واکاوی یک‌حادثه‌ی مرگبار در چاروسا؛ از عقلانیت دادستانی تا احتمال تخلف پلیس

ریواس/ در عملیاتی پلیسی و تعقیب و گریز در منطقه‌ی چاروسا از سوی پاسگاه قلعه‌دختر و خارج از حوزه ی استحفاظی آن، یک حادثه‌ای مرگبار اتفاق افتاد؛ حادثه‌ای که ابعاد مختلف و ابهامات فراوانی دارد و افکار عمومی برای عدم تکرار چنین حوادثی و همچنین برخورد قاطع با متخلفین و مقصران این حادثه از دستگاه قضا انتظارات روشنی دارند؛ انتظاراتی که البته تا الان در حوزه‌ی دادستانی به خوبی مدیریت شد و جلوی یک اتفاق امنیتی و نارضایتی مردم گرفته شد اما هنوز تحقیقات در مرحله‌ی بازپرسی است و مردم‌وترویاذو دیشموک منتظر رأی دادگاه هستند.

واکاوی یک‌حادثه‌ی مرگبار در چاروسا؛ از عقلانیت دادستانی تا احتمال تخلف پلیس

 

ریواس/ در عملیاتی پلیسی و تعقیب و گریز در منطقه‌ی چاروسا از سوی پاسگاه قلعه‌دختر و خارج از حوزه ی استحفاظی آن، یک حادثه‌ای مرگبار اتفاق افتاد؛ حادثه‌ای که ابعاد مختلف و ابهامات فراوانی دارد و افکار عمومی برای عدم تکرار چنین حوادثی و همچنین برخورد قاطع با متخلفین و مقصران این حادثه از دستگاه قضا انتظارات روشنی دارند؛ انتظاراتی که البته تا الان در حوزه‌ی دادستانی به خوبی مدیریت شد و جلوی یک اتفاق امنیتی و نارضایتی مردم گرفته شد اما هنوز تحقیقات در مرحله‌ی بازپرسی است و مردم‌ چاروسا و دیشموک منتظر رأی دادگاه هستند.

به گزارش ریواس جنوب از یاسوج، در منطقه‌ی چاروسا، یک جوان برومند از یک خانواده‌ی اصیل، بعد از تعقیب گریز پلیس پاسگاه دشمن‌زیاری، و احتمال شلیک به خودرو، دچار سانحه‌ی تصادف شد و جان خود را از دست داد؛ حادثه‌ای که از چند زاویه قابل تحلیل است.

نخست اینکه، تیم امنیتی استان به ویژه دادستان مرکز استان و دادستان مردم‌دوست شهرستان کهگیلویه، آقای رستم‌نژاد، در مدیریت این حادثه مثل قبل کاملا پخته و با درایت عمل کردند و حادثه‌ای که می‌توانست به یک بحران اجتماعی تبدیل شود را تا این لحظه به خوبی مدیریت کردند.

این جوان اهل منطقه‌ی دیشموک بود و رابطه‌ی سببی و نسبی زیادی به طوایف بزرگ استان داشت؛ از سوی دیگر نحوه‌ی درگذشت او به‌شکلی بود که مردم را خشمگین و عصبانی کرد؛ مردم این جوان را بیگناه و مرگ او را مظلومانه می‌دانند.

انها، حتی فراخوان اعتراضی برای تجمع زدند و اگر نبود ورود مستقیم دادستان کهگیلویه و برخورد با خاطیان، چه بسا این حادثه منجر به اعتراضات مردمی و حوادث دیگری می‌شد.

ابهامات این حادثه که همچنان در دست بررسی است بسیار زیاد است؛ اینکه قانون تعقیب گریز چه می‌گوید؟ اینکه پلیس در چه مواقعی حق شلیک دارد؟

حادثه در حوزه‌ی استحفاظی پاسگاه کوشک( جاورده) انجام شده و این ابهام وجود دارد که چه ضرورتی داشت که پاسگاه یک منطقه‌ی دیگر در حوزه‌ی دیگری، ماموریت تعقیب و گریز و عملیات پلیسی پرریسک انجام دهد؟

ابهامی که با حضور پاسگاه دهستان جاورده ( کوشک) و صورتجلسه‌ی آن از محل حادثه و محتویات درون خودرو، بیشتر هم می‌شود و این سوال را پررنگ‌تر می‌کند که اگر واقعا کالای قاچاق یا موارد مشکوکی در این خودرو نبود، چه ضرورتی برای انجام این عملیات پلیسی مرگبار وجود داشت؟

در منطقه‌ی کوچکی که همه مردم و پلیس همدیکر را می‌شناسد و شماره پلاک خودرو هم معلوم بوده و به راحتی می‌شد با کمی درایت، از تعقیب و گریز و حتی شلیک خودداری کرد، چرا باید اینچنین کنیم؟

آیا غالب شدن احساسات در رفتار یک پلیس قابل قبول است؟ آیا رفتارهای هیجانی و لج و لجبازی در عملکرد پلیس به عنوان مجری قانون جایی دارد؟

آیا نمی‌شد در مسیر واقعا ناایمن و پر از پیچ میان قلعه‌دختر تا قلعه‌رئیسی این تعقیب و گریز انجام نمی‌شد و با یک بیسیم به پاسگاه کوشک در روستای جاورده، جلوی این خودرو گرفته می‌شد تا به این سادگی جان یک جوان رشید و کم سن و سال گرفته نمی‌شد؟

آیا بر فرض آنکه تعقیب و گریز و شلیک ضروری و قانونی بوده آیا نباید قبل از آن همه تمهیدات لازم را لحاظ کنند و بعد اقدام به شلیک کنند؟

آیا واقعا گزارش متقن و موثقی از وجود کالای ممنوعه در خودروی متوفی به پلیس قلعه‌دختر اعلام شده بود؟ اگر اعلام شد آیا در صورتجلسه پاسگاه کوشک که این حادثه در حوزه‌ی اختیارات آنها رخ داده، وجود چنین کالای ممنوعه‌ای تایید شده است؟

گزارشات مردمی رسیده به ریواس جنوب گویای این موضوع است که فرمانده پاسگاه کوشک با شرافت کاری و حقانیت و عدالت و پیرو تاکیدات و رهنمودهای دادستان کهگیلویه، واقعیات موجود در حادثه را صورتجلسه کرد و در اجرای عدالت و اقتدار پلیس، به جای محافظه‌کاری و حمایت از همکاران خودش، آنچه در خودرو بوده بدون اعمال‌نفوذ، ثبت و ضبط کرده و این عملکرد، تقدیر دارد.

اما آنچه امیدوارکننده بود عملکرد دستگاه قضا و تیم دادستانی بود که بلافاصله دستور تحقیقات میدانی را به ضابطین و بازپرسی دادند و بعد از آن، اقدام به بازداشت پلیس‌های حاضر در این عملیات تعقیب و گریز و مهمتر از آن صحبت با مردم کردند تا آتش درون اقوام و طوایف داغدار و خشمگین، فروکش کند؛ عملکردی که از نگاه تحریریه ریواس جنوب شایسته‌ی قدردانی است.

هماهنگی و مدیریت فرماندار کهگیلویه و نحوه‌ی تعاملش با دادستانی، قابل قبول بوده و به طور کلی مجموعه‌ی این اقدامات با محوریت دادستان، شورای تأمین، فرمانداری، فرمانده نیروی انتظامی استان، دادستان مرکز استان، رییس دادگاه قلعه رییسی و بازپرس پرونده، جلوی ناامنی و اعتراض مردم و دیگر حوادث را گرفته است.

نکته‌ی حائز اهمیتی که نباید از قلم بیفتد این است که تخلف احتمالی یا احساسی شدن یک پلیس در یک منطقه نباید به نام مجموعه‌ی پلیس نوشته شود و دید مردم به خدمات این حافظان امنیت را مخدوش کند؛ از سوی دیگر فرمانده پلیس استان کهگیلویه و بویراحمد با محوریت بازرسی نیروی انتظامی باید با ورود مستقیم به این ماجرا و برخورد بدون اغماض با مأمورینی که در این حادثه، قانون و ملاحظات امنیتی و قانونی را نادیده گرفتند، اعتماد مردم به پیکره‌ی پلیس را در این حادثه، برگرداند و با اقدامات بازدارنده اجازه تکرار اینگونه رفتارها از پلیس را ندهد.

اما نکته‌ی مهمتر و پایانی اینکه مردم مناطق چاروسا و دیشموک، ضمن قدردانی از اقدامات دادستان کهگیلویه و دادستان مرکز استان، و اعتماد به تدبیر و عدالت آنها، انتظار دارند ابعاد کامل این حادثه بدون مماشات و ملاحظات غیرضروری، واکاوی شود و در صورت محرز شدن تخلف و کوتاهی پلیس قلعه‌دختر، با این افراد و همه عوامل مقصر در این حادثه برخورد قاطع قانونی انجام شود تا اعتماد مردم این منطقه به نظام اسلامی خدشه‌دار و تضعیف نشود و مهمتر از آن جلوی حوادث مشابه گرفته شود؛ همچنین مردم انتظار دارند به صورت شفاف گزارش این حادثه و علت نهایی و تامه‌ی آن اعلام شود.

عکس تزیینی است.

انتهای پیام/ بنام

دبیر این صفحه:

لینک کوتاه خبر:

https://rivasjonoob.ir/?p=220935

شما هم دیدگاهتان را با دیگران به اشتراک بگذارید

اگر مایل هستید ایمیل و شماره تماستان را هم وارد کنید؛ این اطلاعات منتشر نمی‌شود.

اقدامات و نگرش‌های یک سرپرست بعد از ۱۰۰ روز کاری/ نسخه‌ی قنبری برای صنعت کهگیلویه و بویراحمد/ دغدغه‌‌ی مهم آقای سرپرست در دهدشت و یاسوج/ چند کار خوب و تفسیری متفاوت از عملکرد بهرامی/ ماجرای خودمختاری اتاق اصناف کهگیلویه/ این کارها را تیم قبلی انجام داد اما این دو کار را از صفر تا صد خودم انجام دادم

آقای «لقمانی»، برخوردهای نمایشی برای مردم آب و نان نمی‌شوند!/ چرا جریمه‌ها، اثری به سفره‌ی مردم ندارد؟پول‌های هنگفت صرف چه می‌شود؟ آیا بازاریان، جریمه‌ها را از گرده‌ی مردم می‌کشند؟ فقط زورتان به خرده‌فروش‌ها می‌رسد؟/ ماجرای فاکتورهای سفید امضا چیست؟/جیب خالی بازرسان و گردنِ کلفت متخلفان