در شرایط فعلی که بخش زیادی از جامعه درگیر رقابت های انتخابات هستند و هر فرد به طریقی از ظرفیت و توانایی خود برای “رسیدن” یا “رساندن” به اهداف می گوید، از این نکته نباید غافل شد که طناب رسیدن به هدف، در مواردی به دلیل پوسیدگی، تعریف ناصحیح یا ابهام، افراد را نه تنها به هدف نزدیک نخواهد نمود، بلکه آنها را از هدف دور خواهد ساخت یا دیوار و حصاری پیرامون آن ایجاد، و فرد را وادار به چرخیدن و چرخاندن دور حصار می نماید. متاسفانه بزرگان اصلاح طلب هیچ گاه چارچوب و تعریف مشخصی از اصلاح طلبی، منش و نگرش اصلاح طلبانه ارائه نکردند، بلکه فقط به کلی گویی و عدم پاسخگویی به ابهامات بسنده نمودند، هرچند شاید به باور خودشان، زیرکانه یا فرصت طلبانه به دنبال باز بودن دایره اصلاح طلبی و جذب حداکثری بودند. این طرز فکر، در عین ایجاد شرایط جذب حداکثری، همانند جارو برقی، جماعتی پالایش نشده را درون دایره اصلاح طلبی قرار داده و هر وقت فرصتی ایجاد شد، نخاله، تفاله، خوب و بد را با خود همراه ساخت و گفتمان اصلاح طلبی را با چالش و دردسر های بزرگ مواجه نمود. تاسف بارتر اینکه در تناقضی آشکار، اصلاح طلبان در سطح خرد(شهرستان ها)، که خیلی از مردم بنا به هر دلیل( نا آگاهی، نداشتن فرصت تحقیق و مطالعه، نبود اطلاعات و شفافیت در اطلاع رسانی یا حتی فرصت طلبی مخالفین) موضع چندان مشخصی اعلام نمی کنند، گزینه های مورد حمایت اصلاح طلبان را چنان در منگنه و حصار سخت گیرانه خود برای اعلام ذوب عمیق در اصلاح طلبی و انزجار از دیگر گفتمان های جامعه قرار می دهند، که امکان جذب حتی افراد مستقل را از آنها گرفته اند.
به صرف اظهارات مستقیم یا غیر مستقیم فردی برای اعلام حمایت، خودشان را از رفتن به سمت بخش دیگر جامعه رای دهنده که بصورت واضح اطلاعات چندانی از مواضع آنها ندارند و حتی سراغشان نرفته اند، محروم نمودند. به باور عده ای از اصلاح طلبان شخصیت های مطرح به تنهایی توانایی و ظرفیت تعیین نتیجه انتخابات را خواهند داشت، غافل از اینکه در دنیای سیاست به ندرت برند یا مگابرندی پیدا می شود که بتوان او را راه حل تمام مشکلات دانست. با هیچ منطق و استدلالی سازگار نیست که جماعتی را با نام قومیت، گروهی را با نام بسیجی، طیفی را متعلق به آقای فلانی و طایفه ای را ارث بابای یک نفر دانست. شرایط فعلی ایجاب می کند تا دیر نشده آنها هم با باز گذاشتن دایره فکر و نگرش و بستن دایره مطالبات اظهار شده یا اظهار نشده ی مادی و معنوی، هر کس به فراخور شناخت از محله، کوچه، شهر و روستایش به سراغ جماعتی برود و این اطمینان را به مردم بدهند که نمایندگی ارث بابای هیچ فرد و مهریه مادر هیچ گروهی نبوده و نخواهد شد، بلکه اولویت و مطالبه ی همه آنها، تغییر واضح، مشهود و ملموس در شاخص های توسعه اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی حوزه انتخابیه بوده و هر آنچه در زمینه تغییرات منابع انسانی اتفاق بیفتد، فقط و فقط بر مبنای اصل شایسته سالاری خواهد بود(هر چند متاسفانه هیچ گاه در رفتار اصلاح طلبان چنین نگرشی عملیاتی نشده است).
همگرایی تام و تمام با نظام و حاکمیت، اثبات پایبندی به ارزش های پیدا و پنهان انقلاب اسلامی، سازگاری با خرده نظام های اجتماعی و سیاسی جامعه، اثبات همدلی و صداقت حداکثری با مردم، رهبری و نهادهای اصیل نظام جمهوری اسلامی از ضرورت های شرایط فعلی است( از این طریق هم فرصت اثبات حقانیت اصلاح طلبان برای واقع بینان جامعه فراهم می گردد، هم پاسخ قاطع و محکمی، به تندروی ها، تهمت ها و کج اندیشی مخالفین بی انصاف و کوته فکر داده می شود). از طرفی منطقی و پسندیده است اصلاح طلبان واقع بین، خطاهای ریز و درشت، تنفر و نگاه منفی عده ای از همراهان و همفکران واقعی یا فرصت طلب همراه خود را، نسبت به شخصیت های حقیقی و حقوقی نظام، اصلاح، و مکرر به آنها گوشزد نمایند. تلاش برای رهایی جامعه از سیاست زدگی، دلمردگی، بدبینی و بی اعتمادی ایجاد شده در طول حداقل دو دهه اخیر و یادآوری اهمیت انتخابات در این شرایط بسیار کارگشا خواهد بود. تفسیر و تبیین حقانیت و واقعیت اصلاح طلبی برای مردم و پرهیز از هر نوع اظهار نظر که رنگ و بوی وابستگی و دلدادگی به قدرت های خارجی از آن استنباط شود از دیگر ضرورتها و راهبردهای اصلاح طلبان حاضر در عرصه انتخابات است. بر اصلاح طلبان فرض است، که بلوغ و نبوغ سیاسی خود را، با گذشت از خطاهای ریز و درشت کاندیدای اصلاح طلب حاضر در صحنه به اثبات برسانند، توقعات و مطالبات خود را در چارچوب منافع عمومی، ظرفیت ها و منابع محدود جامعه و ملاحظه حقوق همه افراد و گروه ها تعقیب و پیگیری نمایند.
عقلانیت، تدبیر و شایسته سالاری را جایگزین تندروی، خود رایی و قوم گرایی سازند و برای مشکلات خرد و کلان جامعه در حد فهم عوام و نبوغ خواص برنامه ارائه دهند. عوام را به تدبیر و دانش نخبگان امیدوار نموده و نخبگان را به همگرایی، همدلی و همراهی بیشتر با توده مردم وادار کنند. با نهادهای اصیل و سنتی نظام(حوزه های علمیه، بسیج، هیئت ها، سپاه پاسداران، نماز جمعه و…) ارتباط توام با اعتماد برقرار سازند، از تندی احتمالی و برخوردهای اولیه آنها نگران نشوند و کینه به دل راه ندهند، بلکه با حوصله و سعه صدر آنها را تحمل نموده و به آنها فرصت اظهار نظر، بررسی و تجدید نظر در رفتار و افکارشان داده شود. افراط و تندروی عده ای را به پای نظام و حکومت نگذارند و خود از افراط و تفریط بپرهیزند. در رفتار و گفتار انعطاف پذیر باشند و خود را آماده پاسخگویی به سوالات احتمالی افراد و گروه ها نمایند. در گفتار نهایت صداقت و در رفتار نهایت جدیت را به خرج دهند. از تصمیم و خرد جمعی استقبال کنند و خود را مدام در معرض نقد و ارزیابی مستمر قرار دهند.
والعاقبه للمتقین آیت سعیدی شهروند فرهنگی، بهمن ماه ۱۳۹۸

1 Comment
دوست محترمی که درمورد جریان اصلاحات فرمودند اگر ازاین جریان هستی ومتعصب به اصول اصلاح ارث پدری کسی ومهریه مادر کسی هم نیست اما اصلاحات را درکهگلویه چه کسی نابود کرد که به این روز بیافتد که هر دوره مجبور باشن ازیک نقاط استان یک فرد دانا ومتفکر بیاورند وباز هم روز از نو روزی ازنو به نظر شما چه کسی عامل این فلاکت وبلا تکلیفی ااصلاح طلبان شد بجزء محمد موحد قدرت طلب که حتی حاظر نشد در دورا ن شانزده سال نمایندگیش پرو بال یک جوان را که دراین ایل بزرگ طیبی وجود دارد بگیرد که امروز ما با قدرت مثل ادوار گذشته حمایتش کنیم دوست عزیز همه چیز را خوب میدانی .وبیاد مثل کبک برف افتادم که کبک سرش را زیر برف میکرد و میگفت همه جایم پوشیده است..ببخشد سرتان را درداوردم