ریواس جنوب/ شرکت آب منطقهای کهگیلویه و بویراحمد میگوید در چند سال اخیر هیچ مجوزی برای برداشت از کف رودخانه بشار نداده است، اما مستندات رسیده به ریواس جنوب نشان میدهد که از یک مجوز صادره برای لایهرویی این رودخانه سواستفاده شده و با بیرحمی کامل دستکم ۴۰ برابر میزان این مجوز از یک محدوده کوچک در پایین دست پل مختار برداشت شده است؛ برداشتی که پای شورای قضایی ستاد تسهیل و یک کارخانه مشهور شن و ماسه در آن پیداست و بوی تبانی در لایههای میانی شرکت آب منطقهای و سهلانگاری آشکار در این ظلم پنهان به محیط زیست استان هویداست.
به گزارش ریواس جنوب از یاسوج، در استان کهگیلویه و بویراحمد و در سالی که گذشت و ابتدای سال جدید میزان بارشها به حدی بود که حتی از میانگین ۵۷ سال اخیر نیز ۱۳ درصد بیشتر بوده است؛ گاها در کمتر از ۲۴ ساعت تا ۲۵۰ میلیمتر باران باریده و واقعیت این است که در چهار دههی اخیر با بیتوجهی آشکار به حق و حقوق این استان به ویژه در مباحث مربوط به آب، اعتبارات لازم برای اقدامات پیشگیرانه در بستر رودخانهها، احداث سدها و آبخیزداری و عملیات سازهای مهار سیلاب تخصیص داده نشد.
با این وجود، دست کم در دو سال اخیر مدیران مرتبط با این موضوع در استان کهگیلویه و بویراحمد مدیریت نسبتا موفقی داشتند و شاهد کمترین حوادث جانی و حتی مالی قابل توجه و ناشی از این سیلابها بودیم.
شرکت آب منطقهای، ادارهکل راهداری و حمل و نقل جادهای و اعضای ستاد بحران در این سالها با چنگ و دندان هم که شده جلوی حوادث غیرقابل جبران را گرفتند و از این حیث باید به آنها خداقوت گفت؛ البته نباید از خشکسالیهای چند سالهی اخیر و همچنین نقش احداث سدهای کوثر و چمشیر در کاهش حوادث ناشی از سیلاب نیز غافل بود.
اینها روی خوش ماجرا و عملکرد خوب مسئولان استان کهگیلویه و بویراحمد است اما به تازگی و در روی دیگر این سکه، اسنادی به دست ریواس جنوب رسیده که بوی خیانت و ظلم و سهلانگاریهای مرگبار در رودخانه بشار میدهد.
بعد از حادثهای تخریب بخشی از پل مختار روی رودخانه بشار زوایای جدیدی از این ماجرا افشا شد به طوری که در روی دیگر سکه خیلیها تلاش میکنند تا هر اتفاقی را گردن باران و بارشهای کم و زیاد بگذارند.
در کنار بارشهای فراوان، یک پیمانکار نیز در نزدیکی آن پل در حال کار است و گویا در آنجا نیز حفاریهایی شده و برخی میگویند پایههای پل مختار در اثر فعالیت این پیمانکار دچار آسیب شدند.
موضوعی که البته استاندار کهگیلویه و بویراحمد در همان دقایق ابتدایی و عجولانه مصاحبه داد و گفت که این پیمانکار نقشی در تخریب پل نداشته است! موضعگیری که آنقدر سریع بود که فارغ از صحت و سقم آن نشان میدهد، گویا در این استان قرار نیست مسایل به صورت کارشناسی و بدون ملاحظات پیگیری و با مسببین برخورد شود.
حالا تخریب دستکهای و پایههای پل مختار در رودخانه بشار بهانهای شد تا از اقدامات عجیب و مافیایی در رودخانه بشار و برداشتهایی بیرویه و شبانه پرده برداشته شود؛ موضوعی که به مراتب از تخریب یک پل مهمتر است و در این گزارش به زوایای جدیدی از آن خواهیم پرداخت.
استانداران زیادی به کهگیلویه و بویراحمد آمدند و رفتند، خیلی از آنها بینش و شعور محیطزیستی لازم را نداشتند و برخی نیز جرأت مقابله با مافیایی به نام شن و ماسه را نداشتند و برای همین، سالهای سال، بستر رودخانه بشار به یک گوشت قربانی تبدیل شد و رقابت برای برداشت بیشتر مصالح کف این رودخانه مظلوم جای خود را به آیندهنگری و حفظ محیط زیست داده بود.
این روند ادامه داشت تا اینکه حسین صابری، از استان کویری کرمان که بیش از هر کسی قدر طبیعت خدادادی کهگیلویه و بویراحمد را میدانست، استاندار شد و بلافاصله با شجاعت، یک تصمیم درست گرفت و از ابتدای دهه ۹۰، برداشت از کف رودخانه را ممنوع و دستور انتقال همه کارخانههای شن و ماسه از بستر رودخانه بشار را به منطقه کوهستانی دلیبجک در سپیدار داد.
تصمیمی که اگرچه در همان زمان هم مخالفانی داشت و آن را موجب تخریب کوهستان و معادن شن و ماسه کوهی میدانستند اما هر چه باشد در ذات تولید ماسه، تخریب هم نهفته است و آنچه تصمیم استاندار وقت را منطقی میکرد انتخاب دو گزینه از بین تخریب رودخانه و بستر آن و تخریب معادن کوهی بود.
این تصمیم اجرایی شد و حتی شورای تامین هم ورود کرد اما گویا زور مافیای شن و ماسه در استان «خالهخرزویی» کهگیلویه و بویراحمد از همه بیشتر بود و چند کارخانه شن و ماسه که خود را نورچشمی میدیدند، کارخانه خود را منتقل نکردند و در کنار رودخانه شبانه و دزدانه و به هر روشی از مصالح کف رودخانه نیز برداشت میکردند.
با وجود همین برداشتهای شبانه و دزدکی اما به دلیل انتقال عمدهی کارخانهها و سختگیریهای شرکت آب منطقهای، میزان برداشت مصالح کف رودخانه آنقدر کم شده بود که رودخانه وحشی بشار فرصت بازسازی خود را پیدا کرده بود و همه چیز پایدار به نظر میرسید تا اینکه سر و کلهی یک شرکت به اسم « سازهکوشان آپامه» پیدا شد.
آرش مصلح با صراحت به خبرنگار ریواس جنوب گفت که شرکت آب منطقهای سالهای سال است که هیچ مجوز برداشت مصالح رودخانهای را به هیچ کارخانه شن و ماسه نداده است.
با این وجود اما به بهانهی پاکسازی و لایهروبی رودخانه وحشی بشار و البته به درخواست مرکز تحقیقات کشاورزی برای تسطیح سراب آبیاری زمینهای کشاورزی، گویا مجوزی محدود به شرکت «سازهکوشان آپامه» داده میشود که در یک مساحت محدود و به میزان محدود و کارشناسی شده، از رسوبات و مصالح دپوشده در کف رودخانه که منجر به تغییر ناگهانی مسیر سیلاب و تخریب تاسیسات کناری، پمپاژها و واحدهای پرورش ماهی میشده، برداشت و شرکت آب منطقهای چنین مجوزی را صادر کرد و البته تا اینجای کار، مشکلی نبود و همه چیز قانونی به نظر میرسد.
آنچه ماجرا را کمی مشکوک و مافیایی میکند، هویت و مالکیت شرکت آپامه است، یعنی این شرکت متعلق به کیست و با چه هدفی متقاضی لایهروبی رودخانه بشار شده است؟
آیا ارتباطی میان این شرکت با مالک سرشناس یکی از کارخانههای شن و ماسه وجود دارد که به هر ترفندی بوده در بستر رودخانه بشار ماند و فعالیتش را ادامه داد؟
نکته دیگر الزام شرکت آب منطقهای برای نظارت بر عملیات لایهروبی رودخانه بشار بود تا مبادا این عملیات بیش از مجوز صادرشده برداشت شود! اقدامی که از سوی شرکت آب منطقهای به درستی انجام نشده و طبق اسنادی که در اختیار ریواس جنوب قرار گرفته، آنچه از کف رودخانه مظلوم بشار برداشت شده، دست کم ۲۶ برابر بیشتر از مجوز صادر شده است!
موضوعی که ارتباط مستقیم با تخریب پایهها و دستکهای یکی از پلهای احداث شده روی رودخانهی بشار در منطقه مختار دارد.
مشاهدات میدانی نشان میدهد که در اثر این برداشتهای ظالمانه و بیرحمانه، از اواسط ۱۴۰۰ تاکنون، حفرهها و «دراپهای» عمیقی به وجود آمده و از آنجا که جریان طبیعی رودخانهها همانند یک هوش مصنوعی، خودش را تنظیم میکند، این رودخانه نیز برای تنظیم و بازسازی طبیعی خود و جبران این حفرهها و گودالها، رسوبات بالادستی خود را به این حفرهها فرستاد و موجب خالی شدن زیر دستک پل مختار و نهایتا تخریب آن شده که در بالادست منطقهای قرار دارد که ۲۶ برابر بیش از مجوز صادر شده، از آن برداشت شده است.
ماجرا به همینجا ختم نمیشود و طبق اسنادی که به دست ریواس جنوب رسیده، در میان ارتباطات مبهمی که میان شرکت آپامه، آب منطقهای و آقای عظیم شفیع نژاد، مالک یکی از کارخانههای شن و ماسه ( همسر او) وجود دارد، تقاضایی به ستاد تسهیل داده میشود تا بخش از این عملیات برداشت مصالح رودخانهای را به شفیع نژاد بدهند؛ گویا شرکت آب منطقهای از سوی این ستاد قضایی تسهیل و رفع موانع تولید، تحت فشار قرار میگیرد تا نهایتا حدود ۳۰ درصد از مجوز صادرشده به شرکت آپامه را به آقای شفیع نژاد بدهند و اینجا بود که آن فاجعه زیستمحیطی به وجود آمد و به جای هفت هزار متر مکعب چیزی بالغ بر ۱۸۰ هزار مترمکعب از کف رودخانه بشار برداشت انجام گرفته و منجر به حادثه تخریب پل در کوتاه مدت و آثار جبرانناپذیر در درازمدت خواهد شد.
حالا سوال اساسی این است که آقای استاندار به عنوان رئیس ستاد تسهیل و رفع موانع تولید با چه استدلالی علمی اجازه یا زمینهی صدور چنین مجوزی را عملا به یکی از کارخانههای شن و ماسه داده است؟ آیا خون او قرمزتر بوده است؟
بر اساس برخی اطلاعات، ریاست ستاد تسهیل که زمینهساز این تصمیم بحثبرانگیز شده به عهده معاون اقتصادی استاندار یعنی آقای احسان عسکری بوده است که اگر چنین باشد به واسطه روابط فامیلی و بافت قومی این مناطق، حواشی چنین تصمیمی را دوچندان میکند.
البته تصمیم نهایی در خصوص مجوز برداشت از کف رودخانه توسط ستاد تسهیل قضایی یا همان شورای قضایی برای آقای شفیعنژاد صادر شده اما در همانجا نیز تاکید شده که آب منطقهای بر عملیات برداشت نظارت مستقیم کند و بیشتر از هفت هزار مترمکعب و در مساحت یک هکتار با ارتفاع حدود یک و نیم متر برداشت بیشتری انجام نشود اما گفته میشود که آنچه در عمل اتفاق افتاد حدود ۲۸۰ هزار متر مکعب در ۱۴ هکتار و در حد ۴۰ برابر بوده است؛ میزانی که در گزارش رسمی حدود ۱۸۵ هزار مترمکعب یعنی ۲۶ برابر اعلام شده است و این یعنی فاجعه زیستمحیطی و ظلم آشکار به منابع طبیعی و سرمایههای خدادادی این مردم!
چرا شرکت آب منطقهای زیر بار این مصوبه رفته است؟ چرا بر عملیات برداشت نظارت نکرده است؟ چرا خود شرکت آپامه، که این مجوز را دریافت کرده اقدام به برداشت مصالح نکرده است؟ چرا پای این مالک کارخانه شن و ماسه به این ماجرا باز شد؟ چرا به بقیه کارخانههای شن و ماسه چنین اختیاری داده نشد؟
اینها سوالاتی است که باید پاسخ داده شوند.
جالب این جاست که واحد حقوقی آب منطقهای میگوید که هیچ مجوز برداشتی را به آقای شفیعنژاد یا همسر او نداده و هر اتفاقی افتاده شفاهی بوده و به دلیل فشار شورای قضایی ستاد تسهیل بوده است!
سوالی که اینجا پیش میآید این است که حالا که شفاهی و نورچشمی و به هر دلیلی چنین مجوزی به یکی از کارخانههای شن و ماسه داده شد چرا نظارت نکردید تا به جای ۷۰۰۰ مترمکعب، ۲۸۰ هزار مترمکعب برداشت نشود؟ چه کسی مسئول این ظلم آشکار به محیط زیست و بیعدالتی در صدور مجوز یا اختیار برداشت از مصالح کف رودخانه است؟
نکته بعدی این است که گفته میشود وقتی کشاورزان منطقهی مختار برای خسارات وارده از شرکت آپامه شکایت کردند، هیچ نمایندهای از این شرکت در محاکم قضایی و اداری حاضر نشد و گویا نمایندهی حقوقی شرکت آب منطقهای پاسخگوی عملکرد این شرکت خصوصی شده، موضوعی که بیش از همیشه هویت و مالک شرکت آپامه را بحثبرانگیز کرده است!
نکته بعدی ماجرای عجیب مجوزهای شفاهی است! اگر آنگونه که آرش مصلح، مدیرعامل آب منطقهای میگوید و هیچ مجوزی برای برداشت مصالح صادر نشده، پس آقای شفیع نژاد یا عوامل او چگونه و با چه مجوزی اقدام به برداشت کرده است؟ مگر چیزی به نام مجوز شفاهی هم وجود دارد؟
اگر هم بدون مجوز چنین اقدامی شده، چرا نمایندهی حقوقی شرکت آب منطقهای اقدام قضایی نکرده است؟ مصالح برداشتشده سر از کجا درآوردند؟
نکتهی دیگر اینکه ادارهکل راهداری در سالهای ۹۹ و ۱۴۰۰ میلیاردها تومان برای تثبیت پایهی پلهای مختار و شرکت آب منطقهای برای تثبیت بستر رودخانه، از جیب بیتالمال هزینه کردند، چرا اکنون با چنین سهلانگاری، زمینه تخریب پل و همچنین خسارات فراوان به کشاورزان فراهم شود؟
در منطقه مختار، یک ایستگاه عظیم پمپاژ آب برای ۷۰۰ هکتار از اراضی کشاورزی با هزاران میلیارد احداث شده که به دلیل همین برداشتهایی بیرویه از کف رودخانه، انحراف مسیر آب، دسترسی به سطح آب چندین متر پایینتر رفته و موجب عدم کشت این اراضی و خسارات فراوان به کشاورزان منطقه شد.
سیاست یک بام و چند هوا با هیچ منطقی سازگار نیست؛ اگر رودخانه بشار یک رودخانه وحشی است و قابلیت برداشت رسوبات و مصالح رودخانهای را ندارد و این شرکت هم هیچ مجوزی برای برداشت صادر نکرده، پس، ماجرای برداشت بیرویه و نامتعارف از کف رودخانه بشار در محدوده چمخانی و نزدیکی کارخانه شن و ماسه شفیع نژاد چیست؟
اگر هم مجوز ندادید، از سال ۱۴۰۰ تاکنون چه اقدام قضایی برای برخورد با متخلفان کردید؟
پاسخ دهید که اگر لایهروبی رودخانه بشار لازم و ضروری بوده، آیا این عملیات به صورت کارشناسی و به لحاظ میزان، ارتفاع و عرض محدوده لایهروبی آیا این عملیات مطابق قوانین مربوطه انجام شده است؟
توضیح دهید بر چه اساسی فقط این محدوده و در نزدیکی کارخانه شن و ماسه عظیم نژاد برای این عملیات لایهروبی انتخاب شده است؟ آیا لایهروبی همه بستر رودخانه در دستور کار است یا فقط همین محدوده بحثبرانگیز برای شما مهم بوده است؟
بر اساس قانون تصمیم برای انجام عملیات لایهروبی باید در کمیتهای متشکل از شخص استاندار، معاون عمرانی او، مدیرعامل شرکت آب منطقهای، مدیرکل صنعت، معدن و تجارت، دادگستری و برخی مدیران ذیربط مصوب شود که در کجا و به چه میزان از کف رودخانه برداشت شود و در همین قانون به صراحت آمده که این پاکسازی و برداشت باید صرف جبران خسارات سیلاب و بهبود مسیر طبیعی جریان رودخانه مصرف شود!
حالا سوال این است آیا چنین کمیتهای تشکیل شده و تصمیم گرفته فقط در کنار کارخانه شن و ماسهی شفیعنژاد لایه رویی و برداشت مصالح نیاز است؟ آیا در این کمیته مصوب شده که این مصالح برداشت شده از کف رودخانه به فلان کارخانه شن و ماسه بروند؟
حالا محیط زیست و سرمایه خدادادی رودخانه بشار و همه اینها هیچ، چه کسی پاسخگوی میلیاردها تومان هزینهی دیگری است که باید صرف تعمیر و بازسازی پل مختار روی رودخانه بشار شود؟ در این شرایط جنگی، خسارات میلیاردی به ایستگاه پمپاژ مختار و دیگر کشاورزان جدول غوره و… را چه کسی جبران میکند؟
در پایان باید گفت که این گزارش هرگز به معنای نادیده گرفتن خدمات بسیار خوب آقای مصلح و همکارانش در آب منطقهای نیست و همانگونه که در ابتدای گزارش ذکر شده، در چند سال اخیر با وجود حجم بالای بارشها شاهد پیشگیری و مدیریت خوب حوادث و کاهش خسارات بودیم اما قطعا آقای مصلح باید حواسش به زد و بندهای احتمالی مدیران زیردستش باشد و این ماجرا را تا پایان پیگیری کند و با متخلفین احتمالی در بدنهی اداری برخورد قاطع و شفاف کند.
ریواس جنوب این ماجرا را تا روشن شدن ابعاد بیشتری پیگیری خواهد کرد.
انتهای پیام/ بنام



