حسن بنام – ریواس جنوب؛شايد بتوان گفت چيزي که علي مطهري را از هر سياست مدار ديگري در ايران متمايز ميکند شجاعت، جرأت و صراحت بياني است که حلقه گم شده اساسي در رفتار بسياري از سياسون ما است. اگر در مدح و ثناي رفتار و کردار برخي افراد بنگاريم تملق نگفتهايم. آن جنس آدمهاي بيشيله و پيلهاي که اگر در وادي سياست باشند -فارغ از نگرش و رويکرد سياسيشان- درّ گرانبهايي هستند و علي مطهري اينچنين است؛ اصولگرايي که امروز اصلاحطلبانهتر از بسياري از اصلاحطلبان، بدون لکنت زبان سخن ميراند و هرآنچه را که بسياري خط قرمز ميدانند مطهري بر اساس قانون و اصلهاي قانوني بيان ميکند.
ترکیب نا آشنا
او جزو آن دسته از نمايندگاني است که به نمايندگي مجلس نه به ديد يک منبع درآمد، رانت و قدرت نگاه ميکند و نه تريبون يک جريان، فرد و يا گروه خاص؛ بلکه جرياني را در عرصه سياسي ايران رهبري ميکند که شايد غلو نباشد اگر گفت تنها عضو آن جريان خود اوست، جريان روشنگري و دفاع از حق مردم که مطهري را مغضوب لايههاي قدرت و محبوب ملت کرده است و ترکيب مواضع و افکار او نسبت به مسائل مختلف ترکيب آشنايي در عرصه سياسي جامعه ما نيست. در بعضي مسائل اجتماعي و فرهنگي، او حتي در سمت راست اصولگراها ميايستد و آنجا که پاي مسائل فرهنگي به ميان ميآيد سخت محافظه کار است، چيزي که اتفاقا نشان از استقلال اين نماينده دارد، اما در موضوعات سياسي، ديدگاههاي او با هم جناحيهايش تفاوت عميقي دارد. علي مطهري هر چند مدت به صدر اخبار و تيتر اول روزنامهها ميآيد و با اعلام مواضع صريح خود، جنجالي به پا ميکند که اتفاقاً بيش از آنکه در خوشايند حزب متبوعاش سخن براند، در کسوت نمايندهاي مستقل و شجاع بر اعلام مواضعش اصرار دارد.
آقا زاده مستقل؛ اصلاحطلب اصولگرا
با آنکه شايد انتظار از علي مطهري اين بود که يا مانند اصولگرايان جديد در تأييد اقدامات محمود احمدي نژاد و جريان اصولگرايي در صحن مجلس شعار دهد و يقه بشکافد و يا مانند اصولگرايان سنتي ساکت بنشيند و تماشا کند و يا اگر حرکتي انجام ميدهد پشت پرده و دور از جنجال رسانهها باشد. با اين همه اما علي مطهري آنچه را مخالف با وظيفه نمايندگي و حقوق موکلين خود ميدانست از پشت تريبون مجلس فرياد ميزد و يادآور ميشد که يک نماينده تا چه اندازه ميتواند مؤثر باشد.
علي مطهري فرزند استاد مرتضي مطهري، ايدئولوگ مطرح جمهوري اسلامي است؛ ميگفتند آقازاده است و اين پسوند «فرزند» شهيد مطهري، وجه شناسايي علي مطهري بود. البته شايد در ابتداي ورودش به عرصه اين گزاره صدق ميکرد که مطهري به معناي عام و رايج در جامعه آقا زادهاي است که با نام و شهرت پدر توانست وارد اين عرصه شود، اصولگرايان اما هنوز هم ميگويند هر چه دارد از پدرش دارد. علي مطهري خيلي زودتر از آن چيزي که تصور ميشد به عنوان يک سياستمدار مستقل و تأثيرگذار خود را به جامعه عرضه کرد. «علي مطهريِ سياست ايران» شد و به عنوان يکي از مطرحترين چهرههاي سياست پارلماني ايران شناخته شد.
از طرفي به دليل نزديکي مواضع سياسياش به اصلاحطلبان و حتي شايد بتوان گفت پيشروتر از بسياري از اصلاحطلبان و از طرفي مواظع فرهنگي وي خصوصاً در مسئله حجاب که گاهاً در منتها اليه جريان اصولگرايي قرار داشت لقب اصلاحطلب اصولگرا را گرفت.
آغاز مطهری سیاست ایران
يادآوري برخي مواضع علي مطهري و بيان علت و سبب استقلال و شجاعت اين نماينده اصولگرا طريقي است براي شناخت بهتر او؛ نمايندهاي که اگر چه اکنون مرد سياست است، اما پيش از ورود به مجلس سابقه فرهنگياش بيشتر مطرح بود.
حضور جدي مطهري در عرصه سياست با نمايندگي مجلس هشتم شروع شد و زندگي سياسي او بعد از ورودش به دوره هشتم مجلس متحول شد. وي در جرگه اصولگراياني بود که در تقابل جدي با اصلاحطلبان قرار داشت و حتي روزگاري در باب انتقاد از مسائل فرهنگي دولت اصلاحات قلم ميزد. ولي پيگيريهاي جدي در موضوع استيضاح علي کردان وزير کشور احمدي نژاد در زماني که اکثر نمايندگان مجلس هشتم و اصولگرايان حامي احمدي نژاد بودند آغازي براي جدايي راه مطهري در حوزه سياسي از جريان اصولگرايي بود. همزماني نمايندگي مجلس هشتم با اتفاقات انتخابات رياست جمهوري 88 و حوادث پس از آن و همچنين عملکرد غير قابل دفاع احمدي نژاد درباره قانون و مجلس، نيروي محرکهاي بود براي راندن مطهري از اردوگاه اصولگراياني که قاطعانه از احمدي نژاد حمايت ميکردند.
شجاعت و صراحت مطهري در انتقاد از دولت احمدي نژاد در مجلس تا جايي پيش رفت که در اعتراض به عدم رسيدگي به طرح سؤال از رئيس جمهور (محمود احمدي نژاد) در مجلس در خصوص عملکرد وي، از سمت نمايندگي مجلس استعفا کرد؛ استعفايي که البته در مجلس رأي نياورد.
88و مسئله حصر
اما شايد بتوان گفت حساسيت برانگيزترين موضعگيري علي مطهري در مدت نمايندگياش نوع برخورد او با مسئله حصر ميرحسين موسوي، زهرا رهنورد و مهدي کروبي و انتقاد صريح از عملکرد حاکميت در خصوص حوادث سال 88 بود؛ چيزي که علي مطهري را بيش از پيش مغضوب قدرت و اردوگاه اصولگرايي و محبوب اصلاحطلبان کرد. زماني که دوران حصر ميرحسين موسوي، مهدي کروبي و زهرا رهنورد آغاز شد و بسياري از نيروهاي تراز اول اصلاحات در زندان بودند و يا ممنوعيتهاي شديدي براي اظهار نظر در اين باره داشتند تنها صدايي که در اعتراض به اين روند بلند شد صداي علي مطهري بود.
بيپروايي علي مطهري ميتواند براي طيف بزرگي از جامعه ايران جذابيت داشته باشد و مواضع ديگرش را تحتالشعاع قرار دهد. هرچند به ديدگاه برخي از اپوزيسيون نظام او چيزي بيش از يک سوپاپ اطمينان نبود با اين حال در بحبوحه ناآراميهاي سال 88 شنيدن مواضع علي مطهري حتي براي آنهايي که او را سوپاپ اطمينان ميناميدند نيز خوشايند بود.
مطهري با اين که ميدانست ورود به اين عرصه چه عواقبي ميتواند داشته باشد با شجاعت اعلام کرد فتنه از احمدي نژاد شروع شد و هيزم آن را احمدي نژاد فراهم کرد. وي با انتقاد شديد از رسانه ملي که مردم نيز دل خوشي از آن نداشتند عزت الله ضرغامي را يکي از مقصران ناآراميهاي 88 خواند که اجازه حضور معترضان در صداوسيما را نداد. اين مواضع در حالي از تريبونهاي رسمي از سوي علي مطهري مطرح ميشد که هر آن کس که اجازه اظهار نظر در اين زمينه را داشت تنها اصلاحطلبان را مقصر حوادث انتخابات رياست جمهوري دهم ميخواندند و بيپروا در هر تريبوني و رسانه ملي به آنها حملهور ميشدند. ولي مطهري در مناظرات تلويزوني که در سال 90 داشت نيز با صراحت از کشته شدگان حوادث بعد از انتخابات سخن راند و گفت به «مردم معترض» اجازه «حرف زدن و تجمع» داده نشده و تنها «باتومها را بالا برديم و آنها را کتک زديم و در 30 خرداد 40، 50 نفر کشته شدند.» سخني که نه هيچ سياستمداري و نه هيچ رسانهاي در داخل اجازه گفتنش را نداشت. مطهري طولاني شدن بدون محاکمه حصر موسوي و کروبي را از لحاظ قانوني و شرعي هم داراي اشکال خواند و گفت: «اگر اين افراد در حصر بميرند نظام هزينه سنگيني را پرداخت خواهد کرد.»
علي مطهري چندينبار با ارسال نامه به مسئولان مربوطه نسبت به اين امر اعتراض کرد و خواهان رسيدگي به موضوع شد. ارسال نامه به صادق آملي لاريجاني رئيس قوه قضاييه ايران پيرامون اظهارات وي درباره رفع حصر که انتشار آن در سايت شخصي خودش نيز منجر به فيلتر شدن سايت وي شد و يا نامهاي مهم در واکنش به اظهارات محسنياژهاي -دادستان کل کشور- مبني بر «دليلي براي رفع حصر وجود ندارد»، که در آن با صراحت بيان ميکند: «آقاي اژهاي شما فرمودهايد نظام با تمام سعه صدر خود با سران فتنه برخورد کرده است و دليلي براي رفع حصر وجود ندارد، خلاصه حرف شما اين است که اگر توبه کنند، بخشيده ميشوند. اين منطق نه با عقل سازگار است و نه با شرع و اصولاً منتقد نظام يا بايد در زندان باشد و يا در حصر. در واقع جنابعالي آقايان موسوي و کروبي را بدون محاکمه و حکم قضايي و بدون دادن حق دفاع به آنها محکوم به حبس ابد کردهايد. برخلاف اصول 32 و 37 قانون اساسي. بديهي است که قانون اساسي براي اجراست نه يک امر تشريفاتي.»
زماني که اين سخنان باعث شعلهور شدن خشم اصولگرايان شده بود علي مطهري در مجلس بار ديگر پشت تريبون رفت و گفت: «در ايام 9 دي برخي رسانهها از جمله صداوسيما راه افراط پيمودند و بر طبل تفرقه کوبيدند و ماهيت 9 دي را آنگونه که دوست داشتند معرفي کردند در حالي که همه ميدانند در 9 ديماه سال 88 مردم با قاطعيت از تخلفات دو طرف فتنه دوري و به دفاع از انقلاب و جمهوري اسلامي پرداختند. اگر بخواهيم 9 دي را مظهر تفرقه ميان ملت قرار دهيم ديگر يومالله نخواهد بود…» سخناني که باعث وقوع يکشنبه سياه در مجلس و حمله و برخورد فيزيکي افراطيون به علي مطهري شد.
اينها صرفاً بخشي از اظهار نظرهاي علي مطهري پيرامون مسئلهاي است که براي جريان محافظهکار درون قدرت خط قرمز محسوب ميشود.
ولایت فقیه و رهبری
نظرات مطهري در زمينههاي ديگري همچون ولايت فقيه و رهبري نيز متفاوتتر از بقيه است و شفافيت و قاطعيت خاصي دارد وي بارها گفته است: «برخي از ولايت فقيه برداشت اشتباه دارند و گمان ميکنند کسي نبايد فکر خلاف رهبري داشته باشد در حالي که شخص مقام معظم رهبري فرمودند مرز التزام به ولايت فقيه احکام حکومتي است. رأي مخالف ولي فقيه نشان از شکستن نظر رهبري نيست، همانگونه که در استيضاح وزير کار، رهبري مخالف اين داستان بود، اما من به دليل خلافهاي متعدد مرتضوي استيضاح را تا آخر پيگيري کردم.» وي همچنين درباره نظر رهبري در مورد حصر نيز اظهارات صريح و متفاوتي داشت که در رسانههاي داخلي و محافل مختلف سياسي نقل شد.
شنود، یکشنبه سیاه، سوءقصد در شیراز
اگرچه نسبت نزديک خويشاوندي با علي لاريجاني، رئيس مجلس و فرزند مرتضي مطهري بودن به نظر ميرسيد براي وي حاشيه امني ايجاد کند؛ ولي او از اين رانت موقعيت نيز بهره خاصي نجست. بيشک اگر بخواهيم تمام اظهارات متفاوت علي مطهري را برشماريم خارج از تحرير حاضر خواهد شد چرا که در هر زمينهاي مطهري با صراحت تمام و با قاطعيت از حق مردم دفاع کرده و سخن راند. راهي که نه تنها باعث رد صلاحيت اوليه در انتخابات مجلس نهم شد بلکه بعد از تأييد صلاحيت در مرحله اعتراض، از ليست اصولگرايان جا ماند و خود به همراه جمعي از نمايندگان، جبهه صداي ملت را تشکيل دادند. با اين حال غضب
محافظهکاران نسبت به مطهري به اينجا نيز ختم نشد و بارها شاهد حملات جدي حتي فيزيکي به علي مطهري بودهايم؛ از يکشنبه سياه مجلس که در حين نطق مطهري دلواپسان مجلس به او حملهور شدند تا کارگزاري شنود در دفتر مطهري و در نهايت سوءقصد به جان وي در جريان سفر به شيراز و سخنراني در دانشگاه شيراز.
اما گويا هيچ کدام از اين اتفاقات نميتوانست مانع اين شود که مطهري نه از پيگيري مطالبات و حق مردم دست بکشد و نه ابايي براي اظهار نظر در ساير زمينهها داشته باشد.
فایل صوتی جنجالی آیت الله منتظری
اخيراً نيز زماني که پس از انتشار فايل صوتي آيت الله منتظري پيرامون اعدامهاي سال 67 همه سياسيون يا با حمله به بيت آن مرحوم وي را محکوم کردند و يا سکوت اختيار کردند اين تنها مطهري بود که از تريبون مجلس باز هم صداي متفاوت شد و خواهان پاسخگويي و شفافيت درباره اين اتفاق شد. اين موضعگيري نايب رئيس مجلس، متفاوتترين موضعگيري مقامات رسمي جمهوري اسلامي پيرامون فايل صوتي منتشر شده بود.
پافشاری در اجرای قانون
مطهري کسي است که معتقد است آزادي بيان با هيچ توجيهي قابل چشمپوشي نيست و در کنار اين که حرفش را ميزند بسيار پيگير و مصر هم هست؛ کمتر کسي را ميتوان يافت که در سالهاي اخير اين گونه بر شکايات خود پافشاري کند و تا حدود زيادي نيز به نتيجه برسد. از جمله در موضوع جاگذاري شنود در دفتر وي تا جايي پيش رفت که وزارت اطلاعات اين موضوع را پذيرفت و به برکناري يکي از مديران کل وزير اطلاعات و معاون او ختم شد. در ماجراي حمله و سوءقصد به جان وي در شيراز هم به محاکمه عاملان اين کار بسنده نکرد و اصرار زيادي به معرفي و محاکمه آمران حمله دارد که در آخرين اظهار نظر، وکيل وي گفت: «پرونده آمران حمله به موکلش به دادسراي نظامي ميرود.» علي مطهري را باز هم شايد تنها نمايندهاي دانست که تا اين اندازه پيگير پرونده مينو خالقي نماينده اصفهان شده که آراي اين نماينده زن توسط شوراي نگهبان باطل شده و همچنان پيگير اين موضوع نيز هست. اما اين روزها نيز علي مطهري به عنوان نماينده معترضين در مجلس ايفاي نقش ميکند و حرف دل آنها را ميزند؛ معترضيني که اکثرشان دل بسته به جناح اصلاحاتاند، ولي کسي از زبانشان حرف ميزند که هيچوقت خود را يک اصلاحطلب معرفي نکرد و البته در عين حال خود را تافتهاي جدا بافته از اصولگراياني ميداند که به عقيده او چاپلوس و متملق هستند. هر چند که مطهري شايد بسياري از محدوديتهاي اصلاحطلبان را نداشته باشد و همين صراحت بيان و شجاعت نيز نوعي مصونيت را برايش ايجاد کرده باشد، ولي مطهري در مجلس دهم هم خيلي تنها به نظر ميرسد و در شرايطي که گويا ملاک نماينده مردم بودن مطهري شده است مجلس دهم همچنان يک علي مطهري بيشتر ندارد. او در حالي است که در جايگاه هيئت رئيسه نيز حضور دارد، اما روش گذشته خود را ادامه ميدهد و نه مرعوب تهمتها و تهديدها شده و نه نايب رئيسي مجلس تأثيري بر مواضع و ديدگاهها و نحوه سياستورزي او گذاشته است. مطهري سالم ميزيست و گافي و خبط و خطاي ويژهاي هم ندارد که اين مخالفين پروپاقرص به آن تکيه کرده و دستمايه هجمهاش کنند. از اين رو او را ديگر نميتوان تنها يک نماينده مجلس يا يک فعال سياسي فرهنگي، خواند.
هرچند غرور علي مطهري و دفاع تهاجمي او در برابر انتقادها و تهديدهاي صاحبان قدرت، آينده غير قابل پيشبينياي را از جمله «اپوزسيون قانوني»، «اپوزسيون غيرقانوني»، «فعال سياسي سرشناس» و يا «چهرهاي سرخورده و مهجور» پيش روي او قرار ميدهد، اما آنچه که روشن بهنظر ميرسد اين است که علي مطهري در زمره نمايندگان شجاع و آزادانديشي قرار دارد که در تاريخ نامش خواهد ماند.

2 Comments
احسنت بر تمام بنام ها. عالی گفتی
با سلام
اقای مطهری هرچی داره از مرحوم استاد داره
در ضمن اصولگرای اصلاح طلب نیست
اگه در مورد تخلفاتی که در دولت دکتر روحانی صورت گرفت واکنش نشان میداد شاید میشد گفت که شخصیتیست که میفرمایید
ولی در مورد حقوق نجومی و اختلاس ۸ هزارمیلیاردی و… سکوت کرد
در صورتی که از این نماینده بقول شما شجاع و صریح،انتظار میرفت واکنش نشان دهد…
در این متن یکطرفه قضاوت شده
والسلام