وقت تَق‌سیمِ تَق‌صیر

سید مهدی میرعظیمی، یکی از نویسندگان جوان و فعالان حوزه فرهنگ و هنر، به دنبال انتشار کلیپی در مورد حادثه تصادف جاده خرامه به شیراز که منجر به فوت یک دختر جوان شد، در قالب یادداشتی به تصادفات جاده‌ای پرداخته است.

به گزارش ریواس جنوب، به نقل از ایسنا منطقه فارس، سید مهدی میرعظیمی، در یادداشتی که برای انتشار در اختیار این خبرگزاری قرار داده، در قالبی هنرمندانه به تجربه خود از حادثه رانندگی و تاثیرات روانی این رخداد در زندگی بازماندگان چنین حوادثی پرداخته است.

میرعظیمی در این یادداشت که عنوان آن را تق‌سیم تق‌صیر، گذاشته، نوشته است؛

” تَق‌تَـق !

تـَق‌تـَق !

این صدای تق‌تق سال‌هاست دارد مرا دیوانه می‌کند. شب‌ها که می‌خوابم یا حتی در بیداری.

وقت نوشتن، هنگام راه رفتن و موقع رانندگی !

امروز چهار هزار و نه‌صد و نود و چهار روز است که انگار کسی دیگی روی سر من گذاشته و با چکش روی آن می‌کوبد: «تـَق‌تـَق »!

چهار هزار و نه‌صد و نود و چهار روز معادل صد و نوزده هزار و هشت‌صد و پنجاه و شش ساعت برابر با هفت‌میلیون و صد و نود و یک هزار و سیصد و شصت دقیقه یعنی دقیقاً چهارصد و سی و یک میلیون و چهارصد و هشتاد و یک هزار و ششصد ثانیه !

تردید ندارم که یا اعداد بالا را نخواندید یا اگر هم خوانده باشید از خواندنش حوصله‌تان سر رفته است .

اما من این اعداد را لمس کرده‌ام، جویده‌ام، هضم کرده‌ام، جذب کرده‌ام. با آن‌ها زندگی کرده‌ام .

برای همین است که وقتی صدای پدری را می‌شنوم که دارد از محل تصادف دختر بیست ساله‌اش فیلم می‌گیرد و بغض می‌کند و مدد می طلبد، نمی‌توانم در یک جمله بگویم تسلیت می‌گویم و بلافاصله خطا و کوتاهی خود و هم‌کارانم را توجیه کنم .

دقیقاً اول همان اعداد بالا که حتی حوصلۀ خواندنشان را نداشتید، من هم عزیزترین کسانم را در یک تصادف جاده‌ای از دست دادم، تصادفی که آن‌هم در جاده‌ای اتفاق افتاد که شانه نداشت، دو طرفه بود، باریک بود و مرگ‌بار .

آری؛ شما و همکارانتان حتماً زحمت می‌کشید، حتماً تلاش می‌کنید و حتماً روزها و هفته‌هایتان را در جاده‌ها به خدمت مشغولید. اما باید بپذیرید که گاهی یک سهل‌انگاری ساده، جان یک انسان را می‌گیرد .

می‌دانید جان یک انسان یعنی چه؟

یعنی یک پدر، یک مادر و یک خانواده از فردا هر صبح بی‌دخترشان بیدار می‌شوند و هر صبح بی‌دخترشان از خانه بیرون می‌آیند و هر ظهر بی‌دخترشان و هر شب بی‌دخترشان، تمام پارک‌ها بی‌دخترشان، سینماها بی‌دخترشان، بستنی بی‌دخترشان، آب بی‌دخترشان ، نان بی‌دخترشان، خنده بی‌دخترشان، گریه بی‌دخترشان، سال‌تحویل ، سیزده‌بدر، تاسوعا، عاشورا بی‌دخترشان ، مسافرت، مهمانی ، عروسی، عزا بی‌دخترشان، خرید، رستوران، خیابان، کوچه بی‌دخترشان، نفس بی‌دخترشان، خفگی بی‌دخترشان .

دوباره حوصله‌ات سر رفت از این نوشته‌ها؟! هنوز سه دقیقه نیست که این متن را می‌خوانی !

تق‌تق ..

دوباره صدای تق‌تق می‌آید .

این‌بار انگار موعد تق‌سیم تق‌صیر است. می‌خواهند تقصیرها را تقسیم کنند .

لطفاً سهم ما را هم بدهید تا برویم

انتهای پیام/سحر فکورپور

دبیر این صفحه:

لینک کوتاه خبر:

https://rivasjonoob.ir/?p=75743

شما هم دیدگاهتان را با دیگران به اشتراک بگذارید

اگر مایل هستید ایمیل و شماره تماستان را هم وارد کنید؛ این اطلاعات منتشر نمی‌شود.

اقدامات و نگرش‌های یک سرپرست بعد از ۱۰۰ روز کاری/ نسخه‌ی قنبری برای صنعت کهگیلویه و بویراحمد/ دغدغه‌‌ی مهم آقای سرپرست در دهدشت و یاسوج/ چند کار خوب و تفسیری متفاوت از عملکرد بهرامی/ ماجرای خودمختاری اتاق اصناف کهگیلویه/ این کارها را تیم قبلی انجام داد اما این دو کار را از صفر تا صد خودم انجام دادم

آقای «لقمانی»، برخوردهای نمایشی برای مردم آب و نان نمی‌شوند!/ چرا جریمه‌ها، اثری به سفره‌ی مردم ندارد؟پول‌های هنگفت صرف چه می‌شود؟ آیا بازاریان، جریمه‌ها را از گرده‌ی مردم می‌کشند؟ فقط زورتان به خرده‌فروش‌ها می‌رسد؟/ ماجرای فاکتورهای سفید امضا چیست؟/جیب خالی بازرسان و گردنِ کلفت متخلفان