چند تناقض بزرگ در عملکرد آب و فاضلاب/ آیا مدیرعامل به سمت گچساران غش کرده است؟/ هیچ معاونی نباید از نام تاجگردون سواستفاده کند!
ریواس/ مدیران آب و فاضلاب کهگیلویه و بویراحمد از یک طرف ادعا میکنند که در این دوره اعتبارات قابل توجهی را به استان آوردند از یک طرف مردم به جز افزایش قبوض آب خود و افزایش حقوق مدیرعامل و حلقه حواریون او، تغییر دیگری را در آب شرب خود نمیبینند! فقط در یاسوج، عمدهی ۸۰۰ کیلومتر شبکهی انتقال و توزیع آب فرسوده است و در یک آمار خجالتآور، حدود ۷۰ درصد آب تولیدی آشامیدنی که با پول همین مردم استخراج و توزیع میشود، جلوی چشم همین نجومیبگیرها هدر میرود و تازه با یک پررویی نجومی از مردم میخواهند که صرفهجویی کنند! شکستگیها تا چندین ماه به حال خود رها میشوند و بعد از ترمیم، بلافاصله از همان نقطه دچار شکستگی مجدد میشود!
به گزارش ریواس جنوب از یاسوج، مدیرعامل آب و فاضلاب استان کهگیلویه و بویراحمد مدعی است که در دوره مدیریتیاش، اعتبارات آب و فاضلاب چند برابر شده است اما واقعیت این است حتی با وجود صحت این ادعا هم، ولی مردم تغییری را احساس نمیکنند.
فریاد مردم از گوشه گوشهی این استان برای قطعی، کاهش افت فشار، کیفیت پایین و بیعدالتی در توزیع آب بلند است و روزی نیست که در این زمینه تماسی با رسانهها گرفته نشود.
بارندگیها در دو سال اخیر رشد قابل توجهی داشته و اگرچه تاثیر این دوسال بارندگی برای جبران کمآبی کافی نیست اما حداقل در کوتاه مدت، فشار کمآبی و تنشهای تابستانه را کاهش داده؛ با این وجود و همزمان با ادعای مدیران آب و فاضلاب در گرفتن اعتبارات خوب از تهران، مردم، آنگونه که باید، بهبودی در تامین آب شرب خود نمیبینند.
فقط در شهر یاسوج بیش از ۸۷۰ کیلومتر خط انتقال و شبکه داخلی تامین آب و شرب است که حداقل ۴۰ درصد آن یعنی حدود ۳۵۰ کیلومتر آن فرسوده و مربوط به ۴۰ سال پیش است.
در بهترین حالت ۴۰ کیلومتر از خطوط فرسوده آب در یاسوج تاکنون بازسازی شده که بخشی از آن با مشارکت خود مردم و از جیب آنها بوده است.
هر چند نباید تلاشهای مدیران آب و فاضلاب را در این زمینه نادیده گرفت اما به نظر میرسد که به شهر یاسوج بیتوجهیهای جدی شده و میشود.
یاسوج فقط یک شهر نیست و مرکز استان کهگیلویه و بویراحمد است و همانگونه که اعتبارات تهران قابل مقایسه با هیچ شهر دیگری نیست نباید انتظار داشت در شهر یاسوج نیز به اندازه دهدشت و گچساران هزینه شود بلکه باید به شهر یاسوج این نگاه باشد که هر خدمتی در این شهر برای همه هماستانیهاست.
اما فقط در همین یک قلم گفته میشود از میزان ۲۵۰ کیلومتری که در کل شهرهای استان خطوط انتقال و شبکه آب و فاضلاب بازسازی و نوسازی شد فقط ۴۰ کیلومتر آن سهم یاسوج شده که رقم بسیار اندکی است.
غلامرضا تاجگردون رییس کمیسیون بودجه مجلس است و خودش بودجه ایران را مینویسد، از طرفی هم، نمایندهی مردم گچساران و باشت است و طبیعی است که باید به فکر منافع مردمش باشد اما به نظر میرسد تاجگردون در عمدهی موارد اگر اعتباری برای گچساران گرفته، آن را به سرجمع اعتبارات استان اضافه کرده نه اینکه به اعتبارات استانی چشم و طمع داشته باشد.
در این شرایط مدیران آب و فاضلاب کهگیلویه و بویراحمد از یک طرف ادعای افزایش اعتبارات و به اصطلاح پول آوردن به استان میکنند و از یک طرف هم عدالت جغرافیایی را رعایت نمیکنند.
باید گفت که غلامرضا تاجگردون نیازی به خوشرقصی مدیران ندارد که بخواهند حق یاسوج و دیشموک و لیکک را در گچساران خرج کنند بلکه این مدیران باید اعتباراتی که تاجگردون به گچساران تخصیص میدهد را به موقع جذب و هزینه کنند انتظاری که در بسیاری موارد محقق نمیشود و اکنون یکی از دغدغههای تاجگردون جذب اعتبارات گچساران از محل آلایندگی و مالیاتهاست بنابراین او نیازی ندارد که مدیری برای خوشرقصی به سمت گچساران غش کند.
تاجگردون میداند که روزی انتخابات مجلس استانی میشود و شاید هم روزی در انتخابات ریاست جمهوری به رای مردم نیاز داشته باشد بنابراین او حداقل در استان نگاهش استانی است و رأی و رضایت مردم دیشموک و لوداب هم برایش اهمیت دارد.
در حوزهی آب و فاضلاب، نصرالله مقیمی که خودش را نمایندهی تاجگردون در این شرکت جا زده، فقط با اسم تاجگردون، از نفوذ غیرقابل تصوری در افکار و عملکرد رضا رضایی مدیرعامل آب و فاضلاب برخوردار شده که اگر کنترل نشود نه تنها کل مردم استان ناراضی خواهند شد بلکه خود تاجگردون هم نمیخواهد برای او بدنامی درست کنند.
تاجگردون بدون شک از این وضعیت در آب و فاضلاب راضی نیست و نمیخواهد هیچ فردی از جمله مقیمی، اعتبار و نامش را مصادره کند و برای خوشایند او و چند نفر دور و برش، یک استان را از تاجگردون ناراضی کند.
عملکرد مقیمی در آب و فاضلاب، داستانهای مفصلی دارد که در گزارشات دیگری، آنها را نقد خواهیم کرد.
در شهر یاسوج، تعداد شکستگیها در خط انتقال و شبکه بسیار زیاد و غیرطبیعی است که اگرچه عمدهی این شکستگیها را به فرسوده بودن شبکه ربط میدهند اما از آنجا که فقط۳۰ تا ۴۰ درصد شبکه فرسوده است باید دنبال دلایل دیگری هم بگردیم.
ترمیم عمدهی شکستگیها در شهر یاسوج تا پیش از این به پیمانکار واگذار شده بود اما این روند تغییر کرد و تا سال قبل فقط بخش کمی را پیمانکار انجام میداد و اخیرا نیز مناقصه واگذاری پروژه ترمیم شکستگیها گویا با استقبال پیمانکاران مواجه نشد و خود اداره آب و فاضلاب به صورت امانی انجام میدهد.
اگر آقای رضایی ادعا میکند که اعتبارات زیادی به استان آورده چرا باید شاهد این وضعیت نگرانکنندهی شکستگیها و هدررفت آب و دردسر مردم باشیم؟
آیا رضایی میداند که چند درصد آبی که با هزاران میلیارد تومان پول بیتالمال تولید میشود به راحتی در شبکهی توزیع هدر میرود؟
اگر پول دارید چرا اقدام نمیکنید؟
میدانید هدررفت حدود ۷۰ درصد آب تولیدی استان چه معنای خجالتآوری دارد؟
تناقض دیگری که برای افکار عمومی سوال است این است که با وجود آنکه در بسیاری از مناطق یاسوج و حومهی آن مردم با افت فشار آب مواجه هستند اما شرکت آب و فاضلاب، یکی از دلایل شکستگیهای زیاد را فشار بالای آب اعلام میکند!
اگر فشار آب زیاد است چرا در خانههای بسیاری از مردم دچار افت فشار هستیم؟
از طرفی شما که میگویید پول داریم و اعتبار به استان آوردیم، مگر نصب چند فشارشکن برای کاهش و مدیریت فشار آب چقدر هزینه میبرد که از انجام آن عاجز هستید؟
حداقل در این آیتم که شهر یاسوج تنها شهری است که دارای اختلاف سطح است و کوهپایه ای و تپهای است، اینجا دیگر کاری به گچساران نداشته باشید و اعتباراتی را برای نصب فشارشکن اختصاص دهید.
اما در کنار همهی این تناقضات، موضوع دیگری که مردم را به شدت اذیت میکند این است که در هر نقطهای که شبکهی توزیع دچار شکستگی میشود، و تیم اتفاقات آب و فاضلاب هرچند با تاخیر نسبت به ترمیم آن اقدام میکند، سوال این است که چرا باز هم بعد از چند روز و چند هفته باز هم از همان نقطه دچار شکستگی میشود؟
برخی دلیل آن را عامدانه میدانند و معتقدند هرجا پیمانکار این کار را انجام میدهد برای افزایش صورت وضعیت خود کار را نیمهکاره انجام میدهد و نظارتی نمیشود!
برخی دلیل آن را کیفیت پایین اتصالات و ابزار کار و برخی هم آن را نداشتن تخصص در نیروی انسانی مسئول این کار میدانند!
این سوال را با چند مسئول در میان گذاشتیم.
ابتدا آقای آرمین، مدیر آب و فاضلاب بویراحمد با تایید این موضوع دلیل آن را فرسودگی بالای شبکه دانست و گفت که دنبال هیچ دلیل دیگری نباشید.
او گفت که در حال حاضر ترمیم شکستگیها توسط اداره انجام میشود و با نهایت دقت و کیفیت بالا انجام میشود.
اما فرماندار بویراحمد نیز با تایید این موضوع گفت که بارها این مشکل را به کمیتهی حفاری بردیم و تنها نتیجهای که گرفتیم این است که عملیات ترمیم به صورت اصولی و علمی انجام نمیشود و این موجب شکستگی مجدد در همان ناحیهی ترمیم شده میشود.
بهشتیروی از یک برنامهی جامع برای پایداری آب شهر یاسوج از تولید تا ذخیره و توزیع و نهایتا مدیریت شکستگیها خبر داد و گفت که همهی مقدمات را طراحی کردیم اما اجرای این کار پول میخواهد.
این اظهارنظر فرماندار بویراحمد در حالی است که مقامات آب و فاضلاب معتقدند در این دوره با اعتباراتی که به استان آوردند، مشکل اعتباری ندارند.
نکتهی دیگری که در بحث شکستگیها حائز اهمیت است این است که شهر یاسوج با این وسعت، فقط یک تیم اتفاقات دارد و آقای رضایی و همکارانش میخواهند این حجم بالا از تعداد شکستگیها را با همین یک تیم انجام دهند بنابراین باید بپذیریم که شکستگیها هر دلیلی داشته باشد مهمترین آن دلایل مدیریتی است.
کدام منطق میگوید که وقتی آب تولیدی در شهر یاسوج که با هزاران میلیارد تومان تولید میشود اینگونه با بیتدبیری هدر برود اما دغدغه اول مسئولان، تولید و تامین منابع آب باشد؟
آیا حداقل در همین شهر یاسوج، نمیتوانید چند تیم اتفاقات حتی تیمهای یک نفره را مأمور کنید تا یک شکستگی بیش از دو ماه و سه ماه با این حجم بالا، آب را هدر ندهد؟
آیا اولویت باید حفظ همین آب موجود باشد یا دست و پا زدن برای چاه جدید و منبع ذخیره ب جدید و تامین منابع جدید آب؟
آیا با این مدیریت فشل در حفظ آب موجود و اینگونه ریخت و پاش و اسراف در آب، میشود از مردم خواست که صرفهجویی کنند؟
آیا حالا که قیمت آب و مبالغ فیش های آب اینقدر زیاد شده و فشار روی مردم چندبرابر شده، نباید اولویت آقای رضایی بهبود خدمات به مشترکین و جلوگیری از هدرروی آب باشد تا افزایش حقوق و مأموریت و رفاهی و جمعه کاری حلقهی حواریون و دور و بریهایش؟
بر اساس آمار خود آب و فاضلاب بین ۶۰ تا ۷۰ درصد آب تولیدی این استان در بخش شرب به دلایل مختلف هدر میرود آیا در این شرایط باید از مدیریت موفق بر منابع آب حرفی بزنیم؟ آیا باید گفت که حال عمومی آب و فاضلاب خوب است؟
حالا مردم این ضعفها را درکنار حقوقهای آنچنانی تیم مدیریتی آب و فاضلاب میگذارند و میگویند که اینها چه کردند و چه کاری بیشتر از بقیه مدیران انجام میدهند که باید حقوقهای نجومی بگیرند؟
البته برای اعلام مقصرها، صحبت از یک شخص و دو شخص نیست، آقای رضایی بدون شک ویژگیهای مثبت زیادی دارد و از وقتی آمده هم تلاشهای زیادی را به ویژه برای ساخت چند مخزن ذخیرهی آب انجام داده و آنچه گفته میشود به دلیل مدیریت کلی بر منابع آب استان است که آقای رضایی هم به سهم خودش تقصیر دارد نه به جای همه! آنچه که روی سخن ما را به سمت آقای رضایی میبرد این است که او اکنون بر رأس هرم مدیریت آب و فاضلاب نشسته و اوست که باید پاسخگو باشد.
انتهای پیام/ بنام

