مرداني که در طبقه هجدهم ساختمان فاطمي تهران ساکن شدهاند هيچوقت بدون حاشيه نبودهاند و بيشک اين خاصيت آن ساختمان و حساسيتهايش است که مردان شماره يکش را بيدردسر رها نميکند.
حال ميخواهد عبدالله نوري باشد که از وزارتنشيني به زندان ميرسد و سه سال حبس را متحمل ميشود يا علي کردان باشد که با بالا گرفتن شک و شبهه درمورد صحت مدرک تحصيلياش سر و کارش به استيضاح ميکشد و به گفته برخي فشارهاي ناشي از آن امان زندگي به او نميدهد.
فقط کافي است نگاهي به وزراي کشور دولتهاي قبلي داشته باشيم تا به اين نتيجه برسيم که وزير کشور حسن روحاني بسيار خوششانس بوده است و دست کم تا امروز ضربشستهايي که سابق بر اين بر وزراي کشور نشان داده شده هنوز مقابل ديدگانش به نمايش ننشسته است.
اما صداي انتقادها از وزير زماني اوج گرفت که چند ماه از آمدن رحماني فضلي به ساختمان فاطمي گذشته بود و بدنه وزارت کشور در سطح فرمانداران همچنان رنگ و بوي دولت سابق را داشت. انتقادها با کليد واژه «مديران غيرهمسو با دولت» آغاز شد اما وزارت کشور در سکوت به کار خود ادامه ميداد تا اينکه يک حادثه در شيراز پيکان انتقادها را تندتر کرد و پنبهها را از گوش وزير کشور درآورد. حمله به علي مطهري در شيراز گويي زنگ خطري براي او بود که يک سال بعد از همان روز، موعد برگزاري انتخاباتي مهم در هفتم اسفند بود. حالا ديگر براي رحمانيفضلي روشن شده بود براي برگزاري انتخاباتي که باب طبع حسن روحاني است نياز دارد تا تغييراتي را در بدنه مديرانش رقم بزند؛ تغييراتي که بيشک گسترده بود. از اين رو هرچه به زمان انتخابات هفت اسفند نزديکتر ميشديم خبر تغييرات در فرمانداريها و استانداريها بيشتر ميشد. انتخابات که از سر گذشت ثابت کرد وزيري در قد و قواره دولت حسن روحاني است و به خوبي آنچه را که مدنظر رييسش در کابينه بود را اجرا کرد. اکنون ديگر هم حسن روحاني راضي بود و هم اصلاحطلباني که با کف مطالبات خود وارد عرصه انتخابات شده بودند و مهمترين دغدغهشان سالم بودن روند برگزاري انتخابات بود. رحماني فضلي همه را راضي کرد و کارنامه قابل قبولي از عملکرد خود در برگزاري انتخابات به جا گذاشت.
روزهاي سخت آقاي وزير
هنوز شيريني نتيجه انتخابات هفتم اسفند در کامش بود که خبر ابطال آراي منتخب سوم اصفهان در نخستين روزهاي سال ٩٥ پيامآور آغاز روزهاي سخت شد. انتقادها از وزير کشور بالا گرفت و تنها کار او اين بود که اعلام کند در اين مورد با شوراي نگهبان اختلاف نظر دارد. لغو کنسرتها يک سرش فشار به وزير ارشاد بود و سر ديگرش فشار بر وزير کشور و دستان بستهاي که در برابر قدرت بزرگتري اجازه عرض اندام نداشت. داستان لغو کنسرتها در حال قرباني کردن وزير ارشاد بود که ماجراي ديگري علم شد و آن لغو زنجيرهاي سخنرانيها بود، از علي مطهري در مشهد تا صادق زيباکلام در قزوين. وزير کشور براي بازديد از مرز مهران در ايام اربعين به ايلام رفته بود که اين اتفاقها رخ داد ولي به محض اينکه پايش به تهران رسيد نشست خبري برگزار کرد و در آن به صورت کامل توضيح داد که مديرانش همه اقدامات را انجام دادهاند و دست قدرتمندتري اين سخنرانيها لغو کرده است.
چند ماه مانده به انتخابات مهم رياستجمهوري روزهاي سخت آقاي وزير هم آغاز شده است. اکنون اما مهمترين شايعه و حاشيهاي که در اطراف او وجود دارد تيره شدن رابطهاش با حسن روحاني است. شايعهاي که بيش از هر چيز مورد استقبال مخالفان دولت قرار گرفته است. از برکناري او پيش از انتخابات تا اختلافنظرهايش با حسن روحاني نقل محافل سياسي مخالفان است. اما نميتوان از اين حقيقت گذشت که خود او با بيان يک جمله روي آنتن صدا و سيما بر داغ شدن اين شايعات دامن زد، زماني که گفت: قبلا بيشتر به ديدن رييسجمهور ميرفتم اما اين اواخر فقط براي جلسات کاري ايشان را ميبينم. همين جمله کافي بود تا تيترها را به سمت و سوي تيره شدن رابطهها ببرد، اکنون اما او به «اعتماد» ميگويد: رابطه من با رييسجمهور خيلي هم خوب است.
رابطهام با رييسجمهور خوب است
در حاشيه نشست استانداران با وزير کشور و معاونانش بود که توانستم اين سوال را از وزير کشور بپرسم و جلسه به درازا کشيده بود و اعلام کردند وزير بعد از جمعبندي جلسه نشست خبري نخواهد داشت و خبرنگاران را راهي خانههايشان کردند. شايد تنها بودنم سبب شد تا رحماني فضلي هنگام خروج از جلسه و مقابل در آسانسوري که به طبقه هجدهم ميرفت، بايستد و تنها به يک سوال من پاسخ دهد. از او پرسيدم بعد از گفتوگوي تلويزيوني شما و صحبتهايتان در مورد کم شدن ديدارها با رييسجمهور شايعه تيره شدن رابطهتان بسيار قوت گرفته است، آقاي وزير کمتر از پنج ماه تا انتخابات باقي مانده است در اين شرايط رابطهتان با رييسجمهور چطور است؟ با لبخند معناداري پاسخ ميدهد و ميگويد: « اولا رابطه من با رييسجمهور هرگز خراب نبوده است و هميشه هم رو به بهبود بوده است و الان هم رابطه مان با هم خيلي خوب است. ثانيا در آن برنامه تلويزيوني از من پرسيدند رابطه شما مثل قبل با رييسجمهور زياد است و من گفتم که در آن زمان هر دوي ما فشار کاري کمتري داشتيم و بيشتر همديگر را ميديديم اما الان به خاطر تراکم کارها و فشار کاري رابطه و ديدارمان بيشتر کاري است و هر وقت آقاي رييسجمهور يا من کاري داشته باشيم يکديگر را ملاقات ميکنيم. اما اين موضوع را طوري مطرح کردند که گويي اختلافي ميان ما است. اصلا چنين چيزي صحت ندارد و اختلافي ميان ما نيست و من ارادتمند ايشان هستم.»
جملهاش که به پايان رسيد داخل آسانسور رفت و وقتي پرسيدم مهمترين توصيه شان براي انتخابات آينده به شما چه بوده در حالي که درهاي آسانسور بسته ميشد با فرياد گفت: «رعايت قانون. »
