از شبرنگ تا مهرجو؛ این کجا و آن کجا/ اداره کار در مسیر پاکسازی و سلامت اداری
ریواس جنوب/ مدیرانی مانند نوذر شبرنگ در استان کهگیلویه و بویراحمد انگشتشمارند؛ بالاخره برخیها بخاطر خوبیها و خدمتشان ماندگار می شوند و برخی هم بخاطر بدیها و خیانتشان در یادها میمانند.
به گزارش ریواس جنوب از یاسوج، در حدود سه سال گذشته به جز پنج نفر در ادارهکل کار، تعاون و رفاه اجتماعی بقیه ۹۵ کارمند این ادارهکل در استان کهگیلویه و بویراحمد شبها و روزها را میشماردند تا «نوذر شبرنگ» برود.
این مدیرکل خاص، معلم شیمی بود و بر اساس زد و بندهای کثیف سیاست، از آموزش و پرورش به اداره کار آمد تا به ظاهر برای مردم این استان و جماعت قابل توجه بیکاران آن، کار پیدا کند اما او در این سه سال همه توان و اختیارات را گذاشت تا به جای کار برای مردم و همکارانش، کار را برای چند کارمند حلقهبهگوش در بیاورد و در حوزه ارباب رجوع نیز فقط برای دوستان، بستگان و سفارششدهها کار کند.
او برای کارمندانش، ظلم و بیعدالتی را به حد رساند و ماهیانه برای خودش مبالغ رفاهی ۳۰ و ۴۰ و ۶۰ میلیونی واریز میکرد برای چند کارمند و معاون هماهنگش، مبالغ ۲۰ و ۳۰ و…. و برای بقیه کارمندان یک و دو و گاها صفر میلیون تومان میریخت!
هر کارمندی هم اعتراض میکرد با پروندهسازی و تخلفات اداری و… تلاشهایش را بیاثر میکرد و نهادهای بالادستی مثل استانداری هم یا زورشان نمیرسید یا کاری نداشتند یا هم با سکوت خود مسیر تخلفات شبرنگ و تیمش را هموار میکردند.
میگویند هر چه بیعدالتی شده با مشورت و مشاوره دو تن از کارکنان بوده و حتی کلید اتوماسیون مدیرکل در اختیار آنها بوده به طوری که برای هر کی دلشان میخواست امضا میکردند و دیگر سوءاستفادههایی که بخشی از آنها به اثبات رسیده و برخی دیگر نیز به اثبات خواهد رسید.
شبرنگ برای چند مدیری که همواره دور و برش بودند و بخاطر پروازی بودنش در مهمانسرای اداره اتراق میکردند، کارهای دیگری هم درست میکرد مثلا پروژه تعمیر ساختمان ادارهکل که یک کار غیرضروری بود با حدود یک میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان را به جای آنکه به پیمانکار بدهد، خودش و همان چند کارمند تعمیر کردند و پولش را به جیب زدند.
شبرنگ که مزه رفاهیات چند صد میلیونی برایش شیرین بود، میگفت، پولی آمده چرا بدهیم پیمانکار، خودمان بیکاریم انجام میدهیم و همینطور هم شد و مدیرکل و معاون و چند مدیر دیگر هماهنگ با او لباس عوض کردند و با چند تیشه و پتک فانتزی این پروژه را تمام و سود خوبی هم بر جیب زدند.
شبرنگ حتی رنگکارها را هم از شیراز آورد تا هیچ خیری از او به مردم این استان نرسد و هم دیوارهای اداره را رنگ کند و هم شبانه و یواشکی اعتماد مردم و مسئولان ارشد را رنگ کند!
شبرنگ مدیر عجیب و پر از طمع و حرص بود؛ او حتی پول آببهای اداره را هم نداد و وقتی که کنتور ادارهکل و شهرستان را قطع کردند و بردند، دستور داد آب اداره بدون کنتور وصل شود اما حاضر نبود پول بدهد تا بلکه پول بیشتری برای مانور دادن داشته باشد.
شبرنگ مدیر پروازی بود و صبحانه و نهار و شامش را از یک رستوران مجلل و گران سفارش میداد اما وقتی باید پول این غذاها را میداد به آب و آتش میزد تا این بدهی را ندهد، معلوم نبود او میخواست با این پولها چه کند که بدهی اداره را هم نمیداد!حتی غذایی که خودش هم خورده را بود را یا نمیداد یا بعد از جنجال و بگیر و ببند پرداخت میکرد.
شبرنگ پا را فراتر هم گذاشت و از کارپرداز اداره، پول نقد دریافت میکرد اما آنقدر بدحساب بود که پول کارپرداز را هم برنگردانده تا اینکه کار بیخ پیدا کرد و به زور، کارت بانکیاش را گرفتند و به حساب خزانه واریز کردند!
میگویند پشت همه اشتباهات و تخلفات و فسادهای او دو تن از کارمندان نزدیک به او بودند که حتی اتوماسیونش را هم در اختیار داشتند؛ مدیرانی که شبرنگ رفت و هنوز هم سرپرست بودند!
شبرنگ حتی در جلسات استانی هم شرکت نمیکرد و بیشتر وقتش در مسیر بین شیراز و یاسوج با خودرو و بنزین دولت میگذشت.
اما شبرنگ و تیمش همین خط بیعدالتی را در حوزه مردم نیز دنبال کردند و هزاران میلیارد تسهیلات ارزان قیمتی که باید برای جوانان شغل درست میکرد را به باد فنا دادند و به هر کی که دلشان میخواست، وام میدادند.
موضوعی که با ورود مقتدرانه سازمان بازرسی به اثبات رسید و سه مدیر ارشد این ادارهکل با یک پرونده سنگین به دادگاه معرفی شدند.
وقتی تخلفات و هشدارهای لازم به شبرنگ داده میشد و میگفتند این تخلفات زندان دارد و…. میگفت آدم کاری که دوست دارد انجام دهد لازم باشد لباس راهراه زندان را هم بپوشد ارزش را دارد.
او حتی در روز تودیعش جرات آمدن به جلسه را نداشت و در همان روز با خودروی اداره به شیراز رفت و هر کاری کردند خودروی اداره را هم برنگردانده تا چندین روز بعد یک راننده از یاسوج رفت و بالاخره او را راضی کرد.
خودرویی که زیرپای شبرنگ تصادف هم کرده بود و او حتی حاضر نبود خسارات آن را پرداخت کند.
به طور خلاصه باید گفت، شبرنگ با کارهای عجیب و تخلفات و خیانت و فساد نامش را در تاریخ مدیریتی استان کهگیلویه و بویراحمد ماندگار کرد و با یک پرونده سنگین به همراه دو مدیر دیگرش، به دادگاه رفت و اکنون توپ اجرای عدالت در زمین دستگاه قضاست.
بالاخره نوذر شبرنگ با شروع دولت چهاردهم و با جدیت و اولویتهای استاندار جدید در سلامت اداری، عزل شد تا در روی دیگر این سکه، جایگزین شبرنگ، فردی باشد که زمین تا آسمان با او متفاوت است.
ابراهیم مهرجو مدیریست که وضعیت مالی خانوادگی او به حدیست که میتوان او را مدیری «سیر» دانست که طمع پول بیتالمال را نکند؛ موضوعی که مهرجو در همین سه ماه هم به خوبی نشان داد به طوری که تفاوت مبالغ رفاهیات او به اندازه معاونین و نزدیک به مبلغیست که برای بقیه کارمندان میریزد و همین یک اقدام او موجب رضایت کارکنان و امید به برگشت نظم و عدالت در این ادارهکل شده است.
مهرجو، تنها مجتمع ورزشی کارگران استان را که مدیرکل قبلی بدون دلیل پلمپ کرد را به مزایده شفاف و قانونی برد و حتی در اقدامی ارزشمند و کمسابقه، این آگهی را در وضعیت و استوری صفحات فضای مجازیاش نیز اطلاعرسانی کرد تا نشان دهد که به حرفی که در روز معارفهاش زد، وفادار است و واقعا میخواهد در اتاق شیشهای و شفاف، مدیریت کند.
مهرجو، پلمپ ناعادلانه مجتمع ورزشی کارگران را شکاند و مجموعههای استخر و سالنهای ورزشی آن را به بخش خصوصی واگذار کرد تا در اختیار ورزش و ورزشکاران قرار گیرد.
در حوزه پرداخت تسهیلات که بیشترین حواشی و فساد بود نیز مدیریت امیدبخشی حاکم شد و دیگر از تسهیلات سفارشی و بیدر و پیکر خبری نیست؛ روال اداری و قانونی تسهیلات طی میشود و میشود گفت فساد در این بخش نیز در حال اصلاح شدن است.
بعد از سالها، جلسات شورای معاونین و دیگر جلسات مهم از جمله شورای اشتغال، برگزار میشود، تعامل این مجموعه با دیگر نهادهای اثرگزاری برقرار شده، رویه فسادستیزی جدی گرفته شده و ادارهکل کار در حال پوستاندازی و قرار گرفتن روی ریل اصلی خود است.
این نکته را نیز باید گفت که عملکرد مهرجو زیر ذرهبین رسانههاست و هر چند نشانههای خوبی از بهبود اوضاع در این ادارهکل وجود دارد اما چنانچه این روند موقتی باشد یا در ادامه قصوری در عملکرد مدیران جدید باشد بدون شک، به آن خواهیم پرداخت.
انتهای پیام/


9 Comments
چقدر پول گرفتی تا این اراجیف رو بنویسی..
در عجبم که از قیامت ترسی نداری اینهمه دروع نوشتی چقدر مطمئن بودی که اینچنین بی محابا دست به قلم شدی عجله نکن
جوجه را آخر پاییز میشمارند
آقای بنام
عزت وصالت و قیامت خودت را فدای دروغ بلفی برخی ها نکن
من بعنوان یک کارمند در پیشگاه خدای متعال گواهی میدهم
آنچه نوشتی دروغ محض وتهمت است
آقای مهرجو توان نداشت از تهران برای همکاران در ایام عید اعتبار بگیرد
مجموعه ورزشی لز صفر تا صد کار آقای شیرنگ بوره
زیبا سازی وتصمیم ساختمان مدارک موجود است
بترس وبترس وبترس
جوجه را آخر پاییز میشمارند
آقای بنام
عزت وصالت و قیامت خودت را فدای دروغ بلفی برخی ها نکن
من بعنوان یک کارمند در پیشگاه خدای متعال گواهی میدهم
آنچه نوشتی دروغ محض وتهمت است
آقای مهرجو توان نداشت از تهران برای همکاران در ایام عید اعتبار بگیرد
مجموعه ورزشی لز صفر تا صد کار آقای شیرنگ بوره
زیبا سازی وتصمیم ساختمان مدارک موجود است
بترس وبترس وبترس
جوجه را آخر پاییز میشمارند
آقای بنام
عزت وصالت و قیامت خودت را فدای دروغ بلفی برخی ها نکن
من بعنوان یک کارمند در پیشگاه خدای متعال گواهی میدهم
آنچه نوشتی دروغ محض وتهمت است
آقای مهرجو توان نداشت از تهران برای همکاران در ایام عید اعتبار بگیرد
مجموعه ورزشی لز صفر تا صد کار آقای شیرنگ بوره
زیبا سازی وتصمیم ساختمان مدارک موجود است
بترس وبترس وبترس
به مهرجو هم می رسیم
بر پدر و مادرت لعنت خدا لعنت کند بنیاد شهید استان بنیاد فساد
دقیقا یکی مثل شبرنگ مدیرکل اوقاف استان هست که نه کسی زورش بهش میرسه نه کسی اهمیتی میده به اوج ظلم و ستم ایشان حتی رسانه ها هم اهمیت نمیدن
درود لطفاً اطلاعات تون را در واتساپ یا ایتای به شماره ۰۹۱۷۱۴۶۳۷۰۱ بفرستید حتما بررسی میکنیم
خوب تعریف کردی ولی نگفتی چرا هنوز معاونت آقای شبرنگ در راس رابط کار است .کسی که باید از همون روز اول عزل میشد ولی آقای مهرجو ظاهراً زورش به او نمیرسد و باید از زور استاندار برای عزلش استفاده کند و دهها مدیر پرتوان بجای ایشان قرار بگیرد