روایت خواندنی روزنامه شهروند از سفر نوروزی 4 خانواده مشهدی، قزوینی و تهرانی به یاسوج/لطفا سفر نروید

لحظه‌ای كه ٤ خانواده به یاسوج مى‌رسند بارندگى شدید مجبورشان می‌کند بلافاصله در همان خانه كرایه‌اى ساکن شوند. بچه‌ها در اتاقى مشغول بازى مى‌شوند اما دقایقی بعد...

برای ما ایرانی‌های مقیم وطن، یكى از خوبی‌هاى نوروز باستانی و سال جدید، تعطیلات طولانى ابتداى آن است كه فرصت مناسبی را براى خانواده‌ها فراهم مى‌آورد تا در كنار هم به سفر بروند. هرچند كه متاسفانه هر سال اتفاقات ناگوارى نیز در كمین مسافران نوروزى بوده و هست که وجه بارز آن در سوانح جاده‌ای تبلور یافته، اما نکته اینجاست که حوادث ناگوار مورد اشاره تنها به تصادفات رانندگی ختم نمی‌شود. اینجا ذکر ماجرایی كه هرچند ختم به خیر شد، اما مرور آن مخاطب و خصوصاً راوی را دچار دلهره‌ای تلخ مى‌كند، خالی از لطف نیست.

٤ خانواده، هركدام داراى ٢ فرزند از مشهد، تهران و قزوین به قصد یاسوج (شهری كه تا به حال آن را ندیده‌اند) حركت مى‌كنند. البته قبل از سفر، از طریق دوستى كه همین تازگى‌ها به این شهر سفر کرده، به شماره تلفن فردى كه به توریست‌ها و مسافران خانه‌ اجاره می‌دهد دست می‌یابند. آن‌ها بعد از تماس با صاحبخانه و اطمینان از داشتن سرپناه راهى این سفر نوروزى مى‌شوند تا بعد از ٦ ماه هم دیدار خانواده‌هایشان تازه شود و هم شهرى كه تاكنون ندیده‌اند را سیاحت کنند.

لحظه‌ای كه ٤ خانواده به یاسوج مى‌رسند بارندگى شدید مجبورشان می‌کند بلافاصله در همان خانه كرایه‌اى ساکن شوند. بچه‌ها در اتاقى مشغول بازى مى‌شوند اما دقایقی بعد و خصوصاً هنگام صرف شام چندتایی‌شان از سردرد شکایت می‌کنند. بزرگترها دلیل این سردردها را به خستگى راه و بى‌خوابى احتمالى و بازى كردن زیاد ربط مى‌دهند. بعد از ساعتى هر کدام از خانواده‌ها به اتاق خود رفته و آماده خواب می‌شوند. سحرگاه، پسربچه ١٠ ساله خانواده‌اى كه از مشهد آمده‌اند مادر خود را از خواب بیدار کرده و قبل از آنکه موفق شود چیزی بگوید هر آنچه را که شب گذشته خورده بود بالا می‌آورد.

در این گیر و دار پدر خانواده هم با سردرد از خواب بیدار می‌شود و مادر که حسابی نگران شده به سراغ دختر ٥ ساله‌اش می‌رود اما هر کاری می‌کند بچه بیدار نمى‌شود! با هیاهو و سر و صدای ایجاد شده بقیه خانواده‌ها هم از خواب برخاسته و بلافاصله دخترک را به درمانگاه مى‌رسانند. بالاخره به خواست خدا و تلاش دانشجوی پزشکی حاضر در درمانگاه و البته با كمك دستگاه اكسیژن دخترك بیدار شده و با درمان‌هاى بعدى بهبود پیدا مى‌كند.

دلیل این اتفاق هم به واسطه کثرت اتفاقات مشابه در فصل سرما یحتمل نیاز به شرح و تفسیر زیاد ندارد: گازگرفتگی به دلیل نشت گاز مرگبار منوکسید کربن از بخاری و… اما این میان بحث عدم نظارت بر خانه‌هایى كه در شهرهای توریست‌پذیر ایران فراوانند، و براى تعطیلات عید و تابستان به صورت موقت و كاملا غیر استاندارد، تجهیز مى‌شوند – و خدا مى‌داند تا به حال جان چند نفر را گرفته‌اند – همچنان حل نشده و بى‌جواب باقى مى‌ماند. ظاهراً هیچ نهاد و ارگانی نیز قصد قبول مسئولیت این اماکن را ندارد.

حال وقتی چند سایت آشپزى و تهیه غذا به بهترین نحو و با نظارت و توجه دقیق از خانم‌هاى خانه‌دار براى طبخ غذاهاى خانگى كمك مى‌گیرند و در حالى كه كارشان به طور مستقیم با جان افراد سر و کار دارد تا كنون خطایى نداشته‌اند، این سوال در ذهن نقش می‌بندد كه چگونه ممكن است چنین نظارتى – كه سخت اما قابل اجراست- در دیگر مواردی كه به مراتب عمومیت بیشترى دارند، صورت نمی‌گیرد؟ خلاصه که تعطیلات عید به سرعت برق و باد گذشت و تعطیلات تابستانی از رگ گردن به شما نزدیک‌تر است! با این بساط فعلی، لطفا سفر نروید!!

منبع: روزنامه شهروند

دبیر این صفحه:

لینک کوتاه خبر:

https://rivasjonoob.ir/?p=44366

4 Comments

  • درود.برکسانی که درکاررسانیدن اطلاعات به مردم زحمت میکشند.جاداردازهمه شماهاکه جهت توسعه عمومی مردم زحمت می کشیددست مریزادبگم خداقوت عزیزن.
    امادوستان عزیزشماهاتابه حال ازاین مدیران رانتی ومفت خورسوال کرده ایدکه این استان بااین همه پتانسیل گردشگری تابه حال چه کاری انجام داده اند آیا درزمینه تفریحی به غیرازچهامترچمن ودرخت که هیچگونهاصالت علمی درزمینه گردشگریکاهم انجادا

  • وقتی {…}با افرادی که صلاحیت مهمانداری را ندارد ومکانهای مناسبی هم ندارند تبانی میکند با مدرک این خبر را میدم باید و مناطق گردشگری ایتان بهصوص یاایوج وسی سخت گمپینگهای اقامتی را به چاقو کشها واراذل اوباش وابسته به فامیل خود وباند خود داده شود ودر شهر هم مسافران به خانه هایی استاندارد نیستند وآنها عرضه نظارت ندارند یا دارند وابسته دهنشان به نحوی بسته هست هستندمسافران اسکان اجباری داده شود هم با آبروی استان وهم با جان مسافران بازی شود چطور همه رئیسهای کارآند عوضرشده ولی ابن رئیس بی کار آمد بی تحربه هنوز عوض نشده
    توضیح ریواس: مخاطب عزیز بخشی از کامنت شما به علت وارد نمودن اتهامات اثبات نشده حذف شده است. بدیهی است اگر سرنخی از موارد ذکر شده در اختیار این پایگاه خبری قرار گیرد، نسبت به پیگیری حقوق مردم اقدامات لازم انجام خواهد گرفت

  • بنده شهرضا رفتم، دلم رفتم، مشهد رفتم و در خانه اجاره ای رفتم خداوکیلی وضع یاسوج خیلی بهتر از اونها بوده است. البته این نافی نظارت و پی گیری موضوع نیست اما با انتشار این مطالب فقط چهره شهر و استان را مخدوش می کنید. من شهرضا رفتم یه خونه اجاره ای وضعیتش فاجعه بود، مشهد رفتیم چن سال قبل هم همینطور بود، دیلم هم به همینطور

شما هم دیدگاهتان را با دیگران به اشتراک بگذارید

اگر مایل هستید ایمیل و شماره تماستان را هم وارد کنید؛ این اطلاعات منتشر نمی‌شود.

اقدامات و نگرش‌های یک سرپرست بعد از ۱۰۰ روز کاری/ نسخه‌ی قنبری برای صنعت کهگیلویه و بویراحمد/ دغدغه‌‌ی مهم آقای سرپرست در دهدشت و یاسوج/ چند کار خوب و تفسیری متفاوت از عملکرد بهرامی/ ماجرای خودمختاری اتاق اصناف کهگیلویه/ این کارها را تیم قبلی انجام داد اما این دو کار را از صفر تا صد خودم انجام دادم

آقای «لقمانی»، برخوردهای نمایشی برای مردم آب و نان نمی‌شوند!/ چرا جریمه‌ها، اثری به سفره‌ی مردم ندارد؟پول‌های هنگفت صرف چه می‌شود؟ آیا بازاریان، جریمه‌ها را از گرده‌ی مردم می‌کشند؟ فقط زورتان به خرده‌فروش‌ها می‌رسد؟/ ماجرای فاکتورهای سفید امضا چیست؟/جیب خالی بازرسان و گردنِ کلفت متخلفان