اخيراً رئيسجمهور دوره اصلاحات، پيشنهاد تشکيل يک کميسيون مشترک بين اصولگرايان و اصلاحطلبان براي پيگيري موضوعات کلان کشور داد؛ پيشنهادي که عباس سليمينمين ميگويد اصولگرايان از آن استقبال ميکنند.
به گزارش ریواس جنوب«اميد ايرانيان» نوشته است: مدتي است که بيش از گذشته درباره اشتراکات دو جريان سياسي صحبت ميشود. در واقع جناحهاي سياسي کشور بيش از آنکه از تفاوتها بگويند از اشتراکات ميگويند.
قبل از انتخابات مجلس دهم شوراي اسلامي بود که محمدرضا عارف پيشنهاد ائتلاف نسبي با اصولگرايان را مطرح کرد اما با اقبال اصولگرايان مواجه نشد. اما بعد از انتخابات گويي اصولگرايان، با توجه به شرايط روز کشور، بيشتر لزوم همگرايي بين اصلاحطلبان و اصولگرايان را درک کنند و طي اظهارنظرهاي متفاوتي از اشتراکات دو جريان سخن گفتند. در نهايت نيز رئيس دولت اصلاحات پيشنهاد تشکيل يک کميسيون مشترک بين اصولگرايان و اصلاحطلبان براي پيگيري موضوعات کلان کشور داد. پيشنهادي که از آن در رسانهها، بسيار صحبت شد و مورد استقبال عقلاي دو جريان قرار گرفت. اما در عين حال استقبال از اين پيشنهادات در حد اظهار نظرهاي رسانهاي باقي ماند و هيچ کس، چراغ اول را براي آغاز گفتوگوهاي مشترک، روشن نکرد. اين در حالي است که هنوز هم خيلي اصولگرايان و حتي اصلاح طلبان بر اين باورند که تنها راه حل ريشه کن کردن، مشکلات ريشهاي در کشور چون فسادهاي سازمانيافته، با گفتوگوي مشترک ميان دو جريان و همچنين فعاليت مضاعف نهادهاي مدني حل خواهد شد.
عباس سليمينمين، تحليلگر اصولگرا نيز معتقد است اصولگرايان و اصلاحطلبان اشتراکات زيادي دارند که ميتوانند بر سر آنها گفتوگو کنند تا مشکلات عميق و ريشهاي را حل کنند اما با اين حال عدهاي سد راه شکلگيري اين گفتوگوها ميشوند؛ گروهي که خود را ميان جريانهاي مختلف پنهان کردهاند.
او در گفتوگو با «اميد ايرانيان» به تشريح چگونگي شکلگيري اين گفتمان مشترک و همچنين نقش نهادهاي مدني و دولت در از بين بردن مسائلي عمدهاي چون فساد ميپردازد که مشروح آن در پي ميآيد.
آقاي سليمينمين فکر ميکنيد که تا چه اندازه اصولگرايان و اصلاحطلبان نقاط مشترک دارند؟
اينکه بگوييم آنها هيچ نقطه مشترکي ندارند، بي انصافي است. چراکه من بر اين باروم، آنها نقاط مشترک فراواني دارند.
چندي پيش پيشنهادي مطرح شد، مبني بر اينکه اصولگرايان و اصلاحطلبان کميسيون مشترکي براي حل مشکلات ريشهاي کشور تشکيل دهند، به نظر شما اين پيشنهاد تا چه اندازه قابليت اجرايي داد؟
اولاً اينکه اين بسيار پيشنهاد خوبي است. اما خيليها مايل نيستند که اين کار صورت بگيرد و مانع ايجاد ميکنند.
اين خيليها چه کساني يا ارگانهايي هستند؟
منظورم عناصر فاسدي است که در زير لواي باند بازي، گروه گرايي و قبيله گرايي مأوا گرفتهاند. در واقع منظورم افراد متخلف است که براي اينکه مصونيت پيدا کنند خودشان را در چتر جريانات مخفي ميکنند.
فکر نميکنيد که اين کار نيازمند يک کار فراجناحي مانند همان، تشکيل کميسيون مشترک است؟
بله. اين اقدام فراجناحي را ميطلبد اما آقايان حاضر نيستد. من در نامه نگاري که با آقاي کرباسچي داشتم همين موضوع را گفتم که اگر ميخواهيد با فساد مقابله کنيد، کار فراجناحي کنيد. شما که الان بحث شهرداري را مطرح ميکنيد، بياييد در اين زمينه شهرداري امروز را بررسي کنيد و حتي نميخواهيم که مسائل دوره خود را بگوييد. شما که کارشناس هم هستيد، بياييد و کمک کنيد. اگر اين کار را بکنيد، بعد ميتوانيم تخلفات را در جاهاي ديگر هم بررسي کنيم و با اين کار وجه اشتراکي به وجود بياوريم. اما آنها اين کار را نکردند. به نظر شما چرا نميآيند؟ پاسخ اين است که ميترسند، بعداً به مسائل خود آنها پرداخته شود.
اصولگرايان از تشکيل اين کميسيون مشترک استقبال ميکنند؟
بله. چرا نميکنند؟ اصولگرايان، خودشان در اين راستا پيشگام شدند و حتي خطاهايي که در زير مجموعهشان هم صورت گرفته را به نقد کشيدند و حتي از قوه قضائيه تندتر عمل کردند. کاري که مجموعه آقاي توکلي در ارتباط با شهرداري تهران انجام داد، به مراتب دقيقتر، مستندتر، عادلانهتر و بيطرفانهتر بود که حتي برخي اصلاحطلبان هم بسيار استقبال کردند.
پس چرا اقدامي نميکنند؟ آقاي عارف هم سال گذشته، پيشنهادي مشابه داد که دو جريان بايد بر سر اشتراکات، صحبت کنند.
آقاي عارف در اين زمينه يک ويژگي قابل توجه دارد که قابل ارزيابي است اما تشکيلات اصلي اصلاح طلبان دست عارف نيست. من قبول دارم که برخي نيروهاي اصلاح طلب، بسيار ارزشي هستند و ميتوان با آنها در مسير اصلاح گام برداشت چون هيچ جرياني به تنهايي نميتواند سلامت را در جامعه پاسداري کند. بايد وجدان عمومي شکل بگيرد. در اين صورت حالا که نيروهاي فاسد امکانات و تشکيلات دارند و نيرو در مکانهاي مختلف کاشتهاند، در اين سو هم بايد برابر فساد، اشتراکاتي به وجود آيد و از اشتراکات بهره گرفته شود؛ اما شاهديم که عدهاي با تمام توان برابر اين امر ايستادهاند و نميگذارند که اجماع به وجود آيد. اسلام ميگويد، نظارت عمومي. نظارت عمومي در کنار نظارت رسمي، لازمه سلامت جامعه است و بدون نظارت عمومي، نميتوانيم از سلامت در جامعه پاسداري کنيم.
بحث تشکلات نيست. شما فکر کنيد که آقاي عارف به عنوان يک فرد اصلاح طلب، اين پيشنهاد را داد و حاضر شد که پا پيش بگذارد اما اصولگرايان سکوت کردند.
خب، اين بسيار خوب است و من هم معتقدم که دو جريان بايد به هم نزديک شوند و کار مشترک کنند. تا نتوانيم نسبت به مسائل مشترک و در مسير منافع مشترک گام برداريم، افراد فرصت طلب از اختلافات، استفاده ميکنند. چراکه يکسري افراد مايل نيستند در جامعه يک هم آوايي به وجود آيد. اينها از اختلافات بهره ميگيرند و مصونيت پيدا ميکنند. در حالي که همه دلسوزان سلامت جامعه بايد با هم در مورد برخي پروندهها، تخلفات کار کنند. شما فکر ميکنيد که واقعاً در مورد برخي مسائل نميتوانند عناصر اصلاحطلب و اصولگرا با هم کار کنند؟ من به عنوان يک اصولگرا مي گويم که قطعاً ميتوانند. چراکه آدمهاي سالم و خوبي در اصلاحطلبان و اصولگرايان داريم اما چرا اينها در اين زمينههاي مشترک با هم کار نميکنند؟ چون عناصر فرصت طلب ميدان دار هستند و نميگذارند. من سه تا نامه به آقاي کرباسچي نوشتم و گفتم که نميگذاريد در کنار قوه قضائيه نهادهاي مدني هم شکل بگيرد که حاصل اتفاق جامعه باشد.
يعني فکر ميکنيد که تشکيل نهادهاي مدني تأثيرگذار است؟
قطعاً هست. اگر نهادهاي مدني که سالم باشد، هيچکس نميتواند فرار کند.
بنابراين دولتي که مدعي مبارزه با فساد است بايد دست نهادهاي مدني را باز بگذارد؟
بله اما نميکند. اين در حالي است که ميتواند، اين کار را انجام دهد. وقتي من فسادي را ميبينم و نامه مينويسم بياعتنايي ميکند. در حالي که بايد جواب دهد و مسئول دفتر رئيس جمهور استقبال کند ولي اين کار را نميکنند. چراکه نميخواهند بابي باز شود که اين باب مستقل از دستگاه قضا، ارزيابيهايي ارائه کند. اين در حالي است که هر زمان نهادهاي مدني همراه با قوه قضائيه يک موضوع را دنبال کردند، اجماع ايجاد شده است و افراد نميتوانند جو سازي کنند که برخورد سياسي ميشود. آقاي احمدينژاد در مورد اطرافيانش مدام ميگفت که قوه قضائيه با ما برخورد سياسي ميکند و از موضوع فرار ميکرد. حالا اگر نهاد مدني هم بود، ديگر نميتوانست با اين ترفند، به اطرافيانش مصونيت بدهد. بنابراين بايد با اين ترفند مقابله کرد. به خصوص اينکه الان افراد متخلف دهها رسانه و سايت دارند و نميگذارند نهاد مدني شکل بگيرد.
گفتيد که نهادهاي مدني در کنار قوه قضائيه بسيار مؤثر خواهند بود. بنابراين قوه قضائيه هم بايد از شکل گيري نهادهاي مدني حمايت کند.
ببينيد، اين تصور غلط است که قوه قضاييه به تنهايي ميتواند سلامت را به جامعه برگرداند. چراکه به راحتي ميتوانند يک قاضي را بخرند و يا فردي را در نهادهاي نظارتي و نهادهاي بازدارنده، آلوده کنند و جلوي برخورد ناهنجاريها را بگيرند. آنجا ما قادريم که مقابله جدي کنيم که نظارت رسمي در کنار نظارت عمومي، با هم به صورت موازي حرکت کنند. وقتي موازي حرکت کردند. اگر کسي آلوده شد، قابل تشخيص خواهد بود. در جايي اگر نهاد رسمي نظري داد که مغاير با نظارت عمومي بود، اين شاعبه ايجاد ميشود که چه شده اين خطا ناديده گرفته شده است؟ در اينجا جامعه به تأمل دعوت ميشود و ميفهمد که کجا عدم سلامت وجود دارد.
