
مردم ایران از سدههای پیش گفتوگویی رازآمیز با دیوان حافظ داشته و هنوز هم دارند و پاسخ پرسشهایی که در دل و ذهن دارند را در اشارتهای رندانه خواجه شمسالدین محمد میجویند.
بسیاری از مردم فارسی زبان، هر جا که ذهنی نگران آینده و دلی دو دل دارند دست به دامان تفال میشوند و دیوان حافظ را میگشایند و در میان ابیات غزلهای او به دنبال پاسخی برای آرام روان و ذهن خود میگردند؛ آنها بر این باورند که «تلقین و درس اهل نظر یک اشارتست» و «آن کس است اهل بشارت که اشاره داند».
اما باور بسیاری دیگر نیز، تفال به دیوان حافظ را نه چون همراهی جدی بلکه به عنوان تفننی دلنواز پذیرفته و آن را مهمان آیینهای دیرینه خود همچون نوروز و یلدا کردهاند.
تفال حافظ؛ دلآرام لحظات آشفتگی
دوستداران خواجه شیراز او را رازدان میدانند و هرجا که بر دوراهی انتخاب مانده یا دلواپس روزهای پیش رویی باشند که از آن بیخبرند و یا ذهنشان دچار تردید شده باشد و دستشان از چاره کوتاه و خرمای آگاهی بر نخیل باشد، تفال میزنند تا پاسخ حافظ آنها را در برابر دل آشوب به سکون و آرامش برساند.
حتی آنهایی که چنین باوری به تفال ندارند، نیز دیوان حافظ شیرین گفتار را همراه لحظههای شوخ خود میکنند و یا برای پرسشهایی نه چندان مهم، به تفنن، فال میگیرند و البته بارها نیز پیش آمده که خواجه شمسالدین محمد، با بیتالغزلی رندانه با آنها همراهی کرده است.
بر سر مزار خواجه حافظ شیرازی، سرصحبت را با زائران باز کردیم؛ به تفال اعتقاد دارید؟ فال میگیرید؟ شده که پاسخ حافظ به نیت شما چنان روشن باشد که شگفت زده شوید؟
بانویی شیرازی که به نظر میرسید، دهه پنجم زندگی خود را سپری میکند، گفت: هربار که چیزی ذهنم را درگیر میکند، یا از پدرم میخواهم برایم استخاره بگیرد و یا خودم فال حافظ میگیرم؛ بسیار پیش آمده که حس کردهام او دارد با من صحبت میکند.
دختر جوانی نیز گفت: من بسیار حافظ را دوست دارم، اما احساس میکنم شعر او را به هر شکل میتوان تفسیر کرد، ممکن است من از فال خود برداشت دیگری داشته باشم و فرد دیگری با همان نیت برداشت متفاوتی داشته باشد.
مرد میانسالی نیز گفت: فال حافظ از قدیم رواج داشته و من از کودکی خود به یاد دارم که پدر اهل شعر و شعرخوانی بود و بسیار به تفال حافظ باور داشت.
یکی از ۲ دختر جوانی که با یکدیگر به حافظیه آمده بودند، گفت: شعر آرامش بخش است، گاهی در لحظههایی که دلم از چیزی گرفته برای آرامشم فال میگیرم و گاهی نیز در دورهمیهای خانوادگی و دوستانه فال میگیریم.
فالهای شگفتانگیز حافظ
بسیاری از مردم، باورمندانه تفال به حافظ را همچون استخاره قرآن کریم چاره دودلیهای خود میکنند تا بیتهای او مایه الهام آنها شود، برخی برای آرامش دل خود، حافظ باز میکنند تا مصرعی دل شان را آرام کنند و برخی نیز ناباورانه فال میزنند تا حداقل غزلی خوانده باشند.
در این میان، از سدههای گذشته تا همین امروز نمونههایی از «فالهای شگفتانگیز حافظ» نقل شده که بهاءالدین خرمشاهی حدود دویست مورد از آنها را در کتابی با همین عنوان گردآورده که بازنشر برخی از آنها در این نوشتار بیتناسب و خالی از لطف نیست.
بر فتح شهر مذکور گرفت و پس از مراجعت از آنجا به طوری که مشهور است معادل ۲۰ هزار دینار به راه و به نام حافظ به فقرا احسان و اعطاء فرمود
او در یکی از این حکایتها نقل کرده که روزی در مجلس شاه سلیمان صفوی صحبت از حافظ بود، بدزبانی به اطاله کلام پرداخت و نسبتی چند به آن جناب داد و مدعی بود که حافظ عیاش و نظر بازی بیش نبوده و تمام عمر خود را در خرابات به سر برده و جز عشق و عاشقی از دنیا چیزی نفهمیده؛ به امر شاه سلیمان از دیوان حافظ فالی گرفتند و این ابیات آمد
در خرابات مغان نور خدا میبینم/ این عجب بین که چه نوری زکجا میبینم
دوستان عیب نظر بازی حافظ مکنید/ که من او را ز محبان خدا میبینم
بار دیگر از آن جناب سؤال نمودند که این پلیدی که امروز به ساحت حضرتت جسارت نموده چه خواهد دید و مجازاتش چیست؟ این ابیات آمد:
عجب راهی ست راه عشق هیهات/ که چرخ هشتمش هفتم زمین است
تو پنداری که بدگو رفت و جان برد/ حسابش با کرام الکاتبین است
خرمشاهی در حکایتی دیگر نیز نقل کرده است که: یکی از دوستان تعریف میکرد که وقتی هنوز ساواک کرّ و فرّی داشت، رژیم پیشین سقوط نکرده و انقلاب پیروز نشده و مبارزه ادامه داشت خواهرش که مبارز سیاسی بود، دستگیر شده و در زندان و در تهدید یا در معرض شکنجه بود تا نام ۲۰ – ۳۰ نفر از همرزمانش را فاش کند و ما با تمام وجود دست به دعا بودیم که خداوندا بر قدر و قوّت و مقاومت جسمی و روحی او بیفزای که زیر فشار شکنجههای ددمنشانه ناچار از افشای نام کسی یا کسانی نشود … ما روز و شب نداشتیم تا یک شب پس از قرائت قرآن و دعای توسل و توکل، گفتیم روی به دیوان بیاوریم و دست به دامن او بزنیم که شاید نور امیدی در دل ما بتاباند.
این غزل آمد: به سان «سوسن» اگر ده زبان شود حافظ/ چو غنچه پیش تواش مهر بر دهن باشد
همه اعضای خانواده و شاید بعضی دیگر از مهمانان خودی و خودمانی هم که در جریان فالگیری حضور داشتند از فرط شگفتی و شادی فریاد به الله اکبر و سبحان الله برداشتند زیرا یک نکته مهم در اینجا این است که نام خواهر مبارز ایشان «سوسن» بوده است.
البته بهاءالدین خرمشاهی در دیباچه کتاب خود نوشته که شمار این فالها به نسبت هزاران تفالی که به دیوان حافظ شیرازی زده میشود، اندک، و در حدود یک در سه هزار است.
ریشه ژرف فال حافظ در هفت سده پیش
امروز تفال به دیوان حافظ در میان ایرانیان و فارسیزبان، گستردگی بالایی دارد اما شاید بپرسید که نخستین تفالها به دیوان خواجه شمسالدین چه زمانی زده شد و فال به دیوان چگونه رواج یافت.
منصور پایمرد، محقق و حافظ پژوه، در این خصوص به خبرنگار ایرنا گفت: تفال به متون قدسی و عرفانی در تاریخ ایران، سابقه بالایی دارد و پیش از حافظ نیز به مثنوی معنوی تفال زده میشده است.
او ادامه داد: تفال نیز مانند استخاره، به معنای طلب خیر کردن و چیزی را به نیکی پیشبینی کردن است.
این شاعر و حافظ پژوه شیرازی در خصوص پیشینه تفال زدن به دیوان خواجه شمسالدین محمد، گفت: در متون تاریخی اشاراتی به فال حافظ از همان اواخر قرن هشتم و بویژه قرن نهم وجود دارد؛ یعنی همان سالهای نخستین که دیوان حافظ در دست مردم قرار گرفت.
پایمرد ادامه داد: با گسترش صنعت چاپ و افزایش انتشار دیوان حافظ و تفال به این دیوان افزایش یافت.
به گفته او، از آنجا که تفال به متون قدسی سنت دیرینه مردم ایران است، نزدیکی شعر حافظ با قرآن کریم و جایگاه قدسی او نیز به این موضوع کمک کرده است.
چرا دیوان حافظ تفالپذیر است؟
درست است که شعر شاعران شیرین سخن در میان ایرانی از استقبال بالایی برخوردار است و بسیاری از ابیات سعدی و خیام و فردوسی و خیام و صائب و دیگر شعرای فارسی گوی نزد مردم ضربالمثل شده، اما تفال زدن به اشعار آنها رایج نیست.
پایمرد معتقد است که سه ویژگی شعر حافظ، دلیل تفالپذیری دیوان او شده است.
او گفت: چندلایه، نمادین و قابل تاویل بودن سه ویژگی اصلی شعر حافظ است که سبب شده تا بتوان به دیوان او تفال زد.
به عقیده این حافظ پژوه شیرازی، همین ویژگیها سبب میشود تا فردی که تفال میزند، شعر را براساس پیشینه ذهنی و نیت خود تاویل کند و ابیات را معنا کند.
فال زدن در دیوان حافظ، فال زدن بر دیوان حافظ
بنا به اشاراتی، تفال زدن در اسلامی نیز وجود داشته و فال زدن به طائر (پرنده) و چشم و گوش نیز پیشینهای دیرینه در فرهنگ ایرانی داشته است.
چنانکه خواجه راز نیز چنین سروده است که: « چشمم به روی ساقی و گوشم به قول چنگ/ فالی به چشم و گوش در این باب میزدم».
پایمرد گفت: فال به چشم به این شکل بوده که فرد نیت میکرده و از منزل خارج میشده است، اگر سیمایی نیکو و یا جسمی زیبا منظر میدید فال خوب و اگر منظری کریه میدید، بد تاویل میشد.
به گفته او، فال گوش نیز به همین ترتیب، براساس صوت خوش یا انکر، تاویل میشده است.
آداب تفال
پایمرد درباره آداب تفال به دیوان حافظ گفت: آداب و رسوم از پیش تعریف شدهای وجود ندارد، بلکه تنها مورد رایج این است که هنگامی که نیت تفال زدن و طلب به نیکی کردن پیش بینی کردن داریم، فاتحه، یخشی از قرآن یا سه صلوات نثار روح حافظ میکنیم.
او گفت: معمول بوده که پس از فاتحه و و نیت آماده تفال شده و دیوان را میگشاییم.
به گفته او اینکه « ای حافظ شیرازی، تو کاشف هر رازی، تو را به آنچه مینازی، به شاخ نباتت قسم گره از کار ما بگشای» حاصل ذوق مردمان حافظ دوست بوده که سینه به سینه چرخیده و تثبیت شده است.
اما اینکه امروز پرندگان دست آموز وادار میشوند تا با نوک، برگههایی حاوی ابیات کپی شده دیوان حافظ برمیدارند، سابقه چندانی ندارد و مفری برای درآمدزایی نه چندان زیبا از آیین تفال بر دیوان خواجه راز شده است.
پایمرد میگوید حتی چنین چیزی را از جوانی خود نیز به خاطر ندارد.
تفسیرهای تحمیلی ابیات حافظ
پایین برخی نسخههای دیوان حافظ، چند خطی تفسیر نوشته شده تا تفال زننده از ان استفاده کند، اما روح تفال این را بر نمیتابد.
به گفته پایمرد، تعبیر شعر، متناسب با نیت فرد است، تفال از ناخودآگاه ذهن میگوید و فرد باید خودش، اشاره شعر را دریافت کند.
کارشناسان و ادب دوستان میگویند در تفال به دیوان حافظ، همه ابیات پاسخ فال نیست، بلکه باید اهل اشاره بود و بیتالفال را یافت.
تفال؛ دری به روی دنیای شعر حافظ
اما فارغ از اینکه تا چه اندازه به تفال باورمند هستید، به اعتقاد پایمرد، فال زدن یک اثر مثبت ضمنی نیز دارد و میتواند آغازی برای آشنایی با شعر و اندیشه حافظ باشد.
این حافظ پژوه میگوید، بسیار دیده افرادی که با چند بار فال زدن به دیوان خواجه شمسالدین محمد، به غزلیات او علاقمند شده و پس از آن همه دیوان را خوانده و از سرودههای خواجه راز لذت بسیار بردهاند.
پایان/ ایرنا


