمت نابودی یک منطقه تمام شود؛ اگر غیر از این بود، این همه دانشگاه و کتاب و علم کشاورزی و گونههای جنگلی برای چه بود؟ اگر هر درختی را هر جایی میشد کاشت که نیازی به علم کشاورزی نبود.
با این توضیحات و این جمله که گونههای سازگار با طبیعت دهدشت همانند «درخت کنار، کلخنگ، رملک» وجود دارند که هم آب بسیار اندکی مصرف میکنند، هم سازگار با خشکی هستند، هم موجب تنوع زیستی میشوند و هم به اقتصاد مردم چه در بحث چوب جنگلی و چه میوه و چه خواص دارویی آن کمک میکند، با این توضیحات باید به سلامت عقل تصمیم گیرندگان شک کرد!
شاید هم بحث سلامت عقل مطرح نباشد و موضوع منافع مالی و سوداندوزی مهم بوده است چرا که گفته میشود نهال اکالیپتوس بسیار سریع رشد میکند، نگهداری و پرورش آن ارزانقیمت است و گویا زد و بندهایی پشت پرده با نهالستانها در کار است که نهال اکالیپتوس را سفارش میدهند و به قیمت نابودی منطقه اما سود و منفعت خودشان، نهالهای مهاجم و غیرسازگار با منطقه را جایگزین نهالهای سازگار و بومی منطقه میکنند! آیا این موضوع صحت دارد؟
اگر از جنبه تعهدات اخلاقی، سلامت عقل، موضوعات علمی و اینها بگذریم، آیا تصمیم گیرندگان نمیدانند که در قانون اساسی و همه قوانین بالادستی جنگل و مرتع هرگونه آسیب به منابع ملی و جنگل و مرتع و محیط زیست جرم است و ممنوع؟
اینها سوالاتی است که باید مجید نظری به عنوان سرپرست ادارهکل منابع طبیعی کهگیلویه و بویراحمد و آقای کریمی به عنوان مدیر شهرستانی او پاسخ دهند!
او باید بگوید که با کدام نهالستانهای طرف قرارداد است؟ چرا به جای گونههای بومی سازگار و اقتصادی، اقدام به کاشت گونههای غیرسازگار و مخرب آب و خاک کرده است؟
چه سودی در کاشت نهال اکالیپتوس وجود دارد؟
کارشناس علمی، کاشت درختان در مناطق گرمسیری کهگیلویه، کیست و چه پاسخی دارد؟
آیا نهادی هست که به این موضوع ورود کند و با متخلفان، مجرمان، سهلانگاران و هر کسی که نقشی در این داستان خیانت بار دارد، برخورد کند و آنها را پاسخگو کند؟
با کدام عقل سازگار است که ادارهکل منابع طبیعی که ماموریت ذاتی آن احیا و حفظ و توسعه جنگل و مرتع و اکوسیستم طبیعی منطقه است، در تضادی آشکار، اقدامی کند که منجر به نابودی طبیعت منطقه شود؟
بالاخره باید معلوم شود که تصمیمگیرندگان بیسواد هستند؟ ناآگاه هستند؟ پای منافع مالی و سوداگری وسط است؟ قصور و اهمال سهویی رخ داده یا واقعا پاسخی قانعکننده، علمی و قانونی برای این اقدام خود دارند؟
انتهای پیام/ کریم بنام
