ریواس جنوب/ آتشسوزی و سوختن تأسیسات گرانقیمت ایستگاه تامین آب شرب گچساران نه تنها موجب دردسر برای مردم شده بلکه دستکم ۳۲۰ میلیارد تومان هزینه روی دست بیتالمال گذاشت؛ حادثهای که زوایای پیدا و پنهان زیادی دارد؛ نهادهای نظارتی واکنشی به این حادثه نداشتند، تاجگردون سکوت کرد و استاندار کهگیلویه و بویراحمد نیز به جای برخورد با مقصران و سهلانگاران، در اقدامی سوالبرانگیز از مدیرعامل آب و فاضلاب قدردانی کرد!
زوایای پنهان یک حادثهی ویرانگر در کهگیلویه و بویراحمد
خسارت ۳۲۰ میلیارد تومانی به تاسیسات آب و فاضلاب گچساران/ رضایی مقصر است یا قهرمان داستان؟ سکوت تاجگردون و واکنش عجیب استاندار!
ریواس/آتشسوزی و سوختن تأسیسات گرانقیمت ایستگاه تامین آب شرب گچساران نه تنها موجب دردسر برای مردم شده بلکه دستکم ۳۲۰ میلیارد تومان هزینه روی دست بیتالمال گذاشت؛ حادثهای که زوایای پیدا و پنهان زیادی دارد؛ نهادهای نظارتی واکنشی به این حادثه نداشتند، تاجگردون سکوت کرد و استاندار کهگیلویه و بویراحمد نیز به جای برخورد با مقصران و سهلانگاران، در اقدامی سوالبرانگیز از مدیرعامل آب و فاضلاب قدردانی کرد!
به گزارش ریواس جنوب از گچساران، حدود یکماه پیش و در دل جنگ رژیم صهیونیستی-آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران، ایستگاه پمپاژ آب آشامیدنی شهرستان نفتخیز گچساران در منطقهی امامزاده جعفر دچار حادثه و آتشسوزی شد، تأسیسات برقی و مکانیکی آن سوختند و برای مدت زیادی آب شرب مردم نجیب و صبور این شهر نیز قطع شد، اما مسئولان ارشد اجرایی و نظارتی استان از کنار این حادثه هم مثل بسیاری از حوادث دیگر بدون واکاوی و آسیبشناسی ریشهای، گذشتند.
طبق برآوردهای اولیه، این آتشسوزی موجب خسارات بسیار سنگین به ارزش ریالی ۳۲۰ میلیارد به صنعت آب این استان شد و آنچه اتفاق افتاد، یک آتشسوزی ساده نبود؛ موضوعی که اهمیت پیگیری آن و بررسی سهلانگاریها در این حادثه را دوچندان میکند.
بر اساس شواهد موجود، این حادثه به سوختن هفت تابلو برق A ،BB سوئیسی، چهار خازن صنعتی، سه مقاومت، یک الکترو پمپ ۴۰۰ کیلووات زیمنس آلمان و برخی تاسیسات دیگر منجر شد که طبق برآوردهای اولیه حدود ۳۲۰ میلیارد تومان خسارت به بار آورد؛ قطعا باید چنین حادثهای را از زوایای پیدا و پنهان آن بررسی کرد و علاوه بر آن، مسببین این کمکاری و ضعف مدیریتی را نیز پاسخگو کرد.
ایستگاه پمپاژ آب شرب منطقهی امامزاده جعفر گچساران، آب آشامیدنی بخش زیادی از خود شهر گچساران و چند روستای بزرگ اطراف را تأمین میکند و بدیهی است که باید به صورت دورهای سرویسهای تعمیر و نگهداری و به اصطلاح «اورهال» به موقع انجام میشد که اگر میشد نباید چنین حادثهای با این حجم سنگین خسارت مالی رخ میداد!
یک کارشناس مرتبط در همین زمینه میگوید که علاوه بر انجام نشدن سرویسهای دورهای، گویا شارژ نبودن باتریهای کنترل فاز برق این مجموعه که فقط یک میلیون و نیم هزینه داشت، در بروز این حادثه نقش داشته است!
علاوه بر این، گویا یکجوشکاری غیراستاندارد در این ایستگاه پمپاژ، موجب این آتشسوزی و حادثهی ویرانگر شده است؛ گفته میشود که این مجموعه بدون اپراتور برق اداره میشده و جوشکار نیز آگاهی لازم را در این زمینه نداشته و عملیات جوشکاری موجب اختلال در مدار برق این ایستگاه، از کار افتادن کنترلفازِ غیرفعال و بروز چنین حادثهای شده است.
حال باید از آقای رضا رضایی، مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب استان کهگیلویه و بویراحمد پرسید که آیا تعمیرات و سرویسهای دورهای ضروری برای نگهداری از اموال بیتالمال را انجام داده یا به کارهای دیگری سرگرم بوده و رضایت نماینده پرنفوذ گچساران در مجلس و دیگر مقامات را به شیوههای دیگری جلب کرده است؟ مردم در کجای این داستان هستند؟
آقای رضایی باید پاسخ دهد که چگونه میشود مدیریت یک مجموعه به این بزرگی آنقدر فشل و منفعل باشد که بخاطر شارژ یک باتری یا اقدامات پیشگیرانه ساده و ابتدایی که وظیفهی نظارتی یک مدیر است، چنین تاسیسات برقی و مکانیکی به این راحتی بسوزند و هزینه ۳۲۰ میلیارد تومانی روی دست بیتالمال و مردم بگذارد؟ هزینهای که حتی اسراییل اشغالگر و بیرحم هم به صنعت آب ایران وارد نکرد؟
او باید پاسخ دهد که آیا به جای مدیریت پیشگیرانه و انجام وظایف نظارتی قبل از وقوع چنین حوادثی، با زیرکی سیاسی به مدیریت بحران و عملکرد بعد از حادثه چنگ زده و خودش را قهرمان داستان جا زده است؟
البته که باید انصاف داشت و گفت که مدیریت صحنه بعد از وقوع حادثه نیز مهم است و وصل کردن آب شرب مردم گچساران در یک عملیات ۲۸ ساعته از سوی نیروهای زحمتکش آب و فاضلاب جای تقدیر دارد و نباید تلاش آنها را نادیده گرفت اما این هرگز به معنای نادیده گرفتن نقش مدیریت ضعیف و ضعف مدیریتی و نظارتی در یک مجموعه نیست و هرکدام در جای خود باید بررسی شود.
نمیشود همه تقصیر را گردن تیم مدیریتی فعلی آب و فاضلاب و شخص آقای رضایی انداخت و باید با واکاوی دقیق این حادثه، حتی نقش مدیرانعامل قبلی، مدیر این ایستگاه پمپاژ، بخش خصوصی و نحوه جوشکاری و همه عوامل مرتبط با این حادثه را مشخص و بدون اغماض برخورد کرد.
همچنین از نقش شرکت نفت گچساران در تامین آب آشامیدنی مردم در زمان حادثه و قطعی آب و مشارکت آن در مدیریت این حادثه نیز باید قدردانی کرد.
نکتهی دیگری که انتقادات زیادی به آن وارد است، نحوه واکنش استاندار کهگیلویه و بویراحمد به این حادثه و حادثههای مشابه است؛ یدالله رحمانی، دقیقا شبیه به حادثهی تخریب بخشی از پل مختار در بارندگیهای چند هفته قبل، به جای ریشهیابی موضوع و حتی برخورد با مقصران، نه تنها پرسشگری هم نکرد بلکه در اقدامی عجیب، عجولانه و سوالبرانگیز از مدیرعامل آب و فاضلاب، تقدیر هم کرد!
استاندار کهگیلویه و بویراحمد هرگز نگفت چرا باید بخاطر سهلانگاریهای احتمالی، عدم سرویس و نگهداری چنین تأسیسات گران قیمتی، جوشکاری غیراستاندارد و یا هر اقدام پیشگیرانه و مدیریتی دیگری چنین خسارات سنگینی به صنعت آب استان وارد بیاید و چرا آقای رضایی و همکارانش به وظیفهی خود عمل نکردند بلکه کار سادهتر را انتخاب کرد و از چنین مدیری بخاطر تعمیر و تعویض تاسیسات ایستگاه و خط انتقال آن، قدردانی هم کرد!
به عبارت سادهتر به جای آنکه از یک مدیر بپرسیم چرا ۳۲۰ میلیارد تومان به بیتالمال مسلمین و مردم مظلوم ایران تحمیل کردید از او بخاطر هزینهکرد مجدد از بیتالمال و تعمیر و تعویض و جبران این حادثه از جیب مردم، قدردانی میکنیم!
نهادهای نظارتی تاکنون واکنشی به این حادثه نداشتند و غلامرضا تاجگردون، نماینده مردم گچساران و باشت که معمولا برای هر اتفاق کوچک و بزرگ، توییت و یادداشت میزند در این زمینه سکوت کرده و گویا رابطهی دوستانهی او با مدیرعامل غیر بومی آب و فاضلاب، او را وارد رودربایستی کرده است.
با همهی این توضیحات، استاندار کهگیلویه و بویراحمد و غلامرضا تاجگردون، نماینده مردم گچساران و باشت در مجلس شورای اسلامی باید بدانند که حتی اگر هیچ نهاد نظارتی هم پیگیر این ماجرا نباشد و به دلیل شرایط جنگی یا بیخیالی مدیران بالادستی و نهادهای نظارتی، هیچ کس از آنها پرسشگری و حسابرسی هم نکند اما مردم و افکار عمومی چنین رفتارهایی را از یاد نمیبرند و پاسخ سوالاتشان را مطالبه خواهند کرد.
نهادهای نظارتی نیز در بروز چنین حوادثی نقش بسیار پررنگی دارند چرا که اگر با مقصران و مدیرانی که اعتبارات و پول بیتالمال را اینچنین بر باد میدهند، برخورد نکنند و شفاف به مردم گزارش ندهند نه تنها در این تقصیر بزرگ بلکه در بروز حوادث مشابه نیز سهیم خواهند شد.
مدیرعامل آب و فاضلاب کهگیلویه و بویراحمد علاوه بر پاسخ به علل و نقش مدیریتش در بروز این خسارات میلیاردی به بیتالمال، این را هم بگوید که آیا پروازی بودن او و عدم حضور خانوادهاش در شهر یاسوج، موجب نمیشود تا تمرکزش بر کار کم شود و بخشی از وقت او در مسیر یاسوج به ایلام صرف شود؟
آیا هزینه ایاب و ذهاب و رفت و آمد مدیران پروازی به محل زندگیشان با خودروی بیتالمال و بنزین و اعتبارات دولتی است؟
آیا حالا که چنین مدیرانی برای اسکان خود با اجاره و رهنهای میلیاردی از بیتالمال به صورت پروازی بر ادارات ما مدیریت میکنند، بهتر نیست زن و بچهی خود را هم به استان بیاورند تا هم بیشتر به کار و خدمت به مردم، دل بدهند، تمرکزشان بیشتر شود و هم مجبور نباشند هر هفته و هر ماه، وقت بگذارند و چند بار به استان محل زندگی خود بروند؟
نکته پایانی اینکه این انتقاد و پرسشگری از مدیرعامل آب و فاضلاب به معنای نادیده گرفتن زحمات و خدمات او نیست و قطعا باید در کنار بیان نقاط ضعف مدیران، خدمات آنها به مردم نیز گفته شود کاری که ریواس جنوب خود را متعهد به آن میداند و تاکنون چنین رویکردی را نیز داشته است.
کارمندان، کارگران و نیروهای عملیات و اتفاقات آب و فاضلاب زحمات زیادی میکشند و باید میان انتقاد از مدیران و خدمات یک مجموعه فرق گذاشت.
گزارش از کریم بنام

2 Comments
پ مقیمی چ ایکنه