نماينده مجلس دهم با بيان اينکه فرمانده تيم اقتصادي دولت مشخص نيست، گفت: نقدينگي رشد فزايندهاي پيدا کرده است و در 4 سال اخير، سالي 20 تا 30 درصد بالا رفته است.
به گزارش ریواس جنوب غلامرضا تاجگردون نماينده مجلس دهم شوراي اسلامي مهمان برنامه دستخط سيما بود. متن کامل مصاحبه وي به شرح ذيل است:
مهمان ارجمند اين برنامه 51 ساله، اهل دوگنبدان گچساران و کمتر از 16 سال سن داشتند که به درجه جانبازي نائل شدند،
مدارج علمي را در رشته اقتصاد طي کردند، در دانشگاه هاي معتبر داخلي و مدرک دکتري را هم از دانشگاه کلوبيزينس بلژيک گرفتند و الان دومين دوره است که در مجلس شوراي اسلامي حضور دارند، سِمت حساسي در مجلس دارند، رئيس کميسيون برنامه، بودجه و محاسبات به قول جواد رضويان خودمان مي گويند هر چه بودجه براي مملکت ميخواهد برود بالاخره ايشان بايد نظر بدهد، ببيند و در جريان باشد، يعني اگر بگوييم کل بودجه مملکت واسه ايشان است، بيراه نگفتيم و با نظر ايشان تخصيص داده مي شود.
مجري: در خدمت آقاي دکتر «غلامرضا تاجگردون» رئيس کميسيون برنامه، بودجه و محاسبات مجلس شوراي اسلامي هستيم؛ از اوضاع اقتصادي کشور چه خبر است؟ چه زماني اوضاع بر وِفق مراد مردم ميشود که بيشتر آن را حس بکنند؟
اوضاع که طبيعتاً خيلي خوب نيست مردم هم در اين مدت تحت فشار بودند ولي فکر کنم مسيري که انتخاب شده است، هم از نظر اتکاي به داخل و هم اين که شرايطي که براي کشور از منظر بين المللي فراهم مي شود فکر مي کنم مسير مناسبي است ولي انشاءالله درست مي شود و رو به جلو هستيم و اميدوار هستم؛
مجري: يعني شما اميدوار باشيد ما هم بايد اميدوار باشيم؟
نه اميدوارم، چون خيلي افراد اميدوار نيستند ولي من اميدوارم نسبت به شرايط.
مجري: تاکيدي که حضرت آقا بر روي اقتصاد مقاومتي دارند در اين چند سال و امسال هم اقتصاد مقاومتي، توليد و اشتغال نامگذاري شد، چند درصد به نظرتان در مسير اقتصاد مقاومتي شما ريل گذاري کرديد در مجلس و چقدر قواي ديگر در مسير اقتصاد مقاومتي حرکت کردند؟
خيلي مقام معظم رهبري اشاره به اين مضمون دارند اين تغيير ريل را، تغيير ريل خيلي ساده نيست يعني از نظر ساختار اداري بخواهيم نگاه کنيم؛
مجري: بخصوص در اقتصاد.
بله در اقتصاد چون وقتي شکل مي گيرد خيلي سخت است ولي چه مجلس قبل و چه اين مجلس، البته بگويم مجلس قبل بيشتر چون فرصت بيشتري داشتند در اين مسير چند گام اساسي برداشته شد؛ بخصوص در بحث اصل 44، اقتصاد مقاومتي، خروج از رکود، حمايت از توليد چيزهايي هستند که بسترهايش را تنظيم کرده است.
مجري: لايحه خروج از رکود قانون شد، گفتيد اثرش را نميبينيم چون آئين نامه هاي اجرايي اش اجرا نمي شود؟
خيلي از آئين نامه هايش اجرا نشد؛
مجري: چرا؟
بعضي اوقات ناشي از عدم همسويي نوع نگاه است؛ معمولاً بين مجلس و برخي دولتمردان را ميگويم، نمي گويم دولت، دولت شايد همين نظر را داشته باشد ولي اصطلاحاً اولويتبندي اش با اولويتبندي ما همخواني نداشته باشد مثلاً فرضا يک وزارتخانه اي، ما اعتقاد داريم مساله واگذاري اين سرعت را داشته باشد، يا اين مجموعه ها بايد بروند، يک وزير مي گويد نه من اين را نياز دارم به خاطر کارهاي خودم، يا چسبندگي در برخي وزارتخانه ها روي خيلي از امور اقتصادي است، اين نگاه را ما نداريم يا شايد خود دولت در کلان نداشته باشد، ولي در بخش که مي رويم اين وجود دارد و به همين دليل مي بينيم برخي از آئين نامه ها يا برخي از دستورالعمل ها سريع بيرون نمي آيد، يا وقتي بيرون مي آيد خوب اجرا نمي شود، هميشه اين تعارضات در سيستم ما متاسفانه بوده و يک مقدار هم در اين قضيه هم هست
مجري: آئين نامه اجراي ديگر دست دولت است، مي نويسد و همين را هم که مي نويسد بايد اجرا کند؛
بعضي از آنها هم اجرا نمي شوند دليلش هم نمي خواهم بگويم خيلي بيراه است مثلاً فرض ميکنم بسياري در واگذاري هاست، يا واگذاري اختيارها يا واگذاري فعاليت هاست، برخي از وزراي ما هنوز خيلي از چيزها را قبول ندارند که مي دهند بعد دوباره مي گويند برويم پس بگيريم، در اختيار من باشد خيلي بهتر است مثلاً در واحدهاي مهم اقتصادي يا سياستهاي مهم اقتصادمان، نرخ گذاري هايمان…
مجري: يعني خود وزراء به نوعي مانع مي شوند؟
بله، برداشت شان اين است در صورتي که من خودم نظرم اين نيست شايد بعضي ديگر در همين مجلس همين نظر را داشته باشند ولي به نظرم بعد از اين همه خطا و آزمون در کشور صورت گرفته، همان مسير که مسيرِ مقاوم شدن اقتصاد و آزاد کردن فعاليتها به نفع بخش خصوصي است، چون بالاخره بايد فعاليت را… مقاومت اين نيست که من به تنهايي خودم تعريف کنم کل فرآيندها و اين فعاليتها را بايد اينطور تعريف کنيم.
مجري: نظر شما درباره عملکرد اقتصادي دولت يازدهم و رويکردي که در اين 4 سال داشته است چيست؟
من نمي خواهم نگاه سياسي به موضوع داشته باشم ولي از اواخر سال 90 و 91 که ما در شرايط خاص اقتصادي بخصوص در عرصه بين الملل قرار گرفتيم، تقريباً همه اذعان دارند وضع خوب نبود، اصلاً ربطي به دولت هم نداشت دولت قبل يا اين دولت، خروج از آن شرايط که بالاخره فروش نفت، توليد نفت ما کاهش پيدا کرد و از 4 ميليون بشکه تا يک ميليون بشکه و يک مقطعي تا دو سه ماه تا زير يک ميليون بشکه هم آمديم يک مقدار براي اقتصاد ما خطرناک بود، اگرچه تجربه نشان داد با يک ميليون و 4 ميليون اقتصاد زياد تفاوتي نمي کند ولي خطرناک بود، خروج از آن وضعيت يک مقدار سخت بود؛ چون نرخ رشد اقتصادي منفي بود؛
مجري: اين از زبان يک آدم اقتصاديِ شناخته شده اين است که درست است که شرايط سختي بود، ولي قابل گذراندن بود حتي مي شود با يک برنامه ريزي؛
بله، همين را مي خواهم بگويم ما با فروش يک ميليون بشکه نفت يا يک و نيم ميليون بشکه نفت درست است که نمي تواند پايدار باشد ولي مي توانستيم يک کارهايي بکنيم… با يک ميليون بشکه بودجه مملکت را اداره کرديم، ما تجربه نفت 12 دلاري هم داشتيم، 20 دلاري هم داشتيم، 30 دلاري با يک ميليون بشکه و 10 دلاري داريم با 40 ميليون بشکه و 100 دلاري هم داريم با 4 ميليون بشکه، يعني خيلي به دليل ساختار دولت و اقتصاد ما زياد خودش را…
مجري: ساختار مريض اقتصاد ما را نشان مي دهد؛
بله، بخصوص در بودجه دولت ها؛ هر طور شد طي مي شود، مثلا سال گذشته در انتهاي بهمن و اسفند ماه ديگر براي همه ما واضح بود که بين 10 تا 15 درصد شايد بيشتر بودجه کسري دارد، مثلاً دو روز آخر آقاي دکتر لاريجاني من را صدا کرد و گفت آنطور که از رئيس جمهور مي شنويم دولت مشکل جدي دارد، شما با ديوان محاسبات، وزارت اقتصاد و سازمان برنامه بنشينيد ببينيد چقدر مشکل دارد و اگر در اضطرار هستيم مجلس ورود کند و خدمت آقا برسيم و يک تمهيدي قائل شوند که مملکت شب آخر سال قفل نشود، در يک جلسه چند ساعته با سازمان برنامه، دولت خودش را تکان دارد، وزار هماهنگي بيشتري نشان دادند، وزارت اقتصاد، گمرک، ماليات، بانک مرکزي توانستند بدون اينکه ما برويم سراغ يک روش ديگري که معمولاً روش غلطي است، جمع کنند. يعني مي خواهم بگويم بودجه و اقتصاد ما ظرفيتهاي اينطوري را دارد.
مجري: داشتيد درباره عملکرد دولت ميگفتيد؛
بالاخره دولت آمد و سوار کار شد و مهمترين بحثشان اين بود که از رکود خارج شويم و اين خيلي سخت بود به نظرم در اين کار موفق بود؛ البته يک سياست ضدتورمي هم اِعمال کرد، سياست ضدتورمي هم خودش يکسري اثرات منفي در جامعه گذاشت، در فاز بعدي و مرحله بعدي رکود را بيشتر مي کند، دولت در قسمت اولي که از رکود خارج شويم و بعد آمد سياست تورمي را اِعمال کرد، به نظرم براي ما که از تورم 47 و 48 درصدي عبور کرديم، خيلي زور نزنيم بگوييم تک رقمي هستيم7 يا 8 رقمي، ما مجبور هستيم براي خروج از رکود يک تورم 5 درصدي را بپذيريم اشکال ندارد 8 يا 12، ما که تورم 40 درصدي را تحمل کرديم، برويم روي 12 و 13 ولي از رکود خارج شويم. من فکر مي کنم هر دولتي بخواهد بنشيند بايد اين کار را انجام بدهد، سياست ضدتورمي خوب بود ولي يک حدي هم دارد نه اينکه منجر به عدم رشد اقتصادي شود.
مجري: ما هنوز دچار رکود هستيم؟
نه رکود چون خارج شده است و آمد روي آن، مشکل بحث رکود را نداريم ولي اين رشد زيبنده اقتصاد ما نيست؛ درست است مي گوييم 6، 7 درصد ولي اين ناشي از آن پرشي است که در نفت صورت گرفته است.
مجري: آقاي تاجگردون تيم اقتصادي دولت را منسجم مي بيند؟
تيم اقتصادي دولت، يک مقدار فرماندهي اش مشخص نيست، منسجم است، الان فرمانده کيست يک مقدار مشخص نيست؛
مجري: آقاي نيلي است؟
نه نيست. همه دوستان من هستند ولي همه فکر مي کنند خودشان فرمانده هستند [مي خندد]
مجري: الان وضع بانکها وخيم است؟
بانکها وضع خوبي ندارند، البته يک مقدار سال گذشته به واسطه تسعير نرخ ارز بدهي بانکها به بانک مرکزي حدودي از آن حل شد ولي هم بدهي دولت به بانکها زياد شده، هم بدهي بانکها به بانک مرکزي.
مجري: اين تسعير هم به اقتصاد لطمه مي زند؟
تسعير نه، در اين مرحله به اقتصاد ضربه نزد ولي اگر بخواهد تداوم پيدا کند مثلا ارز از 3300 بشود 3700 بانک مرکزي، دولت يا مجلس به هوس بيفتد که بگويند مابه التفاوت را بگيريم خرج کنيم بله خطرناک است، اميدواريم دولت و مجلس هيچگاه سراغ اين رفتار نروند.
مجري: اين دفعه که مجلس موافقت کرد اين شرط را گذاشت؟
بله، شرط را گذاشتيم ولي هر کسي مي تواند شرط را بردارد، ولي بعيد مي دانم برويم سراغ اين کار.
مجري: الان نقدينگي ما چقدر است؟
نقدينگي که متاسفانه رشد فزاينده اي پيدا کرده که از عدد هزار هزار بالا رفت، عدد دقيقش را نمي دانم چون آخرين گزارش را ندارم ولي بالاي هزار ميليارد است و اين عدد براي اقتصاد خطرناک است؛
مجري: چه لطمه اي به اقتصاد کشور وارد مي کند؟
ببينيد اگر نقدينگي در فرآيند فعاليتهاي پيشتاز اقتصاد باشد، اشکالي ندارد ولي متاسفانه به دليل بلوکه شدن بسياري از منابع سيستم بانکي بخصوص در جاهايي که نامناسب است يا در مطالبات است يا در جاهايي مثل امور ساختمان و طرح هاي راکد، قفل کرده است عملاً ما فقط جامعه مزه تورمي آن را مي تواند بچشد شايد در کوتاه مدت آن را نتوانيد حس کنيد ولي در بلندمدت مي تواند اثر تورمي خيلي بالايي داشته باشد؛
مجري: نسبت به 4سال قبل چقدر نقدينگي ما اضافه شده است؟
تقريباً سالي 20، 30 درصد بالا رفته است.
مجري: در اين 3، 4 سال 70، 80 درصد. شما گفته بوديد برجام واقعيت رهايي از بنبست هاست، واقعاً از بن بست ها خارج شديم؟
کامل نشديم ولي به نظر من گام مثبتي بود؛ اگرچه اين بحث هايي که الان مطرح است نه اينکه آن زمان مطرح نبود، ما دو انتخاب داشتيم بگوييم کل آن را قبول نداريم يا ما برداشت خودمان را بگوييم. وقتي برداشت خودمان را مي گوييم مي آييم وسط کار، مي گوييم حالا اين اتفاق افتاد و برداشت ما اين است، انتخاب دوم را کرديم بالاخره بالا و پايين شد و مذاکراتي انجام شد و اين انتخاب دوم شد، برجام به نظرم اين بود که ما هم توانستيم برويم روي ميز مذاکره و بعد ميز مذاکره بزرگتر و يکسري صحبت هاي ديگري را بگوييم و الان نبايد نااميد شويم.
درست است آن 50 که مي خواستيم الان 20 است، 15است ولي اين 15 به نظرم بهتر از صفر است در اقتصاد، الان بودجه سال 95 را نگاه کنيد، ديروز گزارش کميسيون بود 98 درصد تحقق بودجه است اگر نبود ما که نمي توانستيم خرج کنيم، نفت ما 94 درصد محققه ريالي داشته است؛
مجري: شما اشاره کرديد به کميسيون ويژه برجام که شما عضوش بوديد، آخرش ظاهراً در گزارش جمع بندي که مي خواست اعلام شود شما و برخي از دوستانتان مخالفت هايي داشتيد، حالا يک نوع آبستراکسيون که البته آخرش توانستند عدد را برسانند و جمع بندي را اعلام بکنند، مشکل کار چه بود؟ شما ظاهراً يک اعتراضي داشتيد که گفتيد نتايج را بر نظر تيم قبلي مذاکرات نوشتند.
رئيس محترم کميسيون آقاي دکتر زاکاني بودند، دو طيف کاملاً سياسي بوديم ولي تقريبا در اقليت بوديم از نظر عددي، آقاي دکتر زاکاني خوب کار را مديريت مي کرد ولي با يک پيش فرض خاصي مديريت مي کرد، من خودم در کميسيون که هستم با يک پيش فرضي موضوع را جلو مي برم، پيش فرض آقاي دکتر زاکاني مشخص بود، خوب هم فضا را درست مي کرد مشکلي از اين منظر نبود ولي من هميشه اعتراضم در جلسه اين بود که مي گفت اين گزارش را بچه ها تهيه کردند، من مي گفتم اين بچه ها چه کساني هستند؟ ما که اينجا بچه نداريم خودمان هستيم! بگوييد مشاوران و مرکز پژوهش هاي ما چه کساني هستند، مي رفتند يکسري نتايج مي آورند مي گفتند اين جمعبندي است، ما هميشه نسبت به اين جمع بندي اعتراض داشتيم يا مثلا مباحث اقتصادي مي گفتيم ديدگاه ما اين است ميگفت نه اينها را نبايد بگذاريد در گزارش، مي گفتم نظر ما اين است که اين ديدگاه بايد بيايد وقتي شما مي خواهيد بگوييد بحث اقتصادي من مي گويم من روزي 300 ميليارد تومان دارم ضرر مي کنم، اين جزء مزاياي استفاده از برجام است ميخواهم اين 300 ميليارد تومان را کم بکنم، مي گفت نيازي نيست، بالاخره من دوست دارم بيايد، شما دوست نداريد بيايد، يک بحث هاي اينگونه داشتيم.
تيم مذاکره کننده قبلي خيلي قوي ورود کرده بودند، کاملاً مشخص بود البته کار هم مي کردند اما ديدگاه کاملاً مشخصي بود.
دو نوع برداشت در مورد اصل موضوع، يک برداشت اين است اصلاً حکومت برجام را پذيرفته است يا نپذيرفته است؟ بايد هميشه در مجلس به اين موضوع توجه کنيم، برداشت من اين بود که کليت اجراي برجام مورد قبول حکومت است، پس ما در اين مسير هستيم که چگونه آن را تدوين کنيم و کمترين حاشيه را داشته باشيم برخي از دوستان اعتقاد نداشتند و روز اول گفتند کليات راي ندهيم برود، ما گفتيم اين کار درستي نيست که بگوييم کليات اين رد شد و تمام شد، بعد از دو سال مذاکره، تفاوت در نگاه خيلي زياد بود، چون اکثريت بودند با همان ريل مي رفتند، من يکي دو جا گفتم نمي آيم بعد يکدفعه ديدم يک پيشنويسي آمده است، روز آخر که مي خواستند راي گيري کنند، همانطور که مي فرماييد ما گفتيم نيستيم و راي نمي دهيم، در يک لحظه يک متني داده شد به عددي رسيد که راي گيري شود و راي گيري کردند.
مجري: مي گويند آن متن را چهارشنبه به شما و دوستان شما داده بودند تا شنبه بخوانيد ولي نخوانده بوديد؟
من شهرستان بودم اتفاقاً يکي از دوستان گفت متن را ديدي؟ گفتم مگر متن دادند؟ گفت بله، گفتم براي من فکس کنيد، جمعه متن به دست من رسيد، شنبه هم مجلس تعطيل بود، صبح آمديم و آن مباحث پيش آمد تا بعدازظهر، متن را خواندم و بعد رايگيري کردند، بحث مي کردند و روي موضوع بحث مي شد ولي آنطور نبود که بشود، نتيجه ديگري از آن گرفت، رايگيري کردند و راي آورد و بعد هم گزارش را تقديم کردند من و چند نفر از همکاران يک بيانيه داديم که آن بيانيه هم حکايتي دارد؛
مجري: حکايتش چيست؟
[مي خندد] حکايت دارد ديگر، شايد نام افراد مي آيد درست نباشد، بعضي ها نگران بودند زير آن را امضاء کنند، بعضي ها خيلي راحت تر امضاء مي کردند، ولي بالاخره با 5 امضاء بيرون آمد، 2 نفر از اعضاي کميسيون هم قبول داشتند ولي مي گفتند درست نيست امضاء کنيم
مجري: شما و آقاي پزشکيان و آقاي منصوري آراني؛
آقاي بروجردي و آقاي حقيقت پور، 5 نفري اين بيانيه را امضا کرديم، دو نفر ديگر … نداشتند و بيانيه را بيرون داديم، نکته جالبش که مي خواستم بگويم آقاي باهنر آدم سياست ورزي است و من خيلي او را قبول دارم و سرمايه مملکت است، نه اينکه من بخواهم بگويم، من معمولا در بعضي از چيزها با ايشان مشورت مي کردم و ولي بعضي چيزها برعکس نظر ايشان عمل مي کردم [مي خندد]، خدمت ايشان رسيدم و گفتم آقاي باهنر مي خواستم با شما مشورت کنم، گفتم ما بعد از اين جمع بندي بيانيه نوشتيم، خواستيم بيانيه را بيرون بدهيم به نظر شما ما بيانيه را بيرون بدهيم يا نه؟ يک 20 دقيقه با من صحبت کرد مبني بر اينکه اين بيانيه را بيرون نده، گفتم خيلي ممنون، از اتاق ايشان بيرون آمدم دادم روابط عمومي گفتم اين بيانيه را بدهيد [مي خندد]؛
مجري: چرا مشورت کرديد؟
گفتم اگر استخاره پيش شما مثبت درآمد من منفي عمل کنم اگر منفي درآمد مثبت عمل کنم؛
مجري: آقاي پزشکيان در اين برنامه گفتند براي بررسي در کميسيون ويژه ما روش علمي نداشتيم، اين را قبول داريد؟
نه، آقاي دکتر پزشکيان يک نظراتي در اين قضيه دارند، من در اين قضيه با دکتر پزشکيان همسو نيستم؛
مجري: برگرديد به زمان کميسيون ويژه باز همين روش را پيش مي گيريد در همان شرايط؟
با کليت برجام بله، ولي در مورد برخي موضوعات قطعاً احتياط هاي بيشتري را به خرج مي دهم.
مجري: يک مطلبي نوشتيد درباره پشت پردۀ 4 وزير به آقاي روحاني درباره رکود، گفتيد همه برمي گردد به صنعتي که در رانت جويي گاهي حتي گوي رقابت از خودروسازها را هم بوده است، يعني پتروشيمي، قضيه اش چيست؟
[مي خندد] خيلي ديگر شفاف صحبت مي کنيد؛
مجري: آن 4 وزير که براي خودشان چيزي نميخواستند براي زيرمجموعه هايشان بوده؟
بله يک اشتباهي به نظرم در اقتصاد کشور صورت گرفته شده در صنعت نفت و گاز و پتروشيمي، در عرصه واگذاري و تمرکز فعاليت ها و منافعي که مي تواند با يک نرخي خيلي از موضوعات را جابجا بکند، خوراک پتروشيمي ها را، بعضي از اين نرخ ها به حق است، برخي از اين اصلاح نرخ ها به حق نيست، در يک مقطعي وزارت نفت زور مي گفت و واقعاً پتروشيمي ها را برده بود سه کنج و اذيت مي کرد، ما آن زمان ورود کرديم، آقاي زنگنه يک ديدگاه داشت، برخي از دوستان يک ديدگاه ديگري داشتند من هم رئيس کميسيون بودم، در قانون داشتيم اين متن را تصويب مي کرديم، دو طرف خيلي تند و تيز داشتيم، آن زمان آقاي نادران نائب رئيس کميسيون بودند، خدمتش رسيدم گفتم آقاي دکتر نادران کسي به شما شک ندارد رانت خواري مي کنيد، سکان اين موضوع را مي گيري و نظر کارشناسي اين موضوع را برعهده بگيري و هر چه درآمد من آنها را تصويب مي کنم، آقاي دکتر نادران لطف کردند و پذيرفتند، او و مهندس زنگنه هم کارد و پنير هستند، به آقاي زنگنه گفتم اين موضوع را مي خواهم جمع کنم، هر چه حق و کارشناسي است، گفت باشد، آقاي زنگنه هم گفتم بنشينيد و هر دو هم نشستند و واقعاً خيلي وقت گذاشتند، آقاي دکتر نادران و زنگنه نشستند و به يک متن رسيد، اين متن را هم آورديم و نهايي کرديم يادم است در صحن آقاي دکتر توکلي مخالفت کرد همان روز آقاي نادران کربلا بودند من گفتم اين متن، متنِ ايشان است من «و» آن را هم تغيير ندادم که کسي بود نبرد و اين رفت.
اين کاري که ما کرديم به نفع پتروشيمي بود براي ما هم فرقي نمي کرد پتروشيمي براي وزارت دفاع باشد، براي وزارت تعاون باشد، براي بخش خصوصي باشد يا وزارت نفت باشد، تا اينجا موضوع ملي بود حتي من آن زمان مي گفتم در شرايط تحريم هم بوديم مي گفتم اگر ما در اين حالت خوراک را هم مجاني بدهيم به نفع ماست چون کشورهاي حاشيه خليج فارس دارند مجاني برمي دارند و اين به ضرر ماست حتي اگر بدهيم توليد راه بيفتد و نخوابد به نفع ماست که ما بينابين با نفت توافق را عملي کرديم، بعد از آن ديگر هر کسي به هوس افتاد که يک کاري بکند، پارسال هم همين اتفاق افتاد گفتند باز مي رويم از مجلس يک خوراک مي گيريم، اتفاقاً آمدند رانت خواري سنگيني بردارند، باز هم ما، خود من که مي گفتم بايد آزاد کنيد گفتم نه ديگر اينجا ديگر نمي شود، اينجا ما تضمين کرديم ده سال با اين قيمت بدهيد و با اين قيمت به نظر ما مي توانيم پتروشيمي را نجات بدهيم.
حالا هر کسي اين وسط بيايد، يک بازاري آنجا دارد يعني يک سنت بالا و پايين اين، مثلاً شما يکدفعه مي گوييد 13 سنت بشود 12 سنت، يکدفعه بحث چند هزار ميليارد تومان است بحث يک يا دو ريال نيست، اينجاست خيلي مهم است که چه کسي در مجلس باشد، چه کسي در دولت باشد، چه کسي در وزارت نفت باشد، چه کسي در وازرتخانه باشد، يک وزير شايد مثلاً آقاي وزير ايکس بگويد اگر اين کار را الان انجام بدهم خيلي به نفع منافع بخش من است، اصلاً اينگونه نيست، بازار را به هم مي زنيد، رانت را خيلي بدجور تقسيم مي کنيد، توزيع رانت اشکالي ندارد، نحوۀ توزيع رانت است که اشکال دارد؛ به نظرم نامه اي که نوشته بودند يک اشتباه توزيع منافع بود و کار درستي نبود.
مجري: يک نامه اعتراضي نوشتيد به وزير نفت درباره آزمون استخدامي وزارتخانه،
دو سه مرحله اين اتفاق افتاد، به نظرم اگرچه دوره آقاي زنگنه وزارت نفت تلاش خوبي را در عرصه توليد کردند و خوب هم کار کردند سريع برگشتيم و 4 ميليون بشکه قابل تقدير است، ولي از حيث نيروي انساني، فکر مي کند با اين کار دارد خوب کار مي کند، به نظرم وزارت نفت و بدنه نفت را دارد تهي مي کند، نخبگاني که در دانشگاه نفت کار کردند و درس خواندند و بورسيه شدند، من ديروز يک مورد داشتم طرف اينجا درس خوانده، فوق ليسانس در دانشگاه شريف خوانده است رفته است کانادا با معدل نوزده و خرده اي آنجا مدرک دکتري گرفته، رفته دانشگاه شريف مدرک فوق دکتري را هم گرفته است و يک جوان زير 30 سال با معدل 85/19، بعد او نمي تواند برود در سيستم نفتي کار کند، مشاور شل و توتال و همه اينها بوده، من که رئيس کميسيون بودجه هستم نتوانستم مشکل او را حل کنم ولي راحت يک گروه هايي در نفت جولان مي دهد، يک بيسواد مي آيد، آدمهايي که معلوم نيست درس خواندند يا نخواندند مي آيند داخل سيستم نفتي و آقاي زنگنه در اين قسمت ضعيف عمل کرده است و بايد اصلاح کند و فرآيندهاي نيروي انساني را بايد اصلاح کند و متاسفانه در اين قضيه هم گوش نکرده است، چون کارش توليد مثبت است خيلي قصد نداريم او را اذيت کنيم ولي در اينجا گله جدي داريم، چه در ساماندهي نيروي انساني اش، چه در آتيه نيروي انساني؛
مجري: اين را آقاي غلامرضا تاجگردون حوزۀ گچساران نمي گويد به عنوان يک اقتصاددان کلان؛
بله، آنجا پروژه عمليات است، حوزه مهندسي عمليات کم است زياد بالا نيست ولي من متوجه مي شوم و مي گويم واقعاً من ديروز دو مورد داشتم، يعني يک نفر آنجا دکتري خوانده و برگشته و گفتم چرا برگشتي؟ گفت من نمي توانم خارج کار کنم يعني مي گفت زماني که رفتم 6 ميليون تومان پول داشتم وقتي برگشتم 800 ميليون تومان پول داشتم، وضعش هم خوب بود يعني مي گفت آنجا آنقدر به من پول مي دادند که حد ندارد.
مجري: اموال بابک زنجاني مشخص شد به چه صورت مي خواهد برگردد؟ حکم اعدام او هم که تاييد شد؟
بله من يکي از کساني هستم که دو سه بار به اين موضوع واکنش نشان دادم که اعدامش نکنيد، چون اولاً اموال به اندازۀ بدهي هايش نيست، يعني هر کاري کنند نمي شود، اعدامش کنند نهايت مي شود پرونده اميرمنصور، يکسري اموال، يکسري مدير دولتي رفتند روي آن شرکت ها و کارخانه ها دارند کار مي کنند، چه شد؟
مجري: شما کمتر از 16 سال سن داشتيد که در آستانۀ عمليات فتح خرمشهر مجروح شديد؟
بله.
مجري: چگونه مجروح شديد؟
عمليات آزادسازي خرمشهر بوديم، شب خط را شکانديم و رفتيم جلو، خوب هم رفتيم جلو عمليات موفقيت آميزي بود يعني واقعا آنقدر سرعت عمل بالا بود نمي دانستيم با اُسرا چه کنيم، همينطور مي رفتيم جلو يادم است يک شهرکي بود، يک رودخانه عرايض بود، رفتم آنجا الان ديگر صاف شده، آن را طي کرديم بعد چند لحظه اي نزديک پل نو گير کرده بوديم، 10، 11 صبح بود يکدفعه يک خمپاره 60 خورد وسط ما 3، 4 نفر.
مجري: چه زماني به فکر ازدواج افتاديد؟
وقتي به دنيا آمدم [مي خندد] انسان هر وقت احساس کند بايد ازدواج کند به نظرم بايد ازدواج کند، سختي هايش را بپذيرد، من دوران دانشگاه به فکر افتادم ازدواج کنم موفق تر مي شوم.
مجري: رسم هاي قديمي که عقد دخترعمو و پسرعمو را روي آسمان ها بستند، اينطوري نبود؟
نه البته بيشتر وصلت هاي ما خانوادگي هست، برادر و خواهرهايم بيشتر خانوادگي ازدواج کردند ولي اين نبود.
مجري: چه کسي خطبه عقد را خواند؟
عقد را يکي از روحانيون محترم منطقه، آقاي حسيني.
مجري: مهريه چقدر بود؟
مهريه حضرت فاطمه زهرا (س) است.
مجري: 3 فرزند داريد، دو پسر و يک دختر، چه درسي مي خوانند؟
پسرم بزرگ عمران خوانده و الان ارشد مي خواند، پسر دومم معماري مي خواند که الان بايد براي ارشد امتحان بدهد، دخترم دبيرستاني است، سال سوم رياضي.
مجري: دو پسر مشغول کاري نيستند؟
نه، فعلا درسشان را بخوانند، البته پسر بزرگم بايد کار کند ولي حالا بايد شرايطي فراهم شود.
مجري: براي خانواده وقت کم مي گذاريد؟
چه کسي گفته؟! واقعاً کار خيلي زياد است و من هم شرمنده آنها هستم بخصوص در يکي دو ساله خيلي فشار به من وارد مي شود و مشخصاً به خانواده هم فشار وارد مي شود، چون نمي رسم.
مجري: گفتند غذا خوب درست مي کنيد؛
شايعه است؛
مجري: مي گفتند خيلي چيزها را از شما ياد گرفتند، چه چيزي درست مي کنيد؟
الان که زياد درست نمي کنم، يکبار يکي از همکاران شما در برنامه اي از من پرسيد شما غذا درست مي کنيد؟ گفتم بله، گفت فسنجان مي توانيد درست کنيد؟ گفتم بله، يک دعوايي شد بين مديران استان که آقاي تاجگردون خودش غذا درست مي کند، فسنجان درست مي کند [مي خندد] غذا اگر بخواهم درست کنم مشکلي ندارم درست مي کنم، زمان دانشجويي ياد گرفتم.
مجري: تفريح شما با خانواده چيست؟
همين سر زدنها، بيرون رفتن، البته ديگر به ندرت اتفاق افتاده است، مسافرت سالي يکي دو بار را سعي مي کنم حتماً برويم حالا يا زيارت آقا امام رضا (ع)، يا مسير شهرستاني و توقفي در جايي سعي مي کنم برويم.
مجري: چطور دکتري رفتيد بلژيک، بورسيه شديد؟
نخير، قراردادي خواندم، يعني بعد از اينکه از سازمان برنامه بيرون رفتم من هيات علمي موسسه آموزش عالي و پژوهش مديريت برنامه ريزي هستم يعني درحقيقت زماني که سازمان مديريت بودم درخواست دادم و هيات علمي بودم، بعد فرصتم خيلي آزاد شده بود يعني ديگر در اوج کار سازمان برنامه، آمديم در کار علمي و آموزشي، شرايط هم طوري نبود که در کار آموزشي بتوانيم کار بکنيم، يک شرايط خاص سياسي بود، دوران خوبي نبود ولي براي من خوب بود يعني نمي خواهم به آن برگردم ولي فضا براي ما فراهم کردند هم توانستم درس بخوانم، يکي دو تا اندوخته هاي علمي و تجربي را در کنار هم گذاشتم، موجب شد يک نظريه بدهم آن را به عنوان موضوع پژوهشي دکتري من بپذيرند؛
مجري: دولت غيرفدرال؟
بله بودجه غيرمتمرکز براي آنها اين موضوع خوب بود چون يک تجربه خوبي کنار هم گذاشته مي شد و معمولاً هم به آن نمي پردازند، من در زمان دولت هم روي اين موضوع خوب کار کردم؛
مجري: در مورد شما همين را مي گويند، مي گويند اصليتش اصلاح طلب است ولي با هر دو گروه تعامل مي کند يا بعضي ها اگر بخواهند شما را نقد بکنند مي گويند دو طرفه بازي مي کند.
اصلاح طلبي را نه از حيث تحزب، از حيث رفتار و منش و اداره کشور قبول دارم، مي گويم اصلاح طلبي يک شرايطي را براي کشور فراهم مي کند که منجر مي شود ما نظريات جديد، روش هاي جديد را انتخاب کنيم براي زندگي بهتر، حالا اين مي تواند در قامت تاجگردون باشد، در قامت شما و در قامت هر کسي باشد، من الان در طيف اصولگرايان اصلاح طلباني سراغ دارم که اصلاً در طيف اصلاح طلب چنين ديدگاه هايي را نداريم، افرادي در طيف اصلاح طلب هستند دُکمي ترين افراد هستند، اصلاً بگويم محافظه کار، چه عرض کنم خيلي آن طرف تر بايد بگوييم؛ در طيف اصولگرا انسانهايي را داريم که واقعاً يک تفکر ارزشمند را دارند و حيف است در جمهوري اسلامي ايران بخواهيم به خاطر تحزب يا تفکر خاص خودمان خيلي از اينها را کنار بگذاريم.
بعضي اين را درک نمي کنند مي گويند اين بازي است، من اصلاً نيازي به بازي ندارم که بخواهم کاري بکنم، من دارم کارم را فني انجام مي دهم و فکر مي کنم مثلا الان آقاي دکتر علي لاريجاني يک انساني است اصولگرا، خيلي هم اصولگراست در خيلي از امور، اموري که ما نامش را مي گذاريم رفتار اصلاح طلبي از خيلي از اصلاح طلبان ما اصلاح طلب تر است براي اداره مملکت. در طيف اصلاح طلب ها انسان هايي هستند که اصلاح طلب هستند ولي واقعاً در چپ چپ ماندند، نام انسان خيلي چپ را نمي شود گذاشت اصلاح طلب! مگر اينکه بگوييم اصلاح طلب مساوي است با چپ.
مجري: در رزومه تان هميشه مي گوييد که به دو استادتان خيلي مديون هستيد يکي مرحوم دکتر نوربخش، يکي هم دکتر پرويز داوودي که زمان آقاي احمدي نژاد معاون اول بودند که شما را براي نخستين سِمت تان معرفي کردند. در رزومه هم هر دو طرف را آورديد، قبول داريد اين هوشمندي را هم داريد؟
آقاي داوودي، داوودي سال 64 تا 68 که داوودي سال 84 نبود، داوودي خيلي تغيير کرد [مي خندد] تقصير من نيست، واقعاً آقاي داوودي خيلي تغيير کرد، خيلي آزادي فکرش بيشتر از نوربخش بود، نوربخش داوودي را کنترل مي کرد، واقعاً اينطور بود، من دانشجوي ارشد آنها در دانشگاه شهيد بهشتي بودم، بعد آقاي دکتر نوربخش خدا رحمتش کند انسان بسيار شايسته و عالمي بود، در اقتصاد ملا بود، ايشان هم وزير اقتصاد شدند، پس بگوييم چرا نوربخش داوودي را برد؟ دکتر داوودي را برد و معاون اقتصادي کردند، ايشان ما چند نفر از دانشجوها را دعوت کرد، يعني واقعاً فکرش هم خوب کار مي کرد، يک طيفي از دانشجويان ارشد را بردند آنجا و من 5، 6 بعد که با ايشان کار کردم، من را مديرکل سياست هاي مالي وزارت اقتصاد گذاشتند، آن زمان 24 سالم بود، خب نوربخش بود، آقاي داوودي بود، انسانهاي بزرگي بودند؛
مجري: الان چقدر 24 ساله ها هستند؟ آرزو دارند و اين فرصتها به آنها داده نمي شود، قبول داريد؟
بله قبول دارم.
مجري: اهل شوخي با دوستانتان هم هستيد؟
بلايي که سر خودش آوردم نمي داند وگرنه[مي خندد]
مجري: چه بلايي آوريد بگوييد؟
زياد است [مي خندد]
مجري: بعد از حقوقهاي نامتعارف در بيمه مرکزي يک نامه به وزير اقتصاد نوشتيد و انتقاد کرديد، به فاصله کمي صندوق توسعه ملي پيش آمد، نامه نوشتيد به آقاي رئيس جمهور و انتقاد کرديد باز هم يک انگشت نشان داديد به آقاي طيب نيا که قبلاً من به وزير شما گفته بودم اتفاقات اينطوري افتاده، بعضي ها اينطوري تعبير کردند که چرا آقاي تاجگردون مثلاً براي قضيه صندوق توسعه ملي چيزي و انتقادي به رئيسش که خلاصه از رفقاي شماست نکرديد؟
سال 95 موضوع حقوقهاي نجومي اتفاق افتاد، من سال 94 بنا به تناسب کاري ام گزارشاتي دريافت کردم از برخي پرداختي هاي نامناسب در برخي از شرکتها و دولتها، يکي دو بار وزير اقتصاد جناب دکتر طيب نيا را که در مجلس او را ديدم و حتي از او خواستم يک ساعتي در مجلس ماندند اينها را به ايشان نشان دادم، ما افراد خيلي خيلي بالاتر از رئيس صندوق توسعه ملي داشتيم که پرداخت هايش بالاتر از اين بود، ما 75 ميليون هم داشتيم، 80 ميليون هم داشتيم چرا نامش را نياوردند؟ ناراحتي من از اين مطلب بود؛
مجري: بعضي ها مي گويند آقاي تاجگردون اين نامه را مي نويسد اطلاعات دارد، بعد سر قضيه مجمع تشخيص، مصوبه مجمع تشخيص را گفتيد احساسي بوده و براي اينکه جلوي 60 درصد افزايش حقوق مديران را گرفت ديگر.
مجمع اصلا در مورد تعارضش با سياستهاي کلي و چيزهاي اينطوري بايد نظر بدهد؛
مجري: اختلاف نظر شما و شورا مي رود مجمع ديگر؛
نه ديگر اختلاف نظر ما و شورا، بعد مجمع بايد چه کند؟ مجمع بگويد کجاي اين بند خلاف سياستهاي کلي نظام است؛
مجري: حق را بايد به يک نفر بدهد،
بله نه اينکه آن را حذف کند، حذف يعني چه؟ اصلاح متن يعني چه؟ به مجمع ربطي ندارد، من هميشه يک حرفي دارم البته قاطبۀ مجلس اين حرف را دارند من مي گويم طبق قانون اساسي قانونگذاري وظيفه انحصاري مجلس است، سال 1384 بود بين مجلس و شوراي نگهبان يک اختلاف نظري صورت گرفت يادم نيست دقيق در مورد چه بود، مجلس هفتم بود، ياد دارم آقاي دکتر سبحاني رئيس کميسيون بود، مرحوم آقاي هاشمي رفسنجاني رئيس مجمع بودند، آقاي حسن روحاني عضو مجمع تشخيص مصلحت بودند، همان جا آقاي هاشمي رفسنجاني، خدا رحمتش کند، ايشان متن را تغيير داد، اين حرفي که من مي گويم آن سال آقاي روحاني به آقاي هاشمي گفت و حتي يک بگو مگويي هم بين آنها اتفاق افتاد من همانجا نشسته بودم، همانجا به آقاي سبحاني گفتم آقاي سبحاني رضايت ندهيد به اين موضوع، در دولتم به نفع من است ولي حق انحصاري شماست، همان زمان آقاي روحاني رئيس مجمع گفتند شما اجازه نداريد متن را تغيير بدهيد، شما فقط مي توانيد درباره اين موضوع نظر بدهيد که آقاي هاشمي تصميم خودشان را گرفتند؛
مجري: يک دستگاه اجرايي که مدعيِ مبارزه با حقوقهاي نجومي است و يکسره از رسانه ملي هم اين موضوع را مي گويد خودش مازاد بر قانون 250 ميليارد تومان پرداخت کرده است، کدام دستگاه؟
من يک بحثي با ديوان محاسبات داشتم، ديوان محاسبات خودش زحمت کشيد و گزارش داد، از نظر قانوني بررسي کنيم چه کسي خلاف قانون دارد عمل مي کند، هر کسي دارد خلاف اين قوانين عمل مي کند بايد با آن برخورد شود چه حقوقهاي نجومي باشد چه غيرنجومي باشد، مثلا حقوق شما 5 ميليون است، اگر شما خارج از ضوابط ماهانه 18 ميليون به شما بدهند، يا من حقوقم 18 ميليون است خارج از ضوابط به من22 ميليون بدهند، من چون مي روم بالاي 22 ميليون تومان مي شوم نجومي بگير، شما از 5 ميليون به 18 ميليون مي رسيد کسي با شما کاري ندارد، من حرفم اين قسمت کار است، از ديوان محاسبات خواهش کرديم و يک گزارشي به ما داد کل دستگاه هاي اجرايي کشور را درآورد که اين دستگاه چقدر تخلف کرده است مثلاً صندوق توسعه ملي 3 ميليارد تومان تخلف کرده بود،با وام و اضافه و… دستگاه فلان جا 2ميليارد تومان، يک دستگاه 100 ميليارد تومان، شايد دو نفر از آنها رفتند بالاي 20 ميليون تومان ولي دو هزار نفر از آنها از 5 ميليون تا 18 ميليون را گرفتند اين چه؟ نبايد به اين بپردازيم؟! بعضي ها ناراحت شدند من يک مصاحبه کوچکي کردم، چرا به نظام؟ اين موضوع چه ربطي به نظام دارد؟! اصلاً رئيس مجلس باشد، رئيس قوه قضاييه يا مجريه باشد، خلاف کرديد بايد با شما برخورد شود؛
مجري: آن وقت 250 ميليارد تومان در اينها هم است؟
بله 280 ميليارد،
مجري: نمي گوييد کدام دستگاه
نه، اجازه بدهيد بررسي دقيق تري شود، 150 ميليارد توماني هم داريم.
مجري: خارج از دولت است؟
بالاخره در اين سه قوه است.
مجري: چرا اينقدر اين نظارت ما ضعيف است؟ همين جا که شما مي گوييد اگر وزير اقتصاد درست عمل کرده بود يا گزارش ديوان محاسبات درست اِعمال شده بود شايد به اينجا نمي رسيد.
همه در اين قضيه اشکال داريم از مجلس بگيريد تا باقي دستگاه ها، من يک قانون تصويب مي کنم سيستم نظارتم شايد قوي عمل نمي کند، نمي گويم تقصير ديوان محاسبات است، خيلي ارکان ديگري داريم که بايد مرتب قوانين را کنترل کنند، فرآيندهاي کنترلي نيست، من يادم است از برنامه سوم تاکنون هر کاري مي کنيم که بتوانيم يک ساختار نظارتي دقيقي تعريف کنيم به دليل تعارضي که با قانون اساسي دارد نميتوانيم تعريف کنيم.
مجري: چه تعارضي؟
يک وظيفه براي سازمان بازرسي تعريف شده است، يک وظيفه براي من تعريف شده است، يک وظيفه براي دولت تعريف شده است در نظارت، مثلا من مي گويم ديوان محاسبات اين کار را بکنيد مي گويند اين از وظايف بازرسي کل کشور است؛
مجري: چه کسي بايد اين قضيه را حل بکند؟
قانونگذار، چون در قانون اساسي اينها اشاره شده است، تقريباً در برنامه چهارم داشتيم ولي هر گاه مي رفتيم به دليل تعارض با قانون اساسي نتوانستيم.
مجري: اگر واقعاً دولت لايحه مي داد، چون خيلي معتقد بودند چيزي که دولت داده است لايحه نبود، اين مشکلات ممکن بود به وجود نيايد، درست است؟
بله اگر دولت لايحه را مي داد خيلي مسائل ما کمتر مي بود يعني اصلاً قاعده کار راحت تر بود، بررسي برنامه راحت تر بود، برنامه خيلي دوستان زحمت کشيدند، چون برنامه طوري بايد باشد که شما نگاه مي کنيد متوجه شويد در مملکت چه مي خواهد اتفاق بيفتد مثلاً شما شايد نقد داشته باشيد به برنامه چهارم ولي نگاهش مي کنيد، متوجه مي شويد برنامه چهارم مي خواهند چه کند؛
مجري: به عنوان يک متخصص برنامه نويسي داريد مي گوييد؛
بله مثلا من برنامه سوم را نگاه مي کنم مي گويم اين برنامه نهادسازي است که دنبال نهادسازي در کشور است، برنامه چهارم برنامه اي است که دنبال آزادسازي است، برنامه پنجم مي گويم دنبال زمينه هاي عدالت است، بايد نگاهش کنم متوجه شوم، ولي برنامه ششم را نگاه مي کنم متوجه نمي شوم، الان رئيس محترم کميسيون تلفيق، مي گويد من قبول ندارم اين بندها را بيخود حذف کردند، رئيس کميسيون تلفيق بايد احساس مالکيت کند نسبت به آن و يا بگويد اين گزارشي که من دادم در صحن علني کلش تغيير کرده است؛
مجري: يک روالي از برنامه اول تا پنجم رفته است که بايد حفظ شود، قانون بد بهتر از بي قانوني است؛
حرف من اين است مي گويم عقلاي مملکت بنشينند، 10 نفر را مقام معظم رهبري مشخص کند، بگويند تکليف اين را مشخص کنيد؛
مجري: چگونه در حوزه شما بخصوص بعضي از منتقدان هم طيف تان به شما انتقاد دارند مثلا در دوره نهم به طرفداران خودشان گفته بودند متنفذان اصلاح طلب که به شما راي ندهند، مساله اي با اينها داريد؟
همان که شما گفتيد اصولگراست يا اصلاح طلب معلوم نيست چيست [مي خندد] يک نظريه اي را درباره اصلاح طلبي عرض کردم و در منطقه هم اين هم ثابت کردم هر کسي بخواهد موفق شود بايد بهتر بتواند براي مردم کار کند، مردم با او احساس آرامش داشته باشند، هر کسي اين کار را کرد موفق است، ما اشتباه مي کنيم بعضي اوقات فکر مي کنيم مردم ما اصلاح طلب هستند يا اصولگرا هستند، بعضي وقت ها مي گويند مردم اصلاح طلب هستند، نه مردم نگاه مي کنند کجا آرامش بيشتر است، مثلا دوره اول من شرکت کردم راي هم نياوردم، اصلاح طلبها تحريم کردند ولي من شرکت کردم که بگويم نبايد تحريم کرد، شرکت کردم و مردم هم اعتماد کردند که او مي خواهد کار کند، دور بعد آمديم يک اقليتي از دوستان ما من را قبول ندارند تا صد سال ديگر هم قبول نخواهند داشت چون من اصلاً آدم تندي نيستم در مباحث سياسي، اين رويه من است و مردم هم فعلاً اين را پسنديدند، تا زماني که مردم اين را ميپسندند، اصلاح طلبان ما و دوستان ما در منطقه بايد به اين موضوع تن بدهند که رضايت مردم اصل است.
مجري: براي سال 92 شما براي آقاي دکتر رضايي کار کرديد؟
نه من به آقاي روحاني راي دادم. آقاي دکتر رضايي لر هستند و ما هم لر هستيم و در تمام استانهاي لرنشين ايشان اول شدند، تازه که بحث ها شروع شده بود آمدند در گچساران يک جلسه اي خدمت ايشان بوديم با دوستانش، به ايشان گفتم دوستاني که الان در اين نشست هستند به شما راي نمي دهند، خيلي جلسه سنگيني بود من اتفاقاً قبل از ايشان چند دقيقه صحبت کردم و خدمتشان گفتم آقاي دکتر رضايي شما هر وقت از گچساران ما عبور کنيد، چه رئيس جمهور باشيد، چه فرمانده سپاه باشيد، چه دبير مجمع تشخيص باشيد، چه يک استاد دانشگاه باشيد ما از شما استقبال مي کنيم چون شما آقا محسن جنگ ما هستيد و خودشان هم مي دانست به چه شکلي است ولي در مورد زمان راي گيري و ستادها من به احترام آقاي رضايي در گچساران سخنراني نکردم، طبيعي هم است، دوستان ما بايد اين را درک کنند اگرچه در گچساران جزء معدود شهرستان هاي کشور است که بيش از 70 درصد به آقاي روحاني راي دادند؛
مجري: در مجلس نهم به نفع آقاي باهنر از نائب رئيسي مجلس کنار رفتيد، فراکسيون رهروان، به چه علت؟ چون ايشان را خيلي قبول داشتيد و برعکس ايشان عمل مي کرديد؟!
[مي خندد] آن شب من واقعاً فکر نمي کردم راي بياورم، همان لحظه گفته بودم من هم کانديدا هستم اگر قبلش کانديدا شده بودم که اصلاً راي هم بالا بود اگر قبلش گفته بودم يا لابي کرده بودم، همان لحظه يک نفر ديگر گفتند کانديدا شود که راي من بالا نرود، حالا بگذريم از آن قسمت، بعد که راي ها را شمردند گفتند آقاي باهنر 68 و من 67 و آقاي ابوترابي هم که بالاتر بود فکر کنم نود و خرده اي بود، يکي از دوستان گفت دوباره بشمارند [مي خندد] دوباره شمردند هر دو شديم 67 راي، قاعدتا فردا صبح بايد در صحن فراکسيون رهروان بايد 3 نفر را مطرح مي کردند بايد يکي از ما کنار مي رفتيم، قطعاً اگر سه نفر را مطرح مي کردند از دوستان اصولگراها، پايداري ها راي مي آوردند و راي مي شکست، گفتم شما به نفع من برويد کنار درست نيست، چون شما انسان با تجربه اي هستيد رئيس نظام جامعه مهندسي و بالاخره پيروان حضرت امام، خلاصه هفت دور نمايندگي به نفع تاجگردون اصلاح طلب دوره اول، يعني مرگ سياسي براي شما، اصلا من نمي خواهم اين اتفاق هم بيفتد و اصلاً نمي شد و امکانپذير نبود ولي من به نفع شما بروم کنار اتفاقي نمي افتد من پيروز هستم، دوم اينکه من نمي خواهم با رقابت با شما مرگ سياسي خودم را رقم بزنم، مثال زدم فلاني يک بار با شما رقابت کرد شما را شکست داد ديگري خبري از او نيست، حالا کجاست ديگر خبري از او نيست و ديگر دور سياست را خط کشيد، اين تکه ها شوخي بود ولي من با اعتقاد به اينکه انسان باتجربه تري بود، قطعاً هم اگر اين کار را من نمي کردم و اين ريسک يا اين خطاي سياسي را مي کردم، الان اين شرايط را نداشتم.
مجري: آقاي لاريجاني واقعاً اين را آنجا گفتند؟
نه روزهاي اول نشسته بوديم بعضي از دوستان در طيف خودشان خيلي با آقاي باهنر بد بودند نه در طيف ما، گفتند آقاي باهنر فلان، آقاي لاريجاني از روي حسن نيت گفت دور آقاي باهنر را خط بکشيد اذيت نکنيد چه کاري با آقاي باهنر داريد؟! آدم باتجربه اي است ـ واقعا به درد مجلس مي خورد ـ آقاي باهنر بيکار شود مي نشيند توطئه مي کند پدر شما را درمي آورد [مي خندد] از ديد مثبت گفت.
مجري: براي انتخابات 96 شما از معتمدان اجرايي هيات مرکزي انتخابات هستيد، پيش بيني شما چيست؟
به نظرم انتخابات فعلاً سرد است ولي اگر کمي شرايط را مناسبتر بکنيم، رقابت بيشتر شود، تلويزيون درصد مشارکت را نشان مي دهد، نگاه مي کردم خيلي بد است که اگر درصد مشارکت پايين بيايد بايد يک مقدار تنور گرم شود و بيايد بالا، موضوع انتخابات رياست جمهوري خيلي غيرقابل پيش بيني نيست ولي به نظرم لازم است تنور داغ شود و اگر مردم ناراحتند روي بعضي از افراد و فرآيندها ناراحت هستند، آنها که نمي توانند، ديروز من ديدم يکي از دوستان يک مصاحبۀ خيلي بي احترامي به رقيب کرده است يا الفاظي به کار برده که رقيب را خُرد کند يا طرف را خيلي بي ارزش جلوه بدهد، واقعاً ناراحت شدم دو سه روز دل به دل مي کنم جواب او را بدهم يا ندهم، مردم نگران همين هستند، سال 84 نمي خواهم نام ببرم ولي وقتي در مناظرات دو نفر مناظره مي کنند و فکر مي کنند دارند از آقاي هاشمي دفاع مي کنند ولي مردم ما نشان مي دهند هيچ کس از بالا نبايد با مردم صحبت بکند با هيچ گروه و طيفي، چه اصلاح طلبي و چه اصولگرايي، من حق ندارم طرف مقابلم را انسان کم شخصيت يا ضعيفي نشان بدهم. به نظر من اگر اينها بخواهند راي جمع کنند راي جمع نمي شود.
مجري: به عنوان کسي که بودجه کشور دست شماست مي خواهم صريح بپرسم، هر دولتي بخواهد بيايد روي کار يارانه ها با اين وضعيت ادامه پيدا خواهد کرد؟
نه اصلاً نبايد ادامه بدهند، من با اين نوع نگاه اعتقاد دارم ما بايد به فقرا خيلي رسيدگي کنيم، ما سال 92 که بودجه سال 93 را مي بستيم، دولت هم تازه آمده بود، ما در کميسيون تلفيق مجلس اعلام کرديم رئيس کميسيون فکر کنم خودم بودم يا نائب رئيس کميسيون بودم، آنجا تصويب کرديم هدفمندي اينطور نشود، اينقدر پول را بدهيم به فقرا مثلا 30 درصد فقرا اضافه شوند، 30درصد اينها کم شوند و کم کم اين را زياد کنيم آنجا ديدم دولت مخالف اين دارد صحبت مي کند، آقا چرا اينطور؟ ما نمي توانيم شما فشار مي آوريد! گفتم آقا شما تازه راي گرفتيد ما سال بعد راي مي خواهيم در اين موضوع دولت و مجلس بايد موافق باشند؛ به همين خاطر خواهشم از کسي که الان مي خواهد رئيس دولت شود خدا وکيلي اگر آمد مجلس هم آمادگي اش را دارد، تصميم بگيرد رويه را تغيير بدهد، منابع کشور هدر مي رود و فقرا هم دارند اذيت مي شوند.
مجري: شما خودتان آخرين باري که منطقه محروم رفتيد چه زماني بود؟
ايام تعطيلات نوروز بود؛
مجري: اوضاع آنها چگونه است؟
بالاخره مناطق محروم ويژگي هاي خودشان را دارند البته بايد از نظام و دولت تشکر کرد، حالا حوزه من نسبت به ساير نقاط استان باز بهتر است، گچساران بهتر از باشت است، شهرستان هاي کهگيلويه و بويراحمد هستند که هنوز عمق محروميت آنجا بالاست، خدمات دولت خوب بوده است، مناطق محروم ديگري هستند که مشکلات زيادي دارند، البته من مناطق ديگري هم دارم، من منطقه اي دارم در شهرستان باشت، شايد باور نکنيد پارسال جاده براي آنها باز شد، 25 نقطه روستايي يعني اصلا رهايش کرده بودند مي گفتند نمي شود، نمي خواهد جاده بسازيد ولي همت دولت و مسئولين، ما هم تلاش کرديم تا منطقه باز شد؛
مجري: برنامه ريزي که گفتيد نبايد مدل ما تغيير کند ديگر مناطق محروم نداشته باشيم اين دغدغه وجود دارد؟
دغدغه وجود دارد بخصوص در مجلس بيشتر، دولت هم توجه مي کند، روش هايش را بايد به کار بگيريم؛ اگر در کنار ارائه خدمات… چون يک مقطع خدمات را خيلي وارد روستا کرديم و توليد را نبرديم در نتيجه خدمات ماند و مردم آمدند بيرون، ولي اين خدمات را با توليد ببريم، اشتغال باشد وگرنه فايده ندارد من آب و گاز و برق ببرم؛
مجري: گفتيد در سازمان جديد برنامه و بودجه بايد نظارت را به صورت ويژه تقويت بکنيم، مي لنگد از اين جهت؟
بله، نظارت به نظرم تعطيل است همين الان تعطيل است، ما قبلاً ستاد نظارتمان هفتگي جلسه داشت، ستاد نظارت در سازمان برنامه، سازمان مديريت سازمان نظارت داشتيم، فرآيند نظارت مشخص بود.
مجري: ممکن است شما را در دولت آينده در مقام وزارت ببينيم؟ چون سال 94 گفته بوديد من کانديدا نمي شوم چون صحبتهايي شده بود با شما براي دولت، درست است؟
نه من هميشه گفتم من مجلس را دوست دارم؛
مجري: به آقاي لاريجاني هم گفتيد اينطور هم نمي شود سمت چپ و راست و دو تا پايداري گذاشتيد؛ نمي شود ديگر حرف خصوصي زد، اينطوري است؟
اينستاگرام خوانديد؟ [مي خندد] اتفاقاً نشانش دادم، مثلاً آرام مي خواهيم صحبت کنيم، روزهاي اول سمت چپ آقاي قاضي زاده و اين طرف هم رنجبرزاده يا اميرآبادي نشسته بودند، مي خواستيم صحبت کنيم آنها ناخودآگاه مي شنيدند، نمي شود آرام هم با شما صحبت کرد [مي خندد] حالا دو نفر که از دوستان ما هستند بعد اتفاقاً عکسش هم جالب است، دارد ميخندد، آقاي قاضي زاده دارد مي خندد.
مجري: اما آخر برنامه با دست خط جنابعالي تمام مي شود.
«بسمه تعالي
مردم عزيز ايران من، دوست تان دارم، وقتي محروميت و دردي در جامعه مي بينم که نمي توانم کاري بکنم يا کلامي بگويم رنج مي برم، مي دانم قاطبۀ مسئولين هم همين نگاه و نظر را دارند، ايران و ملت ايران شايسته زندگي بهتري هستند، به آينده اميدوارم و مي دانم ايران ما روزي سلامت خواهد شد ولي همواره نگرانم اين نسل ما را به خاطر اشتباهاتمان نبخشد و اگر اين شد، نمي دانم چگونه به نسل آينده و فرزندانمان توضيح بدهم؛ رهبر عزيزم، دولتمردان و هر آنان که خدمتگزاران اين ملت هستيد، به عنوان نماينده يکي از محروم ترين خطه ايران زمين يعني استان کهگيلويه و بويراحمد اينگونه عرض مي کنم، دين مان را دوست داريم و عاشقش هستيم، به وطن مان مي باليم ولي دوست دارم زندگيِ بهتري داشته باشيم.
