11 سال از انتخاب احمدي‌نژاد گذشت

اگر دوم خرداد 76 را روز پيروزي تحول خواهان آزادي طلب بدانيم، سوم تير 84 روز پيروزي تحول‌خواهان عدالت‌طلب نام مي‌گيرد. هرچند سرنوشت آزادي‌خواهي و عدالت‌طلبي دو گروه يادشده

اگر دوم خرداد 76 را روز پيروزي تحول خواهان آزادي طلب بدانيم، سوم تير 84 روز پيروزي تحول‌خواهان عدالت‌طلب نام مي‌گيرد. هرچند سرنوشت آزادي‌خواهي و عدالت‌طلبي دو گروه يادشده به گونه‌اي رقم خورد که نتوانستند شعارهاي وعده داده شده‌شان را تحقق‌يافته ببينند.

به گزارش ریواس جنوب، ارديبهشت 82 بود که محمود احمدي‌نژاد کليد شهرداري تهران را در جيب کاپشن بهاري خود گذاشت. ائتلاف «آبادگران» و «ايثارگران» به رياست حسن بيادي و حسين فدايي دوره دوم شوراي شهر تهران را در دست گرفته بودند تا علاوه بر تحميل شکست به اصلاح‌طلبان، جريان جديدي را در دل جناح راست ايجاد کنند.

جناح راست که روزگاري در دهه 60 به خاطر علاقه به سياست‌هاي باز اقتصادي و بازار آزاد از سوي چيني‌ها به اقتصاد ليبرالي متهم مي‌شد حالا جرياني را در دل خود مي‌ديد که صحبت از توده‌هاي مردم مي‌کرد، قصد بسط عدالت را البته به شيوه خودش داشت و بر اشرافي‌گري تعريف شده توسط خود مي‌شوريد.

محمود احمدي‌نژاد اصولگرا بيش از آن که از دل آبادگران و ايثارگران بيرون بيايد، زاييده سياست‌ها و اشتباهاتي بود که اصلاح طلبان به خصوص در سال پاياني حضور خود در قدرت و در رقابت‌هاي انتخاباتي مرتکب شدند.

با ثبت نام کانديداهاي رياست جمهوري نهم و اعلام نتيجه احراز صلاحيت‌ها توسط شوراي نگهبان، شش نفر براي حضور در کارزار انتخابات معرفي شدند. اکبر هاشمي رفسنجاني، محمدباقر قاليباف، مهدي کروبي، علي لاريجاني، محسن رضايي و محمود احمدي‌نژاد. البته مصطفي معين و محسن مهرعليزاده با توصيه رهبر معظم انقلاب جواز رقابت در انتخابات را به دست آوردند تا 8 کانديدا براي حضور در پاستور به رقابت بپردازند.

قاليباف،‌ لاريجاني، رضايي و احمدي‌نژاد از طرف اصولگرايان و کروبي، معين و مهرعليزاده از سوي اصلاح‌طلبان پا به رقابت گذاشتند و هاشمي رفسنجاني نيز در خط بين دو جناح حرکت کرد.

تعداد بالاي کانديداها نشان مي‌داد که آرا شکننده خواهد بود بنابراين هر دو جناح براي رسيدن به وحدت و کانديداي واحد دست به کار شدند.

اصولگرايان تلاش کردند از شيخوخيت اکبر ناطق نوري استفاده کنند و شوراي هماهنگي اصولگرايان را شکل دادند. قرار بود پس از مدتي کانديداها به نفع يک نفر کنار بکشند. در جناح مقابل اما هيچ‌کدام از طرفين کوتاه نمي‌آمد. کروبي اسب خود را زين کرده بود و با شعار «هر ايراني 50 هزار تومان» مطمئن بود پيروز انتخابات خواهد شد اما دو تشکيلات اصلي اصلاح‌طلب يعني جبهه مشارکت و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي تمام‌قد پشت سر مصطفي معين ايستاده بودند. محسن مهرعليزاده هم که حضورش بيشتر بازي در زمين رقيب به حساب مي‌آمد ولي باز تا آخر پا پس نکشيد.

همين وضعيت در جناح اصولگرا هم به وجود آمد. با گذشت مدتي از تبليغات انتخاباتي هر کدام از کانديداها احساس کردند که مي‌توانند پيروز انتخابات باشند. قاليباف با شعار «رندگي خوب برازنده ايراني» و لاريجاني با کليد واژه «دولت مدرن» هر کدام‌شان حمايت بخشي از اصولگرايان را کسب کردند. محسن رضايي هم در پاسخ به اين سوال که چه چيز باعث مي‌شود از رقابت‌ها کناره گيري کند قاطعانه گفت: «گلوله». در اين ميان يک نفر با سايرين تفاوت ماهوي داشت.

محمود احمدي‌نژاد که دو سال شهردار تهران بود به خوبي مي‌دانست که بخشي از مردم از دعواهاي سياسي 8 سال دولت اصلاحات سرخورده شده‌اند. او روش تازه‌اي در سياست‌ورزي را با خود آورده بود. ساده مي‌پوشيد، به زبان کوچه و خيابان صحبت مي‌کرد، از گسترش عدالت در همه سطوح دم مي‌زد و معتقد بود که پس از پخش فيلم انتخاباتي‌اش ميزان آراي قابل توجهي را به دست خواهد آورد.

احمدي نژاد از همان ابتدا بدون توجه به سايرين، تنها هاشمي رفسنجاني را هدف قرار داد؛ دوگانه‌ي ساده زيستي- اشرافي‌گري که ياران محمود بر طبل آن مي‌کوبيدند. از طرفي دولت اصلاحات هم که از هر 9 روز يک بحران به تنگ آمده بود، سيبل ديگري به حساب مي‌آمد که از چپ و راست بر سرش مي‌کوبيدند.

با پخش فيلم‌هاي انتخاباتي، پيش‌بيني احمدي‌نژاد درست از آب درآمد. بازي به هم خورد. هيچ‌کدام از کانديداهاي اصولگرا به نفع ديگري کنار نکشيدند. قاليباف که تا لحظه آخر خود را کانديداي بي‌رقيب جناح راست مي‌ديد يک شبه آرزوهايش به باد رفت، لاريجاني که حمايت شوراي هماهنگي اصولگرايان را پشت سر داشت هم تنها ماند. محسن رضايي نيز که گلوله را تنها راه انصرافش دانسته بود بدون شليک تسليم شد و انصراف داد تا در 27 خرداد 94 انتخابات نهمين دوره رياست جمهوري با 7 کانديدا برگزار شود.

بيش از 29 ميليون (63 درصد واجدين شرايط راي دادن) در انتخابات شرکت کردند. نتايج به دست آمده شگفتي بسياري از تحليلگران را به همراه داشت. هاشمي رفسنجاني با بيش از 6 ميليون رأي اول شد و به دليل به دست نياوردن حدنصاب، بايد با نفر دوم به مرحله دوم مي‌رفت. اخبار تا نيمه‌هاي شب نام کروبي را به عنوان نفر دوم نشان مي‌داد اما اين محمود احمدي‌نژاد بود که گوي سبقت را از سايرين ربود و با 5 ميليون و 710 هزار و 354 رأي دوم شد. کروبي، قاليباف، معين، لاريجاني و مهرعليزاده نيز نفرات سوم تا هفتم شدند.

حالا دوگانه موردنظر احمدي نژاد شکل گرفته بود. اصلاح‌طلبان که دليل اصلي شکست‌شان تشتت آرا بود به تکاپو افتادند تا جلوي سونامي جديد را بگيرند. حاميان معين به هاشمي پيوستند. اصولگرايان هم چاره‌اي جز حمايت از احمدي‌نژاد نداشتند اما در اين ميان، آراي ريخته شده به سبد کروبي تعيين‌کننده بود. شعار هر ايراني 50 هزار تومان و رأي نزديک احمدي‌نژاد و کروبي نشان داد که زمانه، زمانه ديگري است. انگار قطار اصلاحات به بن بست پوپوليسم رسيده بود.

دوران شعارهاي اصلاح‌طلبانه و نگاه از بالا به پايين به سرآمده و نوبت کساني بود که مي‌خواستند نشان دهند از دل مردم بيرون آمده‌اند. فرصت يک هفته‌اي تبليغات دور دوم هم نه تنها کمکي به هاشمي نکرد بلکه با برخي مناظره‌ها و تحقيرهايي که احمدي‌نژاد از طرف ياران هاشمي به خود ديد بيشتر سبد رأي احمدي‌نژاد را پر کرد. البته در اين ميان موج تخريب‌ها و ثبت‌نام‌ها و حرکات سازمان‌يافته برخي گروه‌ها نيز بي‌تأثير نبود.

در سوم تير 1384 بالاخره زلزله سياسي 8 ساله رخ داد. با مشارکت بيش از 27 ميليون ايراني، محمود احمدي‌نژاد با 17 ميليون و 248 هزار و 782 رأي توانست هاشمي رفسنجاني که 10 ميليون و 46 هزار و 701 رأي کسب کرد را شکست دهد و با تحويل دادن کليد بهشت، کليد پاستور را در جيب کاپشن بهاري خود بگذارد.

دکتراي مهندسي برنامه‌ريزي حمل و نقل ترافيک که روزگاري از سال 72 تا 76 استاندار اردبيل در دولت هاشمي رفسنجاني بود حالا سکان اجرايي کشور را با شکست همان هاشمي در دست مي‌گرفت.

سوم تير به مرجع جديدي در سپهر سياست ايراني تبديل شد. روزي که 8 سال زمان برد تا در 24 خرداد 92 به سمت ديگري و اين بار به نفع ياران هاشمي رفسنجاني بچرخد و حسن روحاني اعتدال‌گرا به رياست جمهوري برسد.

امروز 11 سال از تکيه احمدي‌نژاد بر مسند قدرت مي‌گذرد و کمتر از يک سال تا انتخابات دوازدهمين دوره رياست جمهوري باقي مانده است. سفرهاي احمدي‌نژاد به استان‌هاي مختلف و تحرکات اطرافيانش زمزمه‌هاي حضورش در انتخابات 96 را قوت بخشيده است.

اصولگرايان هنوز کانديداي بالقوه‌اي براي انتخابات آينده ندارند. در طرف مقابل اما اصلاح طلبان که با درس گرفتن از شکست 84 در انتخابات 92 با کنار کشيدن عارف به حمايت از روحاني اعتدال‌گرا پرداختند، به نظر مي‌رسد همچنان همان مشي را ادامه دهند هرچند زمزمه‌هايي درباره پروژه عبور از روحاني شنيده مي‌شود اما گزيده‌شدن دوباره از يک سوراخ، اشتباه استراتژيک اصلاح‌طلبان خواهد بود.

احمدي‌نژاد اگر وارد کارزار انتخاباتي شود باز همان مقابله با هاشمي را پيش خواهد برد. از نظر ياران محمود، روحاني همان هاشمي است و هاشمي به قول آن‌ها نماد اشرافيت. به نظر مي‌رسد اگر تيم رسانه‌اي روحاني که در اين مدت عملکردشان چنگي به دل نزده دير بجنبند باز با زلزله‌اي همچون سوم تيرماه 84 مواجه خواهند شد.

البته اين بار تفاوت‌هاي جدي وجود دارد. کارنامه 8 ساله احمدي‌نژاد سنگ محک خوبي است براي کساني که در سال 84 کارنامه خاصي از او نديده بودند. شايد ديگر دست احمدي نژاد براي شعار مردمي‌بودن و مبارزه گسترده با فساد چندان باز نباشد.

از طرفي اين بار مردي در مقابل او خواهد ايستاد که علاوه بر کارنامه مشخص در دوران چهارساله رياست جمهوري خود، از همان استراتژي احمدي نژاد البته با سبکي ديپلماتيک بهره مي‌برد. روحاني به خوبي مي‌داند که براي تکرارنشدن سوم تير 84 در سال 96 بهترين دفاع، حمله است. هرچند هنوز هم تيم رسانه‌اي رييس جمهور به اين مسأله پي نبرده‌اند.

دبیر این صفحه:

لینک کوتاه خبر:

https://rivasjonoob.ir/?p=33326

شما هم دیدگاهتان را با دیگران به اشتراک بگذارید

اگر مایل هستید ایمیل و شماره تماستان را هم وارد کنید؛ این اطلاعات منتشر نمی‌شود.

اقدامات و نگرش‌های یک سرپرست بعد از ۱۰۰ روز کاری/ نسخه‌ی قنبری برای صنعت کهگیلویه و بویراحمد/ دغدغه‌‌ی مهم آقای سرپرست در دهدشت و یاسوج/ چند کار خوب و تفسیری متفاوت از عملکرد بهرامی/ ماجرای خودمختاری اتاق اصناف کهگیلویه/ این کارها را تیم قبلی انجام داد اما این دو کار را از صفر تا صد خودم انجام دادم

آقای «لقمانی»، برخوردهای نمایشی برای مردم آب و نان نمی‌شوند!/ چرا جریمه‌ها، اثری به سفره‌ی مردم ندارد؟پول‌های هنگفت صرف چه می‌شود؟ آیا بازاریان، جریمه‌ها را از گرده‌ی مردم می‌کشند؟ فقط زورتان به خرده‌فروش‌ها می‌رسد؟/ ماجرای فاکتورهای سفید امضا چیست؟/جیب خالی بازرسان و گردنِ کلفت متخلفان